القاب بانوان دربار هخامنشى / دختر شاه

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

مدارك بابلى و ايرانى ، دختران شاه را به عنوان گروه مشخصى از بانوان متمايز مى‌كنند. همان‌طور كه قبلاً ديديم ، يكى از الواح باروى تخت جمشيد (PFa 5) به دختر شاه به عنوان سونكى اشاره مى‌كند. اين عبارت عيلامى مترادف است با كلمه بابلى مرت شرى كه در اسناد بابلى نوين درباره دختر خشايارشا به كار رفته است. اين متن متعلق به سال 486 ق.م. ، يعنى سال به سلطنت رسيدن خشايارشا ، و متضمن پرداختى است به ارتيم ، دايه رته هشه ، دختر پادشاه (اِوتس 1892 : 2 app). آرتيم شش كر (1080 ليتر) جو دريافت كرده است كه مقدار قابل توجهى است و به نظر دانداميف ممكن است مال‌الاجاره يك مزرعه بوده باشد (1992 : 116 _ 117 ، ش 2). اين مدرك منحصر به فرد بابلى نوين تنها شاهد در مورد اشاره به يكى از دختران خشايارشاست كه تاكنون شناخته‌ايم. اصطلاح پك (pak) مجدداً در PFa 31 آمده است ، اين بار به صيغه جمع يعنى به صورت پكبه (pakbe) كه در اشاره به دختران ويشتاسب است. متن كه مربوط است به تخصيص جيره شراب براى مصرف در سفر ، قيد كه اين مقدار 210 كوارت (200 كيلو) برآورد مى‌كند كه براى سه زن بوده است. اين امر نياز به توضيح دارد كه چرا براى انتساب خانوادگى به نام پدرشان ، ويشتاسب اشاره شده است نه به اين كه خواهران داريوش بوده‌اند. اگر بتوان بر پايه اين متن منفرد چيزى گفت ، اين است كه در موقع انتساب خانوادگى احتمالاً مردى كه سالار خانواده ارجحيت داشته است.


چه در متون ايرانى و چه در منابع يونانى هيچ موردى از شناسايى دختران شاهى از روى نام شخصى آنان نمى‌يابيم. در اغلب موارد ، زنان را فقط به عنوان همسران يا مادران صاحب‌منصبان عالى‌مقام شاه ، يا صاحب‌منصبانى كه در ارتش شاه خدمت مى‌كردند ، مى‌شناسيم. از بين زنانى كه با لقب‌هايشان شناخته شده‌اند ، از روى متون فقط نام ارته زوستر و خواهرش ، ماندانه ، را مى‌دانيم (ديودوروس ، 11 ، 57 ، 5 _ 1). در بعضى موارد ، ذكر نام شخصى آنان با اين واقعيت ارتباط دارد كه آنها شاهدخت‌هايى بودند كه با خود شاه ازدواج كرده بودند. اين مطلب در مورد آتوسا و آرتيستونه و همچنين پرميس ، دختر برديا كه با داريوش اول ازدواج كرده بود ، صدق مى‌كند. اردشير دوم ظاهراً با دخترانش ، آمستريس و آتوسا ، وصلت كرده بود. پريساتيس ، دختر اردشير سوم ، و استاتيرا ، دختر داريوش سوم ، با اسكندر سوم ازدواج كرده بودند.


در اين مرحله ، جمع‌بندى عنوان‌هايى كه براى شناسايى زنان دربارى ايران به كار مى‌رفته سودمند مى‌نمايد. كلمه يونانى « مادر شاه » براى خطاب به مادر شاه به كار مى‌رفته و ظاهراً كاربرد اصطلاح مشابهى را در زبان ايرانى و منابع بابلى نشان مى‌دهد. اصطلاح بابلى اومى شرى (ummi sarri) كه با علائم AMA LUGAL نوشته شده است ، هم در دو نوشته سلطنتى و هم در اسناد حقوقى آمده است. بر پايه مدارك بابلى ، مى‌توانيم به صورت عيلامى amma sunkina يا sunki ammari را بازسازى كنيم. چنين صورتى در الواح باروى تخت جمشيد مشهود نيست ، ولى amma در كتيبه بيستون به كار رفته است.


به همين شيوه ، عبارت يونانى « شاه‌بانو » مترادف عبارت بابلى اشت شرى (assat sarri) است كه در سالنامه نبونئيد براى اشاره به همسر شاه ايران به كار رفته است. عيلامى آن را مى‌توان به صورت سونكى ايرتيرى (sunki irtiri) بازسازى كرد. صحت اين استناج را بيشتر مى‌‌توان از روى لقب دختر شاه ، كه sunki pakri بوده است ، دريافت كه اين عبارت خود مترادف عبارت بابلى marat sarri است. در شواهد عيلامى ، اصطلاح دوكشيش نيز به چشم مى‌خورد كه براى ناميدن كليه اعضاى مونث خانواده سلطنتى به كار مى‌رفته است. مطالعه اسناد حقوقى خصوصى دوره بابلى‌ها و هخامنشيان آشكار مى‌سازد كه همسر شاه با نام شخصى خود و يا عنوان شه اكالى (sa ekalli) خوانده مى‌شده است. هيچ مدركى به دست نيامده است كه اين عبارات حكم لقب را داشته‌اند. اين عبارات براى تشخيص موقعيت دو تن از والامقام‌ترين زنان كاخ سلطنتى كافى بوده است.


منبع : كتاب زنان هخامنشى ، نوشته ماريا بروسيوس ، ترجمه هايده مشايخ

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسايت خود را ثبت کنيد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.