برخورد با بیماران دچار صرع Epilepsy

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

 صرع (تشنج) Convalsion, Sizure از بیماری‌های مغز و اعصاب می باشد که معمولاً به صورت تشنج (صرع بزرگ Grand mal ) و یا حواس‌پرتی ( صرع کوچک Petit mal ) است که در مدت زمان کوتاه اتفاق می‌افتد. به صورت ناگهانی و تقریباً بدون هیچ نشانه آگاهی‌دهنده آغاز و چند دقیقه به درازا می‌انجامد و بیمار پس از آن، از حوادث روی داده چیزی به یاد نمی‌آورد. صرع یک گونه ناهماهنگی (دیس ریتمی) در جریان الکتریکی مغز  است؛ که برخی از این کسان در نوار مغز خود (EEG) آن را نشان می دهند.

 این بیماری از دوران ایران باستان (به هنگام ورود کورش کبیر به بابل) شناخته شده بوده، و در کتابهای پزشکان ایرانی (مانند ابن سینا، زکریای رازی و اسماعیل جرجانی) به آن اشاره شده است.

مراحل حمله صرع:

مرحله نخست: همه ماهیچه‌های فرد منقبض شده، مانند چوب خشک شده و در پی آن به زمین می‌خورد.

مرحله دوم: چند ثانیه پس از مرحله نخست دچار تشنج‌ها و تکان‌های پی‌درپی در همه بدن می‌شود. در این مرحله کف از دهان بیمار بیرون آمده و ممکن است وی دچار بی‌اختیاری ادرار و مدفوع گردد.

مرحله سوم: پس از حدود یک دقیقه به حالت اغماء می‌رود.

در پایان فرد به هوش آمده و ممکن است به خواب طبیعی برود.

 

کمک‌های نخستین:

1) به هنگام حمله بیمار را از نقاط خطرناک دور کنید و به آرامی شانه‌ها و دست‌های او را بگیرید تا دامنه حرکت وی کم شود.

2) در اثر تکان‌های شدید ممکن است بیمار دچار ضربه مغزی شود؛ بهتر است زیر سر وی جسم نرمی مانند بالش و غیره بگذارید.

3) سر بیمار را به یک سو خم کنید.

4) اگر دهان بیمار بسته بود، تلاشی در باز کردن آن نکنید؛ ولی اگر دهان بیمار باز بود جسم نرمی مانند لاستیک یا دستمال را بین دندان‌های بیمار قرار دهید تا از گاز گرفتن احتمالی زبانش جلوگیری شود. به هنگام این کار باید توجه داشته باشید که زبان بیمار به عقب نیفتاده و راه‌های هوایی را نبندد.

5) به دلیل اختلال نداشتن در تنفس، نیازی به تنفس مصنوعی نمی‌باشد.

6) پس از حمله به بیمار استراحت داده و همچنین آشامیدنی‌های شیرین به او بخورانید.

 

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

منبع : http://iranianbastan.blogfa.com/post-98.aspx

تاریخ تمدندانلود کتاب های تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینک

جشن اسفندگان يا سپندازمزگان

 جشن پاسداشت زن و زمين ،جشن پاسداشت زايش و زندگي

 اين جشن نياكاني كه از ديرباز در ايران، جشن ويژه‌ي سپاسداري از زنان به‌شمار مي‌آمده، این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن،  این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

 امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.

منبع +

www.TarikheMa.ir
/”>دانلود

منبع : http://iranianbastan.blogfa.com/post-98.aspx

تاریخ تمدندانلود کتاب های تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینک

جشن اسفندگان يا سپندازمزگان

 جشن پاسداشت زن و زمين ،جشن پاسداشت زايش و زندگي

 اين جشن نياكاني كه از ديرباز در ايران، جشن ويژه‌ي سپاسداري از زنان به‌شمار مي‌آمده، این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن،  این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

 امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.

منبع +

www.TarikheMa.ir
/”>دانلود

★ஜ★ جشن اسپندارمذگان بر تمام عاشقان خجسته باد ★ஜ★

منبع : http://sarzamineahorai.mihanblog.com/post/112

تاریخ تمدندانلود کتاب های تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینک

                                       

جشن اسفندگان ( اسپندارمذگان ) برابر است با اسفند (سپندارمذ) روز از ماه اسفند برابر با  ۵ اسفند در گاهشماری ایرانی می باشد.

به مناسبت برخورد روز اسفند (سپندارمذ) و ماه اسفند در این روز ،مطابق معمول هر ماه پس از برخورد روز و ماه هم نام، جشنی موسوم به جشن اسفندگان ( اسپندارمذگان ) برگزار می شود.

اسفند (سپندارمذ) پنجمین روز از هر ماه در گاهشماری اوستایی است و ماه دوازدهم هر سال ،که با آگاهی از سی و یک روزه بودن ماه های کنونی در نیمسال نخست بهار و تابستان ، جشن اسفندگان ( اسپندارمذگان ) برابر با ۲۹ بهمن ماه در گاهشمار نوین می باشد.

                                   

به پاسداشت آیین ایرانی !!!

 

پنجمین روز اسفند (اسفند روز در ماه اسفند)، در گاهشمار ایرانیان باستان و در زنجیره ی بلند آیین ها و جشن های سالیانه ی نیاکان ارجمند ما، اسپندارمَذگان (= اسفندارمذگان / اسفندارگان / سپندارگان / اسپندگان / اسفندگان)، روزی بس مهم و جشنی بسیار گرامی بود.

این جشن فرخنده – همچون همه ی آیین ها و جشن های کهن ما – ریشه های اسطورگی و فرهنگی و زیست محیطی بنیادینی در پیشینه ی هزاران ساله ی زندگی ایرانیان دارد.

در گاهان زرتشت که کهن ترین سرودهای برجامانده ی ایرانیان است و زمان سرایش آن را سه هزاره پیش از این برآورد کرده اند، از «سْپِنْتَه اَرْمَیتی» یا «اَرْمَیتی» به منزله ی یکی از فروزه ها یا نمودهای اَهورَه مَزدا (برترین خِرَد ِجهان ِهستی) یاد شده است که در کنار ِپنج فروزه ی دیگر جای می گیرد و همه با هم، بنیادی ترین سویه ی نگرش ِزرتشت ِشاعر و فیلسوف به گیتی و زندگانی گیتیانه را به نمایش می گذارند.
در این میان، سْپنتَه اَرْمَیتی پایگاهی والا و نقشْ ورزی چشم گیری دارد. او را به گونه ای نمادین، دختر ِاهورَه مَزدا و خواهر ِایزدْبانو اَشَی (اَشَی وَنگهو / ارشیشوَنگ) و ایزد آذر (که او نیز پسر اهوره مزدا خوانده شده است) شمرده اند.

در اسطوره ی آرش شیواتیر (= آرش کمانگیر) – به روایت ابوریحان بیرونی – نیز آمده است که آرش برای بازپس گیری سرزمین های ایرانی از تازش تورانیان تاراج گر، جان و زندگانی اش را در تیری که به رهنمونی ِاسپندارمذ ساخته بود، گذاشت و به سوی مرز توران پرتاب کرد.

در هزاره های پسین و در فرایند دیگردیسی اسطوره های کهن و خردورزی های فیلسوفانه ی زرتشت و خیالْ نقش های شعریِ او، در متن های اوستایی نوتر، این فروزه های ششگانه، گونه ای کالبَد ِاَستومَند (مادّی) یافتند و از آنها با وصف ترکیبی «اَمِشَه سْپِنْتَه»(= امشاسپند / جاودانه ی وَرجاوَند) یادشد. این گروه ِ ششگانه، هم بر پایه ی هنجارهای دستوری زبان اوستایی و هم بر بنیاد نگرش هستی شناختی ایرانی، به دو دسته ی نرینه و مادینه بخش شدند که سْپِنْتَه اَرْمَیتی، از سه گانه ی دوم (امشاسپند بانوان) و نماد زنانگی و مادرانگی برترین خِرَد ِجهان هستی و نیز نمودار زمین است که همچون مادری مهرورز، همه ی زندگانی گیتیانه را در دامانش می پرورد.(برای آگاهی بیشتر در باره ی این نماد و پیوندهای آن با ادب ِ ودایی هندوان، -> اوستا، کهن ترین سرودها و متن های ایرانی، گزارش و پژوهش ِجلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، چاپ نهم، – 1384، ج 2، صص 1002 – 1003) [1]
برگزیدن این روز به منزله ی روز ِزن در ایران ِامروز بهترین و فرهنگی ترین و ریشه دارترین انتخاب است و همه ی یادمان ها و داده های فرهنگی کهن مان نیز پشتوانه ی این بهگزینی است. گذشته از آنچه در بازبُرد به گاهان و اوستای نو، در این زمینه گفته شد، در نوشتارهای هزاره ی اخیر نیز اشاره های بسیار به ارجگزاری این روز برای گرامی داشت ِپایگاه والای زن در نگرش ِفرهنگی ایرانی می یابیم که سخن گوهرین و والای دانشمند و پژوهشگر والای مان «ابوریحان بیرونی» در کتاب ِآثار الباقیة از آن جمله است.

در چندین دهه پیش از این، به پیشنهاد ِاستاد ِزنده یادم «ابراهیم پورداوود»، روز پنجم اسفند به عنوان روز پرستار شناخته شده بود و به طور رسمی برگزار می شد و در این روز، برای ارج گزاری خدمت ارزنده ی پرستاران، آیین هایی به اجرا در می آمد که در آنها با پیشکش شاخه های گل  بیدمشک (گل ویژه ی امشاسْپَند بانو اسپندارمذ در اسطوره های کهن)، پرستاران میهنمان را می نواختند.
پیشنهاد ِ پورداوود و برگزاری آن آیین، کاری سزاوار بود، اما با رویکرد به جایگاه اسپندارمَذ در پیشینه ی فرهنگی باستانی مان که بدان اشاره رفت، شایسته است که از این پس، این روز را روز ِزن در ایران بشناسیم.

                 

منبع +

www.TarikheMa.ir

غش Faint

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

هنگامی‌که جریان خون مغز کم شود، به‌دلیل اینکه مغز کنترل خود را روی اندام بدن از دست می‌دهد، فرد توانایی و هوشیاری خود را از دست داده و سقوط می‌کند. به این حالت غش Faint می‌گویند. غش چند ثانیه تا چنددقیقه طول می‌کشد.

 

نشانه‌ها:

1-  رنگ پریدگی

2-  سرگیجه

3-  گز گز دست و پاها

4-  اختلال بینایی

5- تغییرات علائم حیاتی (نشانه‌های زندگی) به صورت کاهش درجه دمای بدن و فشار خون و تعداد تنفس و نبض. (البته نخست تعداد کاهش یافته و پس از مدتی کوتاه افزایش می‌یابد.)

6-  سردی پوست

7-  عرق زیاد

8-  سقوط

9-  عدم هوشیاری

 

کمک‌های نخستین:

1) بیشتر هنگامی‌که فرد می‌افتد یا شما او را درازکش می‌کنید حالش بهبود می یابد و کار دیگری لازم نیست. اگر بیمار به حالت نشسته باشد بهتر است سر او را خم کرده و وسط دو زانویش بگذارید. ولی در مجموع وضعیت درازکش بهتر از نشسته است.

2) سر فرد را به پشت خم کنید تا زبان از مسیر راه های هوایی بیرون شود؛ همچنین سر را به یک سو خم کنید تا مواد استفراغی آسپیره نشوند (درون شش‌ها نرود).

3)رخت و لباس‌های آسیب‌دیده راشل کنید.

4) تا وقتی بیمار به هوش نیامده، چیزی به او نخورانید.

5) روی سر و صورت مصدوم آب سرد بپاشید یا نیشگون بردارید.

6) اگر بدن غش‌کرده سرد است او را در پتو بپیچید.

توجه: با وجود اینکه مسئله غش مسئله‌ای ساده است، ولی می‌تواند نشانه بیماری مهم قلبی و یا غیره باشد. بنابراین سفارش می‌شود که بیمار دچار غش به پزشک مراجعه نماید.

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

غش Faint

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

هنگامی‌که جریان خون مغز کم شود، به‌دلیل اینکه مغز کنترل خود را روی اندام بدن از دست می‌دهد، فرد توانایی و هوشیاری خود را از دست داده و سقوط می‌کند. به این حالت غش Faint می‌گویند. غش چند ثانیه تا چنددقیقه طول می‌کشد.

 

نشانه‌ها:

1-  رنگ پریدگی

2-  سرگیجه

3-  گز گز دست و پاها

4-  اختلال بینایی

5- تغییرات علائم حیاتی (نشانه‌های زندگی) به صورت کاهش درجه دمای بدن و فشار خون و تعداد تنفس و نبض. (البته نخست تعداد کاهش یافته و پس از مدتی کوتاه افزایش می‌یابد.)

6-  سردی پوست

7-  عرق زیاد

8-  سقوط

9-  عدم هوشیاری

 

کمک‌های نخستین:

1) بیشتر هنگامی‌که فرد می‌افتد یا شما او را درازکش می‌کنید حالش بهبود می یابد و کار دیگری لازم نیست. اگر بیمار به حالت نشسته باشد بهتر است سر او را خم کرده و وسط دو زانویش بگذارید. ولی در مجموع وضعیت درازکش بهتر از نشسته است.

2) سر فرد را به پشت خم کنید تا زبان از مسیر راه های هوایی بیرون شود؛ همچنین سر را به یک سو خم کنید تا مواد استفراغی آسپیره نشوند (درون شش‌ها نرود).

3)رخت و لباس‌های آسیب‌دیده راشل کنید.

4) تا وقتی بیمار به هوش نیامده، چیزی به او نخورانید.

5) روی سر و صورت مصدوم آب سرد بپاشید یا نیشگون بردارید.

6) اگر بدن غش‌کرده سرد است او را در پتو بپیچید.

توجه: با وجود اینکه مسئله غش مسئله‌ای ساده است، ولی می‌تواند نشانه بیماری مهم قلبی و یا غیره باشد. بنابراین سفارش می‌شود که بیمار دچار غش به پزشک مراجعه نماید.

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

غش Faint

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

هنگامی‌که جریان خون مغز کم شود، به‌دلیل اینکه مغز کنترل خود را روی اندام بدن از دست می‌دهد، فرد توانایی و هوشیاری خود را از دست داده و سقوط می‌کند. به این حالت غش Faint می‌گویند. غش چند ثانیه تا چنددقیقه طول می‌کشد.

 

نشانه‌ها:

1-  رنگ پریدگی

2-  سرگیجه

3-  گز گز دست و پاها

4-  اختلال بینایی

5- تغییرات علائم حیاتی (نشانه‌های زندگی) به صورت کاهش درجه دمای بدن و فشار خون و تعداد تنفس و نبض. (البته نخست تعداد کاهش یافته و پس از مدتی کوتاه افزایش می‌یابد.)

6-  سردی پوست

7-  عرق زیاد

8-  سقوط

9-  عدم هوشیاری

 

کمک‌های نخستین:

1) بیشتر هنگامی‌که فرد می‌افتد یا شما او را درازکش می‌کنید حالش بهبود می یابد و کار دیگری لازم نیست. اگر بیمار به حالت نشسته باشد بهتر است سر او را خم کرده و وسط دو زانویش بگذارید. ولی در مجموع وضعیت درازکش بهتر از نشسته است.

2) سر فرد را به پشت خم کنید تا زبان از مسیر راه های هوایی بیرون شود؛ همچنین سر را به یک سو خم کنید تا مواد استفراغی آسپیره نشوند (درون شش‌ها نرود).

3)رخت و لباس‌های آسیب‌دیده راشل کنید.

4) تا وقتی بیمار به هوش نیامده، چیزی به او نخورانید.

5) روی سر و صورت مصدوم آب سرد بپاشید یا نیشگون بردارید.

6) اگر بدن غش‌کرده سرد است او را در پتو بپیچید.

توجه: با وجود اینکه مسئله غش مسئله‌ای ساده است، ولی می‌تواند نشانه بیماری مهم قلبی و یا غیره باشد. بنابراین سفارش می‌شود که بیمار دچار غش به پزشک مراجعه نماید.

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

منبع : http://svaseli.blogfa.com/post-639.aspx

تاریخ تمدندانلود کتاب های تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینک

بفرمایید یک فنجان چای خوب


راهب بودائی ،تیچ نات هان ،مطلبی دارد درباره

لذت بردن از یک فنجان چای خوب

 

میگوید شما باید کاملا در حال حضور داشته ،بیدار باشید تا بتوانید از چای لذت ببرید.

تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان شما می توانند

گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند.

تنها در حال است که می توانید عطر چای را ببویید،

طعمش را بچشیدو از لطافتش لذت ببرید.

وقتی عمیقا در فکر گذشته هستیدو یا نگران آینده،

از تجربه لذت بردن از یک فنجان چای هیچ چیزدستگیرتان نمیشود.

چشمتان را به فنجان می دوزید و چای تلف می شود.

زندگی نیز همین طور است،اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید،

پراکنده می شوید و زندگی می گذرد.

اینگونه است که احساس،عطر ،ظرافت وز یبایی زندگی را از دست می دهید.

انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد.

گذشته تمام شده است.از آن بیاموزید و بگذارید برود.

آینده هنوز نرسید ه است.برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید.

نگرانی بی فایده است.

وقتی دست از فرورفتن درگذشته و آنچه که رخ داده است برداشتیدو

نگرانی در مورد آنچه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتدرا نیز کنار گذاشتید،

آن موقع در لحظه حاضر خواهید بود.

آن موقع هست که تجربه لذت از زندگی را آغاز خواهید کرد.

منبع +

www.TarikheMa.ir

منبع : http://svaseli.blogfa.com/post-639.aspx

تاریخ تمدندانلود کتاب های تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینک

بفرمایید یک فنجان چای خوب


راهب بودائی ،تیچ نات هان ،مطلبی دارد درباره

لذت بردن از یک فنجان چای خوب

 

میگوید شما باید کاملا در حال حضور داشته ،بیدار باشید تا بتوانید از چای لذت ببرید.

تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان شما می توانند

گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند.

تنها در حال است که می توانید عطر چای را ببویید،

طعمش را بچشیدو از لطافتش لذت ببرید.

وقتی عمیقا در فکر گذشته هستیدو یا نگران آینده،

از تجربه لذت بردن از یک فنجان چای هیچ چیزدستگیرتان نمیشود.

چشمتان را به فنجان می دوزید و چای تلف می شود.

زندگی نیز همین طور است،اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید،

پراکنده می شوید و زندگی می گذرد.

اینگونه است که احساس،عطر ،ظرافت وز یبایی زندگی را از دست می دهید.

انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد.

گذشته تمام شده است.از آن بیاموزید و بگذارید برود.

آینده هنوز نرسید ه است.برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید.

نگرانی بی فایده است.

وقتی دست از فرورفتن درگذشته و آنچه که رخ داده است برداشتیدو

نگرانی در مورد آنچه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتدرا نیز کنار گذاشتید،

آن موقع در لحظه حاضر خواهید بود.

آن موقع هست که تجربه لذت از زندگی را آغاز خواهید کرد.

منبع +

www.TarikheMa.ir

نکته

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

با امواج زندگی دوست باش ، تا دوستت بدارند !

ببخش ، تا ببخشندت …
مهربان باش ، تا مهربان باشند …
با گذشت باش ، تا گذشت كنند …
به همه لبخند بزن ، تا همه لبخند بزنند … !

 
با امواج زندگی دوست باش ، تا دوستت بدارند ! ببخش ، تا ببخشندت … مهربان باش ، تا مهربان باشند … با گذشت باش ، تا گذشت كنند … به همه لبخند بزن ، تا همه لبخند بزنند … ! …

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسايت خود را ثبت کنيد