نویسنده : eni
منبع نوشته : وبسایت سرباز ساسانی
نمادی و نشانی دیگر از بیخردی و بیسوادی دشمنان ایران زمین نمایشی تحقیر آمیز از ادعاهای پیرمرد بیسوادی که ادعای همه چیردانی دارد
چندی پیش یادداشتی از خاخام ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی) دیدم که همچون همیشه لبخندی را بر لبانم نشاند (خدا خیرش دهد، مایه مسرت و شادی است!). کسی که از جانب گروهک تجزه طلب پانترک، استاد خطاب میشود و با پشتوانه مدرک فوق تخصصی «دیپلم» و با عنوان خود خواندهی «مورخ» به نگارشگری علیه ایران و شیعه مشغول است، یادداشت بانمکی دارد به نام “جمعیت شناسی تاریخی”(!!!!). ناصر بناکننده (پورپیرار جعلی) که تا دیروز قیافه باستان شناس به خود میگرفت، این بار در پوستین دموگرافیست وارد گود شده و ابرکشفی از خود بروز داده که مالتوس، بوترو، فرانکلین، ورهالست، لتکا، ولترا و هاچینسون را در قبر لرزانده است!! به دلیل اینکه احتمال دارد تارنمای این دشمن ایران و شیعه دوباره هک گردد و از این منبع خنده آفرینی محروم گردیم، کل یادداشت وی در زیر آورده میشود: —————————————————————— یادداشت جمعیت شناسی تاریخی نویسنده: ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جعلی)
دوستانی که ظاهرا قادر به ارتباط با قسمت کامنت ها نیستند و گویا از مجرای دیگری ارائه ی چند نظر در باب جمعیت شناسی تاریخی ]!!!] در این قسمت را شنیده اند، و احتمالا گفت و گو از معماری عهد صفوی حوصله شان را تمام کرده، اصرار به نصب سریع تر این مدخل و مبحث تازه را دارند. حقیقت این که در حال حاضر به آمارهای رسمی لازم دست رسی ندارم، ولی از آن که چنین اطلاعاتی با جست و جو در سایت های مربوطه به سادگی قابل وصول است، اینک با اشاره هایی نسبتا مختصر، مدخل اثبات اجرای قتل عام پوریم را، از کانال بررسی های جمعیت شناسی، با زبانی اقناعی می گشایم و دوستان را دعوت می کنم با استفاده از استدلال و آمارهای خدشه ناپذیر [!!!] عرضه شده در این یادداشت و با احاطه کامل تر، مدخل اجرای قتل عام مردم شرق میانه در ماجرای پوریم و عوارض و عواقب بعدی آن را، هرچه بیش تر به میان مردم برند. بر مبنای اطلاعات مستخرج از نتایج آماری صدور شناس نامه، که در سال۱۳۱۳شمسی به دست آمده و آمارهایی که از سال ۱۳۳۵ شمسی، به صورت ادواری، به عنوان نتایج سرشماری های فنی و رسمی و سراسری نفوس کشور انتشار یافته، دیاگرام رشد جمعیت در ایران مابین ۵/۲ تا ۵/۳ درصد متفاوت بوده است. اگر به خاطر مسائل حاشیه ای مربوط به سوء استفاده از کوپن ارزاق در پس از انقلاب، آمارهای اعلام شده را با نسبت مختصری غیر واقعی بدانیم، بدون شک از قبول تغییرات در افزایش جمعیت با دیاگرامی میان ۲ تا ۵/۲ درصد در سال ناگزیریم، زیرا وجود چنین رشدی، حتی بدون مراجعه به آمارها و فقط با دیدار از جمعیت کوچه و خیابان و گذرگاه دهکده ها نیز قابل درک است. [!] مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۲۱): پورپیرار پوریم و «جنگ ایرانیان» کتاب: تاریخ جنگها: جنگ ایرانیان
کوه تاریخ ایران بزرگتر و مستحکمتر از آن است که یورش اسکندر و مغول و عرب بتواند بر صورت آن خراشی ایجاد کند، چه برسد به نوشتار پر از غلط و تناقض نویسندهای دیپلمه آن هم از نوع اخراجی از حزب توده (آن هم اخراج به دلیل دزدی).
ناصر بناکننده که با نام جعلی ناصر پورپیرار به نگارشگری علیه تاریخ ایران میپردازد، به مانند پشهای است که تلاش دارد با طوفان خیالی ایجاد شده از بال زدنش (!!!) دماوند را جا به جا کند! نوشتار خالی از مدرک او هر روز او را رسواتر کرده و طرفدارانش را ناامیدتر و سرافکندهتر. بیچاره گروهک تجزیه طلب پانترک که برای بزرگ کردن این پشه، تلاشهای بسیار کرد.
پورپیرار با آن مدرک فوق تخصصی دیپلمش!، مدعی است که پادشاهی ساسانیان وجود خارجی نداشته و کل تاریخ ساسانی ساخته یهود است!!! مهمترین دلیل این انسان روان پریش نیز «پوریم» است. ناصر بناکننده (یا همان ناصر پورپیرار جعلی) در خیال مریضش چنین میانگارد که تمام مردم ایران، افغانستان، بخشی از هند و پاکستان، ترکمنستان، ایران شمالی، ارمنستان، گرجستان، ترکیه، سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، مصر و بخشهایی از لیبی به دست هخامنشیان قتل عام شدهاند!!!!!! چنین ادعایی به خوبی میزان عقل پورپیرار را نشان میدهد. این ادعا همانقدر معتبر است که ادعای یک «ماستبند» در جراحی مغز از طریق شست پا!
نکتهای که پورپیرار بیسواد به آن بیتوجه است اینست که تاریخ پادشاهی ساسانی با تاریخ روم گره خورده است و بخش بزرگی از منابع یاد کننده از ساسانیان به منابع رومی برمیگردد. خوشبختانه هنوز پورپیرار ادعا نکرده که روم را هم یهودیان ساختهاند!
بیچاره پورپیرار، واقعا دلم برایش میسوزد. دلم میسوزد برای کسی که نمیداند چگونه از دام پوریم فرار کند و همچون پشهای که در تارهای چسبناک عنکبوت گیر کرده تقلا میکند ولی تلاشش، او را بیشتر گرفتار میکند. پورپیرار یک راه در پیش دارد و آن اینکه بگوید تاریخنویسان روم هم مزدبیگر یهود بودهاند و یا کتابهای آنها هم توسط اورشلیمیها جعل شده است. یک راه دیگر هم وجود دارد که پورپیرار در حال مزه مزه کردن آن است و آن اینکه بگوید همچنانکه اشکانیان، همان یونانیان بودهاند، ساسانیان هم همان رومیها بودهاند!!!!
امروز کتابی را برای شما دوستان گذاشتهام که بدجوری مشت این شیاد بیسواد را باز میکند و بر طبل بیآبرویی و بیسوادی او چنان خواهد کوبید که نالهی الیاسیاش (=شیطانیش) گوش فلک را کر کند.
پروکوپیوس را تاریخ نگار دوران پرحادثه جوستینین (۵۲۷ تا ۵۶۵ میلادی) میدانند همچنین او وقایعنگار کارهای بزرگ ژنرال بلیزاریوس بوده است. او در اواخر قرن پنجم میلادی در شهر سزاریا در فلسطین متولد شد. در سالهای پرحادثه جنگهای بلیزاریوس در آفریقا، ایتالیا و در شرق، پروکوپیوس شاهد عینی وقایعی بود که در کتابش شرح میدهد. در سال ۵۲۷ او را در میانرودان مییابیم. در ۵۳۳ بلیزاریوس را در آفریقا همراهی کرد و در ۵۳۶ با او به ایتالیا رفت. بنابراین چیزهایی که او درباره این دوره نوشته است با واقعیت برابری میکند. نوشتار او باعث شده تا دوران جوستینین تا نزدیکای سال ۵۶۰ میلادی برای ما روشن باشد. بزرگترین کار او کتاب «تاریخ جنگها»ست که در هشت جلد نوشته شده است. دو کتاب اول مربوط به جنگهای ایران و روم میباشد. هفت کتاب اول با هم منتشر شدند ولی کتاب هشتم بعدا اضافه شد که به وقایع بخشهای مختلف امپراتوری میپردازد. بایستی توجه داشت که جنگهایی که پروکوپیوس بطور جداگانه شرح داده، از نظر زمانی همپوشانی داشتهاند؛ یعنی زمانی که رومیها در حال جنگ با ایرانیان بودهاند همزمان در آفریقا و ایتالیا نیز درگیر جنگهایی بودهاند.
از آنجاییکه پروکوپیوس رابطه نزدیکی با بزرگان روم برقرار کرده بود، میتوانست به آنچه در حال رخ دادن است و یا حقیقت آنچه رخ داده است دسترسی داشته باشد و به درستی آن را برای قضاوت آیندگان ثبت کند.
اینک نوشتار او دوران پر آشوب بین ایران و روم را در پیش چشمان شما قرار میدهد.
امید است با دانلود و خواندن این کتاب به این نکته دست یابید که نوشتار و گفتار دشمنان این مرز و بوم تا چه حد خالی از خرد و عقل است. هر چند ادعا نمایانندهی عقل و دانش مدعی است. ولی کسی که مدعی است اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشتهاند و ایران در آن دوران خالی از سکنه بوده است(!!!) باید پاسخ دهد که آیا رومیان هم همچون اسکندر مقدونی با ارواح در ایران میجنگیدند؟!! نمودی دیگر از بی سوادی مطلق ناصر بناکننده (= پورپیرار جعلی) . چند روزی که بنده سرگرم کارهای دیگر بودم و راست و حسینیتر بگویم، همچون بسیاری از افراد نسبت به نوشتههای پورپیرار چنان بیخیال شدهام که رغبتی برای نوشتن در مورد او را ندارم. او چنان به جفنگ گویی افتاده است که نزدیکترین حامیانش هم از او ناامید شدهاند. امروز نام پورپیرار چنان بیاعتبار و آبرو برنده شده است که طرفدارانش هم جرات نمیکنند بگویند این حرفها حرف پورپیرار است. زیرا پورپیرار برابر با بیاعتباری شده است. فکر کنم چند وقت دیگر تمام انسانهای نامعتبر و دروغگو را پورپیرار خطاب کنند و پورپیرار از یک «نام جعلی» به یک صفت تبدیل شود (جعلی از این جهت که نام اصلی او بناکننده است). آنگونه که پیداست، پورپیرار از این موضوع ناراحت شده و دل آزردگی خود را به شکل زیر بیان داشته و ناراحت است که چرا کمتر به سراغ نوشتار بیپایه و اساسش میروم و کمتر آبرویش را میبرم! نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه ۲۴ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۶:۴۲ آقای عابدی. …………. مدتی هارت و هورت می کنند و بعد هم مثل آن پهلوان پنبه که خود را ذوالقرنین گمان می کرد و چندین و چند نفر دیر گم و گور می شوند. بیچاره سلیمینمین! آقای پورپیرار، تو خودت میدانی که به سلیمینمین و نیکآیین بسیار بدهکاری و اگر اینها نبودند تا حالا چند بار چرخهایت را بالا داده بودند و به قول معروف روی چال رفته بودی! البته جناب پورپیرار بایستی بدانی که آنها از تمام نظراتت آگاه نبودند و آگاهی آنها از نظراتت درباره شیعه نتایج بسیار جالبی داشته است. تازه این اول راه است، منتظر اتفاقات بزرگتر باش. البته آقای پورپیرار حق دارد که از سلیمینمین بنالد و او را متهم به دزدی نظراتش کند ولی آگاهی سلیمینمین از این نوع نوشتار پورپیرار درباره خودش بسیار جالب خواهد بود. منتظر نوشتار روشنکننده پورپیرار میمانیم تا بدانیم چگونه پورپیرار در دفتر کار آقای سلیمینمین برای وی کلاس خصوصی میگذاشته و او را تفهیم میکرده است!!! بگذریم. حساب پورپیرار به خود آقای مهندس عباس سلیمینمین وامیگذاریم. آقای ناصر بناکننده (همان پورپیرار جعلی) سر جایت بنشین و بقیه را تشویق به نقد نکن! همین جوری هم مسخره خاص و عام شدهای!!!! ولی اگر دلت برای دیدن گندهایت تنگ شده است، در این یادداشت یکی از آنها را جلوی چشمت میگذارم تا عبرتی برای تو و دیگر ایرانستیزان گردد. تا همه بدانند، تو همانی که از مقدمات تاریخ هم بیاطلاعی. ناصر بناکننده یا همان پورپیرار جعلی اینگونه ادعا میکند که اولین کسی است که تورات را به عنوان منبعی تاریخی مورد توجه قرار داده است!!! او همچنین دست تمام مفسران تورات را نیر از پشت بسته و خود، یک یهودی تمام عیار شده است. این موجود بیسواد مدعی است که تمام بخشهای تورات را فوت آب بوده و به همین دلیل توانسته است یکی از جنایتهای یهود را (پوریم) کشف کند!!! حال تا اینجا را داشته باشید! همچنین او مدعی است که از خود یونانیها آنها را بهتر میشناسد مثلا: ۱- وی به خوبی میداند که اشکانیان یونانی بودهاند و یونانیها هنوز متوجه این موضوع نشدهاند. ۲- او به خوبی میداند که یونانیها حرف «ش» را دارند اما خود یونانیها از موضوع اطلاع ندارند. پس پورپیرار به تورات و زبان یونانی آگاهی کامل دارد (البته ارواح مشکش!) حال ببینیم او چقدر از تورات آگاهی دارد. اعضای نامحترم گروهک تجزیه طلب پانترک نترسند! به بخشی از تورات میپردازم که پورپیرار مدعی اکتشاف در آن بخش است و تا امروز بیش از ۱۰۰ یادداشت برای اثبات درستی این بخش از تورات مرقوم فرموده و باعث شادکامی اربابان اورشلیمی خود شده است. پورپیرار این استاد تمام دورانها که دارای مدرک فوق تخصصی دیپلم است!!!! در پاسخ به یکی از چاکران نوشته است: نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۵ ساعت: ۰:۵۱ آقای تلمیذ. زیگورات بودن تخت جمشید امری اثبات شده است ] !!!!!![ و بقایای موجود از دو معبد ایلامی در کنار بناهای منتسب به داریوش و خشایارشا که فرصت تخریب آن را نداشته اند، ... .............................. XERXES نامی است که تورات بر سلطان هخامنشی زمان اقدام پوریم گذارده است] !!!!!![ که به خشایارشا تعبیر شده، و اینک نیز با همین تعبیر مصرف می شود. پیشتر نوشتهام که از نظر دورانی این سلطان باید که داریوش باشد، آن گاه شاید با احتیاط تمام بتوان گفت که XERXES، یا اخشورش نام یهودی داریوش بوده است] !!!!!


