خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۰
این نگاره توسط در تاریخ ۱۴م بهمن، ۱۳۹۰ و در دسته "ایران باستان + تاریخ ایران + تاریخ تمدن جهان باستان + فرهنگ ایران" ارسال شده است.

نویسنده :

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم !

دل به دلم بدین تا براتون تعریف کنم

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و
برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین
 و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی
!

زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و…….. خلاصه فریاد میزدم

یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید
هی میپرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید
….

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و
هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید
که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه
 برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین
 مزاحم دیگران نشین و
….

دخترک ترسید… کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم
 ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب
این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم! ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ،
 اومد جلو و با ترس گفت : آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! ذوستم که اونور
 خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین!
اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان،
دخترتون گناه داره……. دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟
!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ،
توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد
!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای
زدن یک نفر استفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن
!

تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد!
حتی بهم آدامس هم نفروخت
!

هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه ! چه قدرتمند بود!!

مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید!

   -
روزخوبی داشته باشی دوست من
Have a Good Day

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسایت خود را ثبت کنید

بدون دیدگاه »

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت پارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



"

تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است. (پشتیبانی امنیتی : شرکت پارس پردازش حافظ شیراز)
All Rights Reserved 2006 - 2011