نویسنده : eni
منبع : http://man-ariaiam.blogfa.com/post-166.aspx
تاریخ تمدن – دانلود کتاب های تاریخی - ایران باستان – تبادل لینک – چهره های ماندگار مشاهیر – اسطوره و افسانه های باستان – دایرکتوری تبادل لینک
دلم گرفته , مثل کودکی نشسته در انتظار . در انتظار رفیقی که بیاورد لبانی شاد .
چنان آن نوجوانیم که می خواهد , بگیرد آن جواب نه چندان راست , همان جواب که خیلی ها برای آمدنش روز می شمرند.
چنان آن جوان ره گم کرده , که می دود این سو و آن سو و نمی یابد راهی که پایانش برسد به گلستانی اهورایی.
من آن شبیه به پیرزنی گوژپشتم که خم نشده مگر به جور زمان .
بمان تو ای رفیق بی مرام . نمان که بایدت رفتن . فقط بمان که بیاموزم , به آن نگاه بی … , بی … , اندکی مرام و معرفت . فقط بمان چند لختی تا , به تو بگویم آن که گذشت بر من . که بعد تو من زنده ام به لطف خدای اما , تو قاتلّیو نمی بخشم تو را به جان خودت سوگند . تو قتل نفس خودت کردی و من دلم , از آن همه سنگینی جسدت پر شد.
دلم تهی ز همه مهرت , دلم پر غصه ی آن همه حرف ها که می گفتی , حرفهایی که باد هوا بود ای مرد .
گفته بودمت نمی مانم. گفته بودم نمان ای یار , چرا تو چنین بی هوا و آلوده , به ترس و توهم ز زندگی رفتی ؟!
گریختن که چاره ی کار تو نبود , ای دوست. همان ” نمی مانم ” ات بس بود. به جان تو که روزگاری برای یافتنت سر بسپردم سوگند, که مرد راه های دور و درازم نبودی لختی چند. چه بهتر آن که بی سخن رفتی. نه . ببخش , اشتباه می گویم . نه , بهتر آن بود که می گفتی …
هی , امان از روزی که , دلی بلرزد نه اما ز شدت شوق , بلکه ترسی به لرزه در آرد, دلی که غرق غفلت بود .
دلت خجسته , کهنه رفیق . برایت آرزو می کنم بهین ها را . که این است رسم همیاری . که این نشان معرفت است در همراهی .
بدرود.
۹/۵/۸۹ ـ ۲:۲۴
ارمغان ![]()
– منبع +
بدون دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " ایران" + "ایران باستان" + "باستان" + "تاریخی" + "تمدن" + "دانلود" + "دانلود کتاب" + "دایرکتوری" + "سخن" + "کتاب"


