نویسنده : eni
تاریخ ما – دانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستان – تبادل لینک – چهره های ماندگار مشاهیر – اساطیر و افسانه های باستان

بذ یا قلعه جمهور معروف به قلعه بابک در ارتفاعات شهرستان زیبا و توریستی کلیبر و در بلنداهای باختری شعبهای از رود بزرگ ارس قرار دارد. کلیبر خود یکی از شهرستانهای آذربایجان شرقی است که به علت واقع شدن در ناحیه کوهستانی و وجود درختان زیاد و آب روان ناشی از چشمهسارهای کوهستانی، بسیار زیباست.
این دژ بر فراز قلهی کوهستانی، با کمابیش ۲۳۰۰ تا ۲۷۰۰ متر بلندا از سطح دریا. و اطراف دژ را درههای ژرفی با گودی ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر فرا گرفته است و تنها از یک سو راهی باریک و سخت برای دسترسی به این دژ وجود دارد.راه کلیبر به دژ با اینکه از ۳ کیلومتر تجاوز نمیکند ولی بسیار دشوار است و به هنگام گذر، باید از گردنهها و گذرهای خطرناکی عبور کرد.

راه ورود به دژ گذری است از سنگهای منظم طبیعی که راه عبور یک نفر است، معبر در فاصلهی ۲۰۰ متری دروازهی دژ و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفین دروازه قرار دارد که جایگاه دژبانان بود. یکی مخروطی و دیگری گرد از سنگهای تراشیده با ملاط ساروج که در بلندی آنها، دژبانان به تمام جوانب دژ اشراف دارند برای ورود به کاخ دژ از راهی باریک تا کمابیش یکصد متر بلندی از صخره باید بالا رفت. در چهار سوی بنا، چهار برج دیدهبانی به صورت نیمه استوانه ساخته شده است که جایگاه دژبانان و دیدهبانان بود که هر جنبندهای را تا کیلومترها از فراز درهها و کوهپایهها زیر نظر میداشتند.
برای نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلی است. و از کوهستان امکان وارد شدن به دژ وجود ندارد.با گذر از دروازهی ورودی و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسیدن به دژ اصلی، باید از گذرگاهی باریک که حدود ۱۰۰ متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودی دژ رسید. مسیری سخت که از یک سو به دره است با جنگلهای تنک و ژرفایی حدود ۴۰۰ متر که به تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد.پس از صعود، برای ورود به دژ اصلی از مدخلی دیگر با پلکانهایی نامنظم باید گذشت. بنای دژ دو طبقه و و در پارهای جاها سه طبقه میباشد. در طرفین مدخل دو ستون مشخص است که پس از تالار اصلی است که ۷ اتاق در اطراف آن قرار دارند که به تالار مرکزی راه دارند. در قسمت شرقی دژ تاسیسات مرکبی از اطاق و آبانبارها ساخته شده است. محوطهی داخلی آن بهوسیلهی نوعی ساروج غیر قابل نفوذ گردیده بود که به هنگام زمستان از آب و برف پر میشد و آب مورد نیاز دژنشینان را تامین میکرد.

در سمت شمال غربی دژ، پلههایی سرتاسری وجود دارد که اکنون ویران شده است و بخشهایی از آن از خاک بیرون مانده است و تنها راه صعود به بخشهای مرتفعتر بناست که محوطه وسیعی است و احتمالا جایگاه سربازان بوده که از آنجا به همه چیز و همهجا تسلط کامل داشتهاند. از همینجا بوده است که بابک خرمدین آن دلاور بینظیر به مدت ۲۲ سال لشکریان سه خلیفه ستمگر و انسانکش عرب، یعنی هارونالرشید، مامون و معتصم را معطل کرده و شکست داده بود.
از آثار معماری و روش چفت و بست سنگها و ملات ساروج و اندود دیوارها، از نوعی گچ و خاک، میتوان به یقین اظهار داشت که ساختمان این دژ در روزگار اشکانیان و یا شاید ساسانیان ساخته شده است.بدین ترتیب میتوان گفت دژ جمهور از دوران قدیم محکم و استوار بر بلندپایهترین قلههای آذربایجان خودنمایی میکرده و هنوز به عنوان جایگاه بابک خرمدین و یکی از نمونههای استقامت و پایداری آذربایجانیان و ایرانیان برابر عربها و جزو بزرگترین نمونههای معماری ایران محسوب میشود.

پاپک یا بابک خرمدین مرد اصیل آذربایجانی، شیرمردی که ۲۲ سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با نیرنگ از پا درآمد. بابک در سر سودای بزرگی دوباره ایران را داشت. با کشته شدن او، پیروانش در سراسر ایران، مبارزه با سلطهی اعراب را پی گرفتند.به بهانهی سالگرد تولد او در تیر ماه که یادآور یکی از حماسههای تاریخی ایرانیان توسط بابک خرمدین است، در دژ بابک در کلیبر هر ساله مراسمی برپا میگردد. در این مراسم از سراسر ایران مردم حضور دارند و نمیتوان مدعی شد که گروهی خاص در آن شرکت داشتهاند. آری بابک خرمدین متعلق به همهی ایرانیان است.
بابک خرمدین و پانترکها!!!!
همان گونه که میدانیم، پان ترکها بارها بی پایه بودن سخنها و نظریاتشان را به اثبات رسانیده اند. از ترک خواندن نظامی گنجوی و مادها گرفته تا ترک خواندن رستم!!!
همان برچسب ها را امروز ، درباره ی پاپک خرمدین می گویند. و این نیز از همان گزینه هایی است که می تواند تنها باعث به ریشخند گرفته شدن آنها شود. نخست اینکه بابک نه بزبان ترکی سخن میراند و نه اینکه از نژاد آغوز و ترک بود. در آن زمان در آذرآبادگان، زبان پهلوی آذری رواج داشت. (بر پایه ی پژوهشهایی که تا کنون انجام شده هیچ نشانی از زبان ترکی در آذربایجان پیدا نشده، از پیش از ۳۰۰ سال پیش) دو اینکه نام پاپک یک نام اصیل ایرانیست. این نام بارها در شاهنامه آمده، این در حالیست که هیچ گاه در منابع ترکی از آن نام برده نشده. سه اینکه به نامهای یاران او(آذین، رستم) و همچنین آیین او (پیرو مزدک و جاویدان پور شهرک و خرمدینی) و زادگاه پدرش(مدائن پایتخت ساسانیان) که نگاه بیندازیم، به آسانی در میابیم که بابک یک ایرانی و بود و نه ترک و آغوز.
سعید نفیسی مورخ سالهای ۱۱۶-۱۱۷ مینویسد:
«سرزمینی که بابک خرم دین در آن سالها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نویسان ارمنی آگاهیهای چندی درباره وی داده اند. از آن جمله یکی از کشیشان وارداپت واردان یا وارتان که در ۱۲۷۱ میلادی و ۶۷۰ قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته و از مآخذ پیش از خود بهره مند شده است، مطالبی دربارۀ او دارد. ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند. وارتان در حوادث سال ۸۲۶ میلادی و ۲۱۱ قمری می نویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات) بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در آن زمان به تازیان اسماعیلی و از اسماعیلینژاد می گفتند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان می دانست. در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد. تاگغارخونی آمد و خرد و بزرگ را با شمشیر از میان برد. مأمون هفت سال در سرزمین یونانیان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتنی لولوا را گرفت و به بین النهرین بازگشت …»
دشمنان ترک بابک: معتصم (خیلفهی ترکزاد، یعنی دارای مادری ترک) و سرداران ترک معتصم: ایتاخ٬ بوغا٬ اشناس. گروهی بابک خرمدین و افشین را همپیمان دانسته و گروهی آن دو را از روز نخست دشمن دانستهاند. افشین از آسیای میانه بوده است و تبارش ایرانی ِ سغدی.
به هر رو، میبینید که جهالت و نادانی بیگانهپرستان تا به کجا رسیده است که با وجود چنین اسناد صریحی که بابک را ایرانی/پارسی خواندهاند٬ اینان گمان میکنند بابک ترک بوده و برای چیره ساختن زبان ترکی میجنگیده است! در حالی که دشمنان بابک مزدوران ترک بودند و در حالی که زبان ترکی صدها سال بعد به وسیلهی زردپوستان آسیای میانهای مهاجر و مهاجم در آذربایجان گسترش داده شد. کهنترین آثار ترکی نیز متعلق به مغولستان و سپس به زبان ایغوری مانوی هستند. آشکار است که هیچ شباهتی میان این ترکهای اصیل و هممیهنان ترکزبان ولی غالبأ ایرانیتبار آذری وجود ندارد.
– منبع +۳۳ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " آیین" + "ایران" + "ایران باستان" + "ایرانی" + "باستان" + "بزرگ" + "تاریخ" + "تاریخ ما" + "تاریخی" + "دانلود" + "دانلود کتاب" + "ستون" + "سخن" + "شاهنامه" + "مزدک" + "مورخ" + "کتاب"


لطفا دیدگاه خود را به فارسی بنویسید در غیر اینصورت به عنوان جفنگ شناخته خواهد شد.)
آفرین بر فرهنگ و دید وسیعت ؟!
آفرین به مرام و آزادگیت ؟!
آفرین به قلم فرسائیت و تاریخ دانیت ؟!
آری بابک از قوم پارس بود! نظامی پارس بود ! صائب ، قطران ، مولوی ، کور اوغلی و نبی و شهریار همه فارس بودند اما پان فارس و کور دل نبودند بی رحم نبودند دزد نبودند بی خاصیت نبودند بی شرف نبودند انسان بودند .
[پاسخ]
در درجه اول باید یاد آوری کنم غیربومی و مهاجر بودن زبان فارسی دری در ایران به این معنا نیست که اگر هموطنان فارس زبان ما بر اساس واقعیتهای بیان شده در این مقاله و یا دیگر مقالات، و بر اثر مطالعات غیر درسی خود ، قبول کردند که زبان فارسی دری که امروز زبان مادری آنها شده است و در مدارس و دانشگاهها هم به این زبان تحصیل می کنند ولی این زبان در گذشته زبان مردم کشور دیگری بوده و با گذشت زمان جایگزین زبان قدیمی آنها شده ، دیگر از فردای روز قبول این واقعیت، نباید آنها به زبان فارسی صحبت کرده و یا در مدارس و دانشگاهها تحصیل کنند !
نه ، اصلا چنین نیست؛ ما معتقدیم زبان هر ملتی نشانه هویت، موجودیت ، شخصیت و بخشی از تاریخ آن ملت است و تکلم بدون حس حقارت، تحصیل و تدریس از دوران ابتدایی تا عالی در استانها و مناطق سکونت آن ملت با توجه به کثرت جمعیت آنها در کشور ، آفرینش ادبی و پرورش استعداد و ذوق هنری در زبان مادری را از حقوق مسلم هر ملتی دانسته اعتقاد داریم بر هر انسان آزاده ای لازم و واجب است نه تنها بر حق زبانی و فرهنگی ملل ساکن در ایران، بلکه بر حقوق زبانی و فرهنگی همه ملل جهان بدون حب و بغض عقیدتی، نژادی و سیاسی احترام بگذارد هر چند که زبانی که امروز این ملّتها صحبت می کنند ، ممکن است در گذشته زبان رسمی و یا مادری ملت دیگری بوده باشد !
چرا که ما ترکها تلخی و عذاب عدم تحصیل به زبان مادری را با توجه با اکثریت نسبی بودن جمعیتمان در ایران ، با تمام وجودمان چشیده و می چشیم و هر گز این عذاب و تلخی را بر هیچ ملتی روا نمی داریم !
آنچه که ما در اینجا از موضوعات مربوط به زبان فارسی دری بحث می کنیم از بابت زبانشناختی تاریخی و خاستگاه اصلی این زبان است نه از بابت خدای ناکرده زیر سئوال بردن حقوق زبانی هموطنان فارس زبانی که سالیان دراز است فارسی دری زبان مادری آنها شده است !
به همین جهت ما به سئوالاتی که از طرف بعضی از هموطنان فارس زبان به صورت E-mail و یا comment خصوصی برای من فرستاده شده و خواستار جواب آن جهت رفع ابهام شده اند و امکان جوابدهی به دلیل طولانی بودن پاسخ به آنها در قسمت comment امکان پذیر نبود ، مصلحت را در این دیدیم که جواب این ابهمات را به صورت مقاله و در همین وبلاگ درج کنیم.
سئوال بعضی از مطالعه کنندگان این وبلاگ :
۱ – در ارتباط با مقاله ” فارسی دری، زبان مهاجر و یا بومی در ایران ” باید بگویم در کارنامه اردشیر بابکان می خوانیم : ” پات (به) ، خواتای (خدای ) ، داتاری (دادار )، رایومند (رایومند )، پات (در )،کارنامج (کارنامه)، به (ای)، ارتاخشیر پاپکان (اردشیر بابکان)، ایتون (آن تو )، نبشت (نوشت)، استات (است)، کو (که)، ارانشهر (ایرانشهر )، پس (پس)، هیچ (از )، الکساندر هرمیک (اسکندر مقدونی )، یک سد و چهل (یک سد و چهل )، کتک خواتای (کدخدای)، بت (بود ) ”
می بینید که پارسی دری تقریبا تراش خورده پهلوی ساسانی و پارسیک است. ما زبان دیگری داریم به نام پهلوی اشکانی یا پارتیک که مادر زبانهای کردی، لری، گیلکی و… بوده و ارتباطش با فارسی در حد واژه زبانی است.
از آنجایی که پارتی منقرض شده بود بیگانگان زبان جدید مردم ایران را که پارسی و از ریشه پارسی باستان بود را پهلوی نامیدند، این نامگذاری اشتباه بود . فرق دو پهلوی را بدانید.
۲ – تحول زبانی در حدی است که انگلیسی ها آثار شکسپیر را که ۲۰۰ سال پیش نوشته شده نمی توانند بخوانند و به سختی می فهمند، رابطه پهلوی و فارسی دری هم به همین شکل است.
۳- اینکه می گویید ما زبان ترکی کتاب دده قورقود را به راحتی می فهمیم ، به این خاطر است که دده قورقود قدمت زیادی ندارد ، زیرا مثلا از شهر استانبول به همین نام استفاده شده است در حالی که باید قسطنطنیه و یا بیزانس بکار رود
۴ – همین طور شما زبان ترکمن هارا که ریشه زبان اغوزی است نمی فهمید، قبایل ترکمن مانند قره قویونلوها که امروز در عراق زندگی می کنند نیز زبان ترکمن هارا نمی فهمند و زبانشان شبیه مردم آناتولی و شماست .
حال جواب به این سئوالها و ابهامات پیش آمده ؛
جواب سئوال (۱) :
در متن باصطلاح کارنامه اردشیر بابکان ، در عین حالی که در بین بعضی از کلمات، شباهتهایی با واژه های بکار برده شده در فارسی امروز دیده می شود چون : خواتای = خدای ، کارنامج = کارنامه ، نبشت = نوشت ، کو = که ، کتک خواتای = کدخدای ….، اما متوجه نشدم واژه ” پات ” پهلوی کارنامه اردشیر بابکان چه شباهتی به “به ” فارسی امروز ، دوباره “پات” آنروز به “در ” امروز ، باز هم “به ” پهلوی آنروز به ” ای ” فارسی امروز ، و ” هیچ ” آنروز به ” از ” فارسی امروز دارند ؟!
در مرحله بعد کلمه رایومند اردشیر بابکان، هم معنی و شبیه رایومند فارسی امروز آورده شده است ، اصلا این کلمه در فارسی امروز کاربردی ندارد و من معنی این کلمه را نمی دانم و مطمئنم ۹۹% مردم فارس زبان هم نمی دانند رایومند در فارسی چه معنی دارد ؟!
گفته شده نامهایی چون ارتاخشیر پاپکان آنروز، شبیه و همصدای اردشیر بابکان و الکساندر هرمیک آنروز هم شبیه و همصدای اسکندر مقدونی فارسی امروز است .
این دیگر چگونه مقایسه ای است ؟!
تلفظ اسامی که وقتی از زبانی به زبان دیگر می رود عوض که نمی شود ، مثلا امروز ما نمی توانیم نام رئیس جمهور آمریکا را که ” باراک اوباما ” است در فارسی مثلا “جمشید آموزگار ” بگذاریم !
تلفظ اسامی وقتی از زبانی به زبان دیگر می رود عین خود آن اسامی، و در صورتیکه صدای اصلی بعضی از حروف در زبان دیگر نباشد و یا بر اثر قانون هماهنگی صداها ( شبیه آنچه در زبان ترکی است ) لباس زبان جدید را بپوشد باز شبیه و نزدیک به صدای نام اصلی تلفظ می شود ؛ مثلا نام “محمود احمدی نژاد ” در عربی، ” محمود احمدی نجاد ” تلفظ میشود ، به علت اینکه صدا و حرف ” ژ ” در عربی نیست و این حرف جای خودرا به “ج” می دهد .
نام “عبدالله گوؤل” ( AB. Gül )رئیس جمهور ترکیه هم در ایران ” عبدالله گل ” ( AB. Gol ) تلفظ می شود ، چرا که صدای ” Ü ” در فارسی موجود نیست ، ولی باز خیلی نزدیک به تلفظ اصلی است .
لذا نزدیک بودن و یا حتی ۱۰۰% هم تلفظ و همصدا بودن اسامی کارنامه اردشیر بابکان با فارسی امروز هم هیچگونه دلیلی بر تبدیل شدن زبان پهلوی ساسانی به فارسی امروز به حساب نمی آید !
ولی در مورد اینکه صدا و شباهت بعضی کلمات پهلوی ساسانی شبیه کلمات مورد استفاده امروز در فارسی است ، مانند : کتک خواتای = کدخدای و غیره ، باید گفت وقتی زبان بیگانه ای در میان زبان بومی رفته رفته برای خود جا باز می کند و بر اثر عوامل مختلفی چون حمایت سلاطین و دولتیان از این زبان به عنوان زبان شعر و زبان درباری و دیگر عوامل مرتبط ، این زبان توسعه پیدا می کند ، زبان مهاجر ابتدا در میان خواص یعنی شعرا ، منشیان ، نویسندگان تاریخ و غیره رواج پیدا می کند، سپس زبان محاوره قشر متوسط شهری می شود و در نهایت با توسعه روابط شهری و روستایی گوش روستائیانی که با زبان بومی خود ارتباط برقرار میکردند به این زبان آشنا می شود .
اما توسعه و در نهایت حاکم شدن زبان بیگانه و مهاجر در جایگاه زبان بومی و از میدان بدر رفتن زبان بومی هم یکطرفه نیست ، زیرا دگرگشت زبانها صدها سال طول می کشد و در این مدت ، زبان مهاجر واژه ها و لغاتی را از زبان مردم بومی می گیرد و در گفتار روزمره و نوشته ها بکار میبرد تا جایی که تشخیص لغات و واژه های عاریتی از زبان اصلی، برای افراد عادی غیر ممکن می شود و فقط افراد متخصص در این زمینه هستند که منبع و ماخذ اصلی کلمات بکار برده شده در یک زبان را می توانند استخراج کنند .
لذا زبان فارسی دری که امروزه تبدیل به زبان مادری بسیاری از فارس زبانان ایران شده که در گذشته لهجه های متفاوتی از زبان پهلوی ساسانی را داشته اند ، عاری از این قانون نبوده و لغات و کلمات نسبتا زیادی از زبان پهلوی ساسانی مردم بومی ایران وارد فارسی دری مهاجر که امروز ما آنرا فارسی می نامیم شده و مورد استفاده قرار میگیرد ؛ همانطوری که کلمات بسیاری که این زبا ن از ترکی ، هندی ، فرانسوی ، انگلیسی و دیگر زبانها به عاریت گرفته و بکار می برد که نفوذ لغات و کلمات عربی در فارسی دری خود حکایت دیگر است تا جایی که اگر لغات و کلمات عربی را از فارسی حذف کنیم این زبان ابتر و غیر قابل استفاده می شود !
با این حساب شباهت و حتی یکی بودن بعضی از لغات و کلمات کارنامه اردشیر بابکان و پهلوی ساسانی با بعضی از واژه ها و لغات فارسی دری امروز ، یک روند طبیعی و بده – بستان زبانی بوده و هیچ دلیلی بر تبدیل شدن زبان پهلوی ساسانی به فارسی دری نیست ؛ همانطوریکه زبان فارسی ، کلمات بسیاری را از زبان ترکی مانند قاشق ، بشقاب ، اتاق، آقا و خانم و غیره به عاریت گرفته ولی این مسئله دلیلی بر یکی بودن ترکی و فارسی دری نمی تواند باشد !
از طرف دیگر در فرهنگ دهخدا کلماتی که ریشه غیر فارسی دری دارند و از زبانهای دیگر وارد زبان فارسی شده اند با علائم مخصوص نشان داده شده است؛ مثلا جلو کلمات عربی حرف ( ع ) ، جلو کلمات ترکی حرف (ت)، جلو کلمات فرانسوی حروف (فر) و جلو کلماتی که از پهلوی گرفته شده حرف (پ ه) گذاشته شده است ؛ اگر زبان فارسی دری ادامه زبان پهلوی ساسانی بود نیازی به این کار نبود ، چرا که وقتی ما فارسی دری را ادامه زبان پهلوی بدانیم در اصل اساس و بنیاد ریشه فارسی دری باید پهلوی باشد که در این صورت نیازی به نشان دادن کلمات وارده پهلوی به فارسی دری نیست .
از طرف دیگر وقتی با گذشت سده ها یک زبان صیقل می خورد و یا به هر علتی تغییراتی در آن حاصل شده و باحفظ هویت قدیمی خود تبدیل به زبان جدید می شود ، دیگر کار برد این زبان با سبک و سیاق قدیمی از بین می رود و زبان جدید جای آنرا می گیرد ، در حالی که ما کاربرد دو زبان فارسی دری و پهلوی ساسانی را همزمان و در دونقطه متفاوت که قابل فهم به متکلمین هم نیستند هم می بینیم ، یکی (پهلوی ساسانی ) در مناطق اصلی پارسیان، یعنی استان فارس و مناطق همجوار و دیگری (فارسی دری ) در افغانستان و تاجیکستان!
درقرن سوم و چهارم هجری آثار پهلوی ساسانی چون “بُند هشن، زادسپرم و روایات پهلوی” آفریده شده است که امروز قابل فهم بر هیچ فارس زبانی نیست (به جز احتمالا مردم مناطق دور افتاده فارس که هنوز زبان قدیمی و پهلوی خودرا حفظ کرده اند) ؛ در همان زمان هم آثار فارسی دری چون اشعار رودکی و تاریخ بلعمی در افغانستان و تاجیکستان نوشته شده است که امروزه همه آنهایی که فارسی دری (فارسی امروز ) را میدانند این آثار را به راحتی می خوانند و مفهوم آنرا هم متوجه می شوند !
پس این دو زبان متفاوت، همزمان و در دونقطه متفاوت کاربرد داشته است ؛ ممتها نوشتن شعر و تاریخ به زبان فارسی دری به صورت ادامه دار تشویق می شد ولی دیگر زبان پهلوی ساسانی کاربرد آنچنانی نداشت و روز بروز هم تحت تاثیر فارسی دری در حال افول بود که پس از چند سده کاملا از شهرهای فارس زبان رخت بربسته و جای خودرا به فارسی دری داده است .
جواب سئوال (۲)
اگر شهروندان انگلیسی آثار شکسپیر را که ۲۰۰ سال پیش نوشته شده نمی توانند بخوانند و به سختی متوجه می شوند ، اما دری زبانان (فارسی زبانان ) امروز ایران و افغانستان و تاجیکستان آثار نوشته شده به فارسی دری ۱۱۰۰ ساله رودکی و ۱۰۰۰ ساله فردوسی و ۸۰۰ ساله سعدی و ۷۰۰ ساله حافظ را به راحتی می خوانند و متوجه میشوند و مشکلی در فهم و درک این آثار ندارند اما از آثار پهلوی ساسانی باقی مانده از این دوران چیزی سر در نمی آورند، حتی از این تک بیت حافظ که به زبان پهلوی شیرازی زمان خود سروده شده است و سالیان دراز هم تحت تاثیر فارسی دری بوده مفهومی حاصلشان نمی شود :
به پی ماجان غرامت بسپریمن عزت یک وی روشتی از امادی
پس در طول این هزار و اندی سال، فارسی دری تغییرات آنچنانی مثل انگلیسی نداشته که مردم فارس زبان و فارسی دانان نتوانند آثار گذشته فارسی را بخوانند و مفهوم آنرا ندانند ، اما زبان رایج و پهلوی ساسانی آنروز مردم فارس، بر اثر حاکمیت زبان فارسی دری که زادگاه و خاستگاه اصلی اش افغانستان و تاجیکستان امروزی بوده رفته رفته از میان مردم رخت بربسته و امروزه حتی آثار ۷۰۰ ساله پهلوی ساسانی یعنی زبان اصلی و مادری حافظ شیرازی هم بر مردم فارس زبان مفهوم نیست !
لذا زبان فارسی دری دیروز و امروز، و پهلوی دیروز دو مقوله جدا از هم و دو زبان مستقل و جدا از هم هستند که زبان پهلوی ساسانی آخرین نفسهایش را در روستاهای نایین و نطنز و میمه و سمنان و بعضی جاهای دیگر می کشد ولی فارسی دری زبان رسمی و دولتی و رسانه ای ایران شده و با قدرت تمام در حال تاختن است و نه تنها زبان پهلوی فارس زبانان را ازبین برده بلکه قصد دارد دیگر زبانهای ایران و حتی زبان ترکی را که هیچگونه قرابتی با این زبان ندارد و متکلمینی حداقل ۳۰ میلیونی در ایران دارد درخود هضم کرده از بین ببرد !
جواب سئوال (۳)
در رابطه با کتاب ” دده قورقود ” که ما ادعا می کنیم این کتاب حد اقل ۱۰۰۰ سال پیش نوشته شده اما منتقد گرامی میگویند که در متن این کتاب از نام استانبول یاد شده در حالی که باید به این شهر قسطنطنیه گفته میشد و استانبول از سال ۱۴۵۳ میلادی و پس از فتح سلطان محمد فاتح به این نام خوانده شده است (تاکید بر تاریخ فتح استانبول و نام آن از طرف من است! ) و علت مفهوم بودن متون کتاب دده قورقود هم این است که کتاب دده قورقود قدمت زیادی ندارد ؛
نظر این منتقد گرامی را به متن کتاب سفرنامه ” کلاویخو ” فرستاده هانری سوم پادشاه اسپانیا به دربار امیر تیمور به سمرقند در سال ۱۴۰۳ میلادی یعنی ۵۰ سال قبل از فتح استانبول به دست سلطان محمد فاتح جلب می کنم :
” … چنانکه گفته شد قسطنطنیه در کنار دریا (مرمره) واقع است و از دو سو حصارش مشرف به دریاست، لذا می توان گفت قسطنطنیه همانند ” اشبیلیه “، و پرا همچون ” تریانا ” است که بندرگاهها و اسکله ها و کشتی ها در محوطه بین آن دو هستند . یونانیان شهر خودرا آنچنان که ما به نام قسطنطنیه می شناسیم ، نمی دانند ، بلکه آنرا شهر استانبول می خوانند .”
(” سفرنامه کلاویخو ” ترجمه مسعود رجب نیا ، از انتشارات علمی فرهنگی، سال چاپ ۱۳۶۳ شمسی ص ۱۰۴)
آنچنانکه می بینید در این زمان هنوز استانبول بدست سلطان محمد فاتح فتح نشده بود تا نام استانبول (اسلامبول) به خود بگیرد ، بلکه استانبول نامی بوده که یونانیان این شهر را که در اصل متعلق به آنها بوده در طول قرون متمادی بدین نام می خوانده اند ، لاکن با حاکمیت امپراطوری بیزانس، این شهر به نام قسطنطنیه (کنستانتین ) تغییر نام داده بوده ؛ بدین صورت آمدن نام استانبول در کتاب دده قورقود نه تنها دلیل بر پایین بودن قدمت این کتاب نیست ، بلکه سند معتبری است حتی بر افزایش قدمت این کتاب با ارزش !
از طرف دیگر هر کس که اندک مطالعه ای در متون کتب ترکی قرون گذشته دارد به راحتی تفاوت زبان نوشتاری کتاب دده قورقود با آثار ترکی قرنهای بعد از آن را در خواهد یافت ؛ مثلا زبان متن کتاب “صحاح العجم هندو شاه نخجوانی” که کتابی است به نثر و به زبان ترکی آذربایجانی و جهت آموزش زبان فارسیی به ترکان در قرن هفتم هجری (۸۰۰ سال پیش ) نوشته شده (۱) و یا زبان شعر حسن اوغلو که آنهم به ترکی آذربایجانی و در قرن هفتم و همزمان با کتاب صحاح العجم سروده شده ، حداقل ۲۰۰ الی ۳۰۰ سال با زبان کتاب دده قورقود فاصله دارد ، و این فاصله را هر اهل مطالعه ای در می یابد ؛ لذا متن کتاب دده قورقود حداقل هزار سال پیش نوشته شده است ، گرچه ممکن است با توجه به متن نوشته این کتاب که از خالص ترین کلمات ترکی و کمترین کلمات عربی و فارسی استفاده شده ، موضوع داستانها ، اسامی کاملا ترکی قهرمانان و اعتقادات افراد داستانها، قدمتش به بیش از هزار سال هم برسد .
جواب سئوال (۴)
زبان ترکی ترکمنی گرچه در گروه ترکی اوغوزی جای می گیرد ، اما ترکی اوغوز نیز خود به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می شود که ترکی آذربایجانی و ترکی آناطولی (ترکیه ) در گروه غربی قرار دارند و بسیار هم به هم نزدیک هستند ، لاکن ترکی ترکمنی در گروه شرقی قرار دارد و اندکی با ترکی اوغوز غربی متفاوت .
از طرفی در نظر داشته باشید که فاصله جفرافیایی ترکمنها با آذربایجان و ترکیه به بیش از هزار کیلومتر می رسد که از هزار سال به این سو هم به علت قرار گرفتن در دو سوی مناطق سکونت فارسی زبانان ( و یا لهجه هایی از زبانهای هند و ایرانی ) ارتباط زبانی ترکمنها با آذربایجانیها و مردم آناطولی تقریبا قطع بوده که خود باعث بوجود آمدن فاصله بیشتر لهجه ها و در نتیجه فاصله تفهیم زبانی شده است ، با این همه حال و با فاصله هزار کیلومتری و هزار سالی ترکی ترکمنی با ترکی آذربایجانی و آناطولی ، باز این فاصله زبانی به اندازه فاصله زبانی مردم اصفهان و کاشان با زبان مردم میمه و نظنر و نایین با فاصله ۶۰ – ۱۰۰ کیلومتری بین آنها نیست !
در مورد نزدیکی زبان ترکمنهای عراق به ترکی آذربایجان و ترکیه ، به جای نزدیکی به زبان ترکمنی ترکمن صحرا و جمهوری ترکمنستان ، باید بگویم که در قرون گذشته در بسیاری از متون تاریخی، ترکها را با نام ” ترکمن ” معرفی کرده اند و نامهای “ترک ” و “ترکمن ” دو نام مترادف و هم معنی است و به کسانی اتلاق می شده که به زبان ترکی صحبت می کرده اند نه اینکه از قوم ترکمن ساکن ترکمنستان و یا آن حدودها باشند .
راجیو سیوری نویسنده کتاب ” درباره صفویان “می نویسد:
” عناصر ترک ، یا درست تر ترکمان ، دولت صفوی طبعاً “اصحاب سیف ” بودند ؛ نخبگان جنگی قزلباشی که صفویان را باشور جنگی هنگفتشان به قدرت رسانده بودند……. ” (۲)
می بینید اینجا قزلباشان و یا جنگجویان ترک قزلباش آذربایجان، ترک و یا ترکمان (ترکمن) خطاب می شوند. مورخ مشهور مینورسکی و مورخان بسیار دیگر نیز ترک و ترکمن را در کنار هم و هم معنی و مترادف ترک بکار برده اند ، لذا ترکمنهای عراق و یا قره قویونلوها ، از ترکان عراق هستند نه از ترکمنهای مثل ترکمنستان، و محل سکونتشان هم در امتداد سکونت جغرافیایی ترکان آناطولی و آذربایجان و زبانشان هم از گروه اوغوز غربی و شبیه ترکی آذربایجانی و ترکیه است .
[پاسخ]
خانبایف پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۰۲ ق.ظ:
allar var…
[پاسخ]
ما همه ایرانی هستیم و گرچه ایرانیان آذربایگان به زبان وارداتی ترکی و نه به زبان بنیادینشان آذری (گویشی از زبان پهلوی) گفتگو میکنند ، باز هم ایرانی هستند.
پارس زبان ، پهلوی زبان ، ترک زبان و تازی زبانان ایران هم، همه ایرانی هستند
[پاسخ]
احمد خانبایف پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ ۶:۵۶ ب.ظ:
بهتر است سری به تاریخ طبری بزنی…. تاریخ طبری بدون کینه و طرفداری از گروهی خاص روایتی را در اوایل اسلام توضیح داده که طبق آن شورشیانی(یا به اصطلاح خودشان کافران) به دسته جات اسلام(اعراب)یورش میبرده اند که پیام رسان خطاب به امیر آنها را ترک معرفی کرده و سرزمینشان را آذربایجان .
این سندی است که حضور ترکان در ایران را به حتی پیش از اسلام ثابت میکند…
اگر توضیح بیشتری خواستید با این ایمیل تماس بگیرید.. shingjimoto@yahoo.com
[پاسخ]
خانبایف پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۰۱ ق.ظ:
ببیین … برو سری به تاریخ طبری بزن… اونجا ماجراهایی رو روایت میکنه از شورشیان ترک که در آذربایجان دست به کشتار سپاهیان اسلام میزنند… و الی آخر…
اون موضوع مربوط میشه به صدر اسلام..در حالی که به گفته شما ترکها کم کم و بعد از اعراب وارد ایران شدند.
اون موضوع وجود ترکها در ایران رو به زمان قبل از اسلام ثابت میکنه…
اگه توضیحات دقیق تری خ.استید بااین ایمیل تماس بگیرید..
shingjimoto@yahoo.com
[پاسخ]
همه ایران سرای من است درود بر ایرانی پاینده باد ایران
[پاسخ]
aqa chera harfe moft mizani ki gofte babal khoramdin azari bod marde hesabi to dari to roze roshan migi khorshid nist:)))))))))))))))))))))))))
babak khormadin mardi az nejade mad bode
esmesho bebin be nazaret babak esme torkie????
ya khoramdin familie turkie???
khoramdin yani shad seresht be zabane avestaii
shoma turka age chare dashte bashin ham migin khoda ham turk ee:)
azize man bayad bedoni on moghei ke babake khoramdin ghiam kard sarzamin azarbaijan fars neshin bod badha tahte hamleye osmani ha shoma inja saken shodid
[پاسخ]
kurt پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۴:۱۵ ب.ظ:
arash jan shoma migin chon esme babak be ghole shoma iraniye bashe ghabool 1soal az shoma daram iranihaye basile ba esme arabi aya be nazaretun araban ya irani?
[پاسخ]
تاری آدیلا
با عرض سلام و خسته نباشید
به نظر میرسد در این جنگ فرهنگی سوء اسفاده از کلمات همچنان در دستور کار رژیم منحوس با افکار پلید و پانهای خود باخته یهودی پرست و با کورش ساخته فرانسویها و اکنون نیز دانشگاه شیکاگو امریکا و یونسکوی لعین مبازه خواهیم کرد .این دشمن سازی ملل اروپا در ایران همچنان ادامه داشته و در دستور کار مزدوران قرار گرفته و میخواهند با بازی با کلمات اندیشه های پاک ما را شستشو دهند
در هر صورت ما تورکیم و تورک خواهیم ماند ما با هزار نکته و اندیشه سالم از دین و زبان خود و فرهنگ و ناموس خود نگهداری خواهیم کرد . ما دوست داران مولایمان امیر الموئمنین حضرت علی علیه السلام بوده و شجاعت ایشان درس گرفته و دشمنان (اسلام و فرهنگ ناب ترکی) را با یاری خداوند متعال شکست خواهیم داد . عزت با یران علی و ترکان شیعه علی ع است و بس کورش و یا اندیشهای فرماسونری فرانسه ای ها و یاران پلیدشان نابود باد .
[پاسخ]
Ashkan پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۸ ب.ظ:
در اسرع وقت حتما به دکتر روانشانس مراجعه کنید. شیعه شما چیزی نیست جز مشتی انحراف و خرافات.
لازم نیست تاکید کنید که تورک هستید چون طرز فکرتان خود گویای این مطلب است.
[پاسخ]
kurt پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۴:۲۰ ب.ظ:
ashkan jan age tarze fekre ma guyaye nezhademune ino bedun ke tarze mokhatab gharar dadane shomam guyaye prsi boodanetune fekr konam beduni maniye parsi chiye ?
parsiyan yani haman sagane
boro va bekhun bad biya
miduni chera be shoma migan nezhade pak?
chon az nezhade koroshin hamun kasi ke khaharesho gaeed ta kasani hamchon to be vojud biyare
boro motalee kon bad biya khetmatetun hastam
[پاسخ]
sokhum kuroshe kabiruza
[پاسخ]
در مورد تمدن وکورش کبیر وصغیرتون که گفتی باید بگم که همین قوم وحشی فارس تو جعل تاریخ هم وحشیگری خودشو نشون داده،الان شما تو روز روشن جلوی چشم میلیاردها نفر به خلیج عرب میگید خلیج پ ا ر س، به دریا خزر میگید دریای مازندران به رود اراز بین دو اذربایجان میگید ارس،بیا همین اذربایجان ببین چقدر از اسم های زیبای ترکی رو کردن فارسی افغانی،حالا وای به تاریخ سه چهار هزار سال پیش،کی اینو قبول میکنه که شما چهار هزار سال پیش متمدن بودید،شما تو قرن ۲۱ در اثر سیر تکمیلی شدید این وای به سه چهار هزار سال پیش که چی بودید،من از روی غرض حرف نمیزنم بلکه اینا همه واقعیت داره ولی مثل همه چیز های دیگه سانسور میشه تو کشور و کاملا برعکس گفته میشه،پس برید خوش باشید که تو همه چی الگو و نمونه هستید تو دنیا و همین طرز فکر باعث شده که عقب موندید من به اتا تورک و اتا بابک و ستار خان و باقر خان افتخار میکنم نه به تمدن کاملا کذب و ساختگی شما
باعث افت ما تورک هاست که خود رو فارس بدونیم نژاد فارسی که بدترین نژاد در طول تاریخ بوده و هست، نژادی که هنوزم که هنوزه تو قرن ۲۱ به عنوان وحشی ترین، بدترین و بی فرهنگترین ملت دنیا شناخته میشندیه نگاه به کشورهای فارس زبان بیاندازید: ایران و افغانستان الان تنها کشورهایی که سر خودن ، هیچ کشوری قبولشون نداره تروریست هستند و تروریست صادر میکنند همین ایران و افغانستان هستند به یمن فارس بودنشون اون وضع افغانستان و طالبانه که کل کشورهای اروپایی و امریکا و ناتو نمیتونن کنترل کنند واینم وضع ایران که هیچ کشوری
تو دنیا قبولشون نداره هرروز تحریم،هرروز اعتراض و هرروز بیانیه
این فارسا چه از نوع ایرانی چه از نوع افغانی ابروی هرچی اسلام ومسلمینم تو دنیا بردن با افراطی گریهایشان و اسلامم بدنام کردند
همین خاطر است که عربها هم فارس ها رو ادم حساب نمیکنند و به عنوان مشتی وحشی و تروریست به فارس ها نگاه میکنند و همیشه بدترین رفتار رو با کاروانهای ایرانی و افغانی تو مکه دارن
بله عزیز من این است هویت فارس در دنیای مدرن ومتمدن امروزکه هنوزم که هنوزه هیچ قانون و سازمان بین المللی رو قبول نداره و همچنان با قانون جنگل دارن زندگی
نه زبانی دارند نه فرهنگی ولی به همه نژادها جسارت و توهین میکنند جالب اینجاست که اینا به عربها هم توهین میکننددر صورتی که هم زبانشون زیر مجموعه اوناست وهم خطشون مال اوناست، و همین توهین به ملتهای دیگه واقعانشان از بی فرهنگی و عقب ماندگی اوناست البته بری اروپا یا امریکا اونجا تفاوت بین فارس تورک رو میفهمی و افتخار میکنی که تورک هستی
و جزیی از جامعه اروپا ولی مجبوریم که ملیت ایرانی و منتسب بودن به فارس ها و افغانها رو همیشه یدک بکشیم
ولی فارسها به دلیل بی فرهنگی و عقب ماندگی مفرط خودشون رو بهترین نژاد، کشورشون رو پیشرفته ترین، اقتصادی ترین و صنعتی ترین کشور دنیا میدونند در صورتی که همه چی دقیقا برعکسه، بدترین و فاسدترین کشورها رو دارند چه ایران چه افغانستان
پس الان ایرانی بودن یعنی تروریست بودن،وحشی بودن،بی فرهنگی،عقب ماندگی البته اینا فقط حرفهای من نیست از هر ادم خارجی بپرسی همین ها رو میگه پس واسه من تورک افت داره که خودمو از ترکیه و اذربایجانی که اسم و رسمی تو دنیا واسه خودشون دارند جدا کنم
و خودمو از نژاد فارس و افغانی و داداش طالبان بدونم
[پاسخ]
آرمان پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۹۰ ۹:۳۸ ق.ظ:
درود
ببین داداش من یک فارس هستم و به فارس بودنم افتخار میکنم؛از لحنت وکلماتت معلومه که آدم بی سوادی هستی؛فقط توهین کردی؛افغانی ها تو دنیا هوش اول و ایرانی ها هوش دوم هستن؛ برو ببین چند درصد دانشمندان ناسا ایرانی هستن تا بفهمی؛مردک ایران بزرگانی مثل بوعلی سینا ؛زکریا رازی؛حافظ و سعدی؛ دکتر حسابی و مصدق داشته و داره بعد تو میگی وحشی هستن؛وحشی ما هستیم یا ترک ها که تو دوران صفویه و …. تا ولشون میکردی به ایران حمله میکردن ؛گفتار نیک پندار نیک کردار نیک یعنی وحشی بودن؟ همه انسان ها محترم هستن ؛فرق نداره پارس ترک یا عرب باشه؛ در ضمن ما اعراب رو پایین تر از خودمون میدونیم میدونی چرا ؟ نه به خاطر عرب بودنشون به خاطر اینکه ظاهربین و مادی گرا و بزدل هستن ؛قیام امام حسین اینو نشون داد الان تو عراق و عربستان هم شاهدش هستیم؛ اما ایرانیا چی؟ بزدل هستن؟ نه نیستن اگه بودن سی سال پیش انقلاب نمیکردن اگه بودن ۸۸ این همه کشته نمیداد؛البته هر قومی آدم خوب و بد داره؛ ولی اخلاق بارز اعراب این بوده و هست؛ شکمشون و …… سیر باشه صداشون در نمیاد؛ این یعنی چی ؟ خودت بگو ؛پس انقدر کورکورانه نظر نده و فکر کن بعد تایپ کن؛
بدرود
[پاسخ]
با سلام
مردم ایران یاوه گویی مزدوران فراماسونری و دانشگاه شیکاگو را نخواهند خورد کوروش و امسال آن دست بازیچه یهود بوده و با دستاویز قرار دادن آن میخواهند بین ملل ایران نفاق و فتنه سازی انجام دهند
در کل تاریخ ایران قبل رضاخان میر پنج مزدور انگلاساکسون ها نامی از کوروش و کلمات ساختگی آریا و تخت جمشید و غیره اسمی و حتی کوچکترین نشانی بدست نیامده
اما بعد از خیانت عده ای از چاپلوسان چه از نژاد فارس و چه از هر نژاد منحوس دیگر کار تفرقه بینداز و حکومت کن در ایران آغاز گردید
در ایران دانشمندان ساختگی چون خسرو معتضد در شبکه ۲ سیما هنوز هم در یاوه گویی و افسانه بافی و تاریخ سازی برعکس دستی در آستین یهود دارند
ایران سرزمین ترکان یا فرسان یا سایر ملل نیست بلکه ایران متعلق به همه کسانی است در آن زندگی میکنند
هزاران اسم و نام مکان در کشور پهناور ایران در زمان میر پنج خائن و بی شعور بیسواد خر صفت تعویض گردید و کک هیچ کس نگزید . هزاران دانشمند و بیلیجی ایران به دار آویخته شد و هیچ کس جرات فریاد نداشت
اکنون نیز خائن های بی صفتی در راستای تفرقه بین ملل ایران سعی در جعل تاریخ و نفاق بین ما ملت ایران از فارس گرفته تا تورک را داشته و از صهیونیسم دلار دریافت میکند
بنده به همه ملل ایرا هشدار میدهم که آگاهانه به عزت خود اندیشیده و چنین افراد مالیخولیائی را از خود ترد و اندیشه ناب اسلامی را که هزاران سال است اجداد پاکمان آنرا پذیرفته است را حفظ کنیم
البته مردمی که در آذربایجان زندگی میکنند و باشد که به زبان هموطنان دیگرمان شعر و یا نثری مینویسند دلیل بودنشان از نژاد دیگر نخواهد بود.
هر مللی در سرزمین خود زندگی نموده و این اسلام است که ما را یک پارچه ایرانی نگهداشته است
بیایید از انسان های مالیخولیائی و روان پریش غرب زده ه کوروش ساخته اجانب دوری و بیزاری نماییم
مرگت باد ای شوئینیسم خائن وطن فروش
مگت باد ای جعل کننده تاریخ و نامهای اصیل ایرانی
[پاسخ]
دورود یا سه رود نه بلکه هزاران رود
کوروش کبیر بزرگترین اندیشمند جهان از آغاز عصر هجر تا پایان عصر قجر و بلکه تا عصر روز محشر میباشد.
کوروش کبیر در منشور رنگارنگ خویش فرموده است هلیکوپتر را من اختراع کرده ام و آن را به جهانیان ارزانی نمودم
کوروش کبیر در منشور خود آورده است با بیمه نمودن زنان جهان به آنها خدمت رسانی کردم و ترجیحا از بیمه آسیا و در صورت نبود از بیمه پارس استفاده کنند
کوروش کبییر وجود رئیس جمهور فعلی را پیش بینی کرده بود و به او درود فراوان فرستاده است و دستور داده است که قیمت همه چیز را به حالت شناور در بیاورد
کوروش کبیر یکی از پیش بینی هایش فرزند ناخالفش هیتلر آریایی است
که بدون خواندن منشور یهودی ها را کشت و به این علت شکست خورد
کوروش کبیر در منشور خود گفته است هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش
یکی از دانشمندان برجسته فرانسه به نام لئونارد نانسی در هنگام دیدن این جمله گران مایه تعجب و شگفت خود را نتوانست پنهان کند و گفت: این جمله غیبی کوروش نشان می دهد که برق را هم او اختراع کرده است و این ادیسون از او به ناحق دزدی علمی نموده و به اسم خود ثبت کرده است و این عظمت کوروش کبیر را بیش از پیش نشان می دهد
آخرین سخن کوروش کبیر در منشور عظیم الشان به کلیه آراییان منجمله پارسیان این است که:
در راه من و وطن نداشته هر کاری هرچند دریوزگی انجام دهید تا تکه نانی جلوی شما بیندازند
کوروش کبیر زنده باد
[پاسخ]
خانبایف پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۰۱ ق.ظ:
هیپ هـــیپ.. هـــوووورااااااااااا
[پاسخ]
من نمی دونم چرا الکی خودتو به ترکا می زنی در صورتی فقط زبون ترکا رو گرفتی چون فورا خودتونو باختین در صورتی که اون موقعه کردها در برابر مغولا جنگیدن و نذاشتن زبونشون عوض شه چون مقاومت کردن تو فکر میکنی کشوری مثل مصر و تونس اینا عرب هستن نه عزیز این کشورا فقط زبان عربی بهشون تحمیل شده ولی از نظر نژادی عرب نیستن اون تاریخ کهن مصر که اصلا هیچیش به عربا نمی خوره عزیز آذریهای ایران هم همین طوره هیچ فرقی با مصر نمی کنه شما رو به خاطر این میگن ترک چون ترکی حرف می زنین درصورتی که قبلا زبان آذری حرف می زدین طبق تاریخ مادهای بزرگ تو آذربایجان بودن و مادهای کوچیک کردها بودن من نمی فهمم چرا خودتونو به ترکا می زنین در صورتی که نه زرد رنگ هستین نه شکل مغولی دارین آذریها مثل همه ی مردم ایران هستند از نظر قیافه یکی هستند عزیزان آذری همه داخل ایران فارسی صحبت می کردن جد تو فارسی حرف می زده حالا میای به فارسی توهین میکنی جد تو زرتشتی بوده آذربایجان جاییه که پیامبر زرتشت اونجا ظهور کرده عزیز اگه زبونتون ترکی نبود بازم میگفتی ترکی صد در صد نمی گفتی ترک هستی چون متاسفانن ترکی حرف میزنین و فکر میکنین ترک هستین
[پاسخ]
araz پاسخ در تاريخ تیر ۱۷م, ۱۳۹۰ ۹:۰۲ ب.ظ:
پس با ابن حساب شما هم فارس نیستین فقط فارسی حرف می زنین
[پاسخ]
خانبایف پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۰۶ ق.ظ:
ببین.. مهندس!!! مغولا که حمله کردن و خوارزمی ها رو شکست دادند…،، دقت کن… خوارزمی ها رو شکست دادند.. نکنه میخای بگی خوارزمی ها فارس بودند..؟!! خوارزمی ها و قبل از اونا سلجوقی ها و قبل از اونا غزنوی ها همه ترک بودند و عصر ترکان مربوط میشه به قبل از حمله مغول…
خاک بر سرت..
[پاسخ]
این یکی از شعرای شهریار یکی از شاعرای بزرگ ایران زمین است
فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد
گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر اهو ،شکار گرگ و تازی کرد
وطنخواهی در ایران خانمان بردوش شد چندی
بجز در سینهها آتشکده خاموش شد چندی
بدان با جان پاک موبدان آزارها کردند
سر گردن فرازان را فراز دارها کردند
که تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به شمشیر و قلم با دشمنان پیکارها کردند
نخستین فتح و فیروزی نصیب آل سامان شد
بدور آل سامان کار این کشور به سامان شد
گه ان شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
بهیاد آرد زبان و رسم و آیین نیاکانی
دگر ره مادر ایران ز نسل پاک ایرانی
مثال رودکی زایید و اسماعیل سامانی
پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون از نظیر آوردن وی مادر ایام
چو دید آمیخته خون عجم با لوث اهریمن
بهجای خوی افرشته عیان آیین اهریمن
نژادی خواست نوسازد ز بیم انحطاط ایمن
سلحشور و هنرآموز و پاک آیین و رویینتن
پی افکند از سخن کاخی ز قصر آسمان برتر
در آن جام جم و آیینهی دارا و اسکندر
بهگاه نیش، کلک آتش آلودش همه خنجر
بهگاه نوش، نظم شهد آمیزش همه شکر
چو از شهنامه،فردوسی چو رعدی درخروش آمد
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد
به میدان دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بیکسان در روزگار ناکسی کردی
چه زحمتها به جان هموار در آن سال سی کردی
به قول خویشتن زنده عجم زان پارسی کردی
عجم تا زنده باشد نام تو ورد زبان دارد
به جان منتپذیر توست این جان تا که جان دارد “شهریار”
[پاسخ]
این هم یه شعر دیگر از شهریار بزرگ
روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان
سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان
ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من
چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان
تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ، ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی کس است ایران ، به حرف نا کسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان
با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست
همت والای سردار مهین ستارخان
این همان تبریز کامثال خیابانی در او
جان برافشاندن بر شمع وطن پروانه سان
این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز
لاله گون بینی همی رود ارس ، دشت مغان شهریار
[پاسخ]
همه ی بدبختی هامون از این اسلام
لعنت بر اسلام از هر نوع و مذهبی که باشه
[پاسخ]
ba salam:
agar nazar dostan fars ine ke babak fars bode va tamam shojathasho az fars ha be ers borde va mikhahid babak ro fars jelve bedid az nazare ma azari ha in jesarat ziad eshkali nadare chera ke az on sarzamin be gheyr az babak kheyli adam hay dalir o javon mard bodan az satar khan begir ta fakori o bakeri va ta………..
ke baz ham pay harchi jang va defa az vatan bashe amsal babako sattar khan ziad darimi
[پاسخ]
افتخار میکنم که یک تورک هستم. اذربایجان و دنیای تورک به سرعت در حال ابادانی و افزایش اطلاعاتشون هستن به زودی حقمونو میگیریم.حقمونو میگیریم
[پاسخ]
به چیزی که ندارید خیلی مغرورید عجب موجودیه فارس مثل استعمار پیره
[پاسخ]
من خودم آذری هستم و شدیدا به ملیتم و زبانم افتخار میکنم و تا حالا حداقل تو ۲۰ شهر غیر تورک ایران کار پیمانکاری کردم و با اطمینان میگم هرجا بودم طوری رفتار کردم که باعث سربلندی ملیتم شدم، ولی از توهینهایی که شما همزبانهام به کوروش میکنید شرمم میاد.وقتی همه دنیا به کوروش احترام میذارن ما باید به عنوان یه ایرانی بهش افتخار کنیم یا بهش توهین کنیم؟ چرا عوض کوبیدن کوروش نمیاین از افسانه ده ده قورقود برا فارسها صحبت کنین که اونا هم با علاقه مندی گوش کنن نه با نفرت؟ خودتون میگین سیاستی هست که ایرانیارو بندازن به جون هم ولی خودتون بدتر از همه آتیش بیار معرکه شدین ؟ جالبه که اینجا جه فارس چه تورک همه از فرهنگ بالاشون حرف میزنن ولی یه سطر پایینتر بدترین توهینهارو به هم میکنن. بابک چه فارس باشه چه تورک چه فرقی میکنه؟ مهم اینه که به عنوان یه ایرانی با غیرت مقابل عرب سوسمار خور وایستاد. به امید روزی که هممون یاد بگیریم که بعد از خدا ایران برای ما مقدس ترین کلمه است و بعد از اون قومیت و ملیت هر کسی برای خودش.
[پاسخ]
اگر واقعا دموکراسی را می شناسید باید تمام نظرها را نشان بدید.
بابک کاملا اصالت آذربایجانی داشته و جزء افتخارات مردم آذربایجان شناخته می شود. ولی برعکس نوشته های شما (کاملا بی اساس) برای کسترش زبان ترکی نمی جنگیده. و من به عنوان یک آذربایجانی این را اولین بار از شما شنیدم. و دوستانی که زبان ترکی را جدید می نامند ،همان دیوان حافظ خود را باز کنید و کلمات ترکی را از آن کم کنید. چیزی از دیوان حافظ نخواهد ماند. ودر آخر اشاره کنم به بحث کتیبه ها. مادر ایران هیچ کتیبه ای به زبا فارسی(برگرفته از عربی) نداریم. شما چیزی به جز این دیدید. امیدوارم عربی را نگید فارسی.
[پاسخ]
یاشاسین گوزل یوردوم ازربایجان
[پاسخ]
سلام من دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ هستم کاری هم به ترک و فارس ندارم نژاد خودم هم کرد است ولی ترکها قبا از مغول در ایران بوده اند اما بابک جدای از هویتی که داشته برای جنگ با اعراب و مسلمانان شورش کرده و همراه او اقشار مختلف از اقوام مختلف همراه بوده اند.خودم در این زمینه مقاله نوشته ام.
[پاسخ]
من فارغ التحصیل رشته باستانشناسی در مقطع ارشد هستم. بر اساس وجود آثار و شواهد باستان شناختی در منطقه آذربایجان (آتروپاتکان) وجود ترک ها به جز چند صد سال اخیر اثبات نشده است.
[پاسخ]
درود
چه حقی؟ یه جور میگی انگار حق ترکها یا آذری ها رفته تو جیب ما فارس ها ! انگار فارس ها الان خیلی پولدار و ثروتمند هستن و ترکها بدبخت؛ باشه بابا مولوی ترک بود ؛بابک ترک بود ؛کوروش هم اصلا نبود؛زرتشت هم ترک بود ؛اصلا حافظ و سعدی و ابوریحان و رودکی و فردوسی وسهراب سپهری و امام موسی صدر و دکتر شریعتی و …. همه ترکن ؛اصلا آدم و هوا هم ترک بودن ؛بیا خوشحال شدی الان؟ خوب چه فرقی داره؟ فقط میخوای دلت خوش باشه خوب الان دلت خوش شد ؟ ما فارس ها هیچی نداریم همش واسه شما؛ اما بیا یه لحظه فکر کن ایران واسه همس ترک فارس عرب بلوچ کرد ؛ایران ما الان نباید اینجا باشه؛این وضعیت افتضاح حق ما ایرانی ها نیست؛حالا از صبح تا شب بزنیم تو سر کله همدیگه که این ترک بوده اون فارس بوده؛
بدرود
[پاسخ]