نویسنده : eni
تاریخ ما – دانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستان – تبادل لینک – چهره های ماندگار مشاهیر – اساطیر و افسانه های باستان
به آتش کشیدن کتابخانه های ایران بدست تازیان
ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:
و علت اینکه ما از اخبار بی خبر مانده ایم،این است قتیبة بن مسلم باهلی،نویسندگان و هیربدان خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه مکتوبات(خوارزمیان)،از کتاب و دفتر داشتند همه را طعمه آتش کرد(سال های ۹۰ هجری) و از وقت خوارزمیان امی و بی سواد مانده اند….
۲- جرجی زیدان،ادیب،مورخ و روزنامه نگار لبنانی مسیحی در کتاب تاریخ التمدن الاسلامی (ترجمه علی جواهرکلام) که تا به حال بیش از ۳۰ بار در جهان عرب به چاپ رسیده و در ایران در سال ۱۳۳۵ به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شده،ده صفحه تمام را به انهدام کتابخانه های ایران توسط سعد بن ابی وقاص که دستور آن را طی فرمانی از سوی خلیفه عمر دریافت داشته بود،می پردازد. جرجی زیدان در این کتاب چنین می نویسد:خود من تا چند سال پیش که کتاب تاریخ “مصر الحدیث” (تاریخ نوین مصر) را نوشتم با نظر آنهاییکه چنین آتش سوزی را بعید میدانند موافق بودم،ولی در سالهای اخیر بر اثر مطالعات بیشتر و دسترسی به منابع زیادتر،نظر طرفداران این انهدام را بر اساس شش دلیل استوار ترجیح دادم.(تاریخ تمدن اسلامی،ترجمه فارسی،ص ۴۳۴ تا ۴۴۴)
———————————————————————–
۳- ابن بطوطه جهانگرد مشهور قرن هفتم هجری در سفرنامه خود موسوم به تحفة الانظار فی غرائب الاسفار،می نویسد:
ایرانیان به شیوه ای بودند که به علوم عقلی اهمیت بسیار می دادند و دایره آن علوم در کشور ایشان توسعه یافته بود.زیرا دولت های ایشان در منتهای پهناوری و عظمت بود(…)و چون کشور ایران به دست اعراب فتح شد . کتب بسیار در آن سرزمین یافتند، سعد بن ابی وقاص به عمر بن خطاب نامه ای نوشت تا درباره امر کتب و به غنیمت بردن آنها برای سلمانان کسب اجازه بکند.لیکن عمر به وی نوشت،آنها را در آب فرو افکنید،چه اگر آنها کتب راهنمایی و راستی باشند،خداوند ما را به رهبری هدایت کننده تز از آنها هدایت کرده است.
————————————————————————
۴- دولتشاه سمرقندی در تذکرة الشعرا،(چای لیدن،۳۰)به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی، توسط اعراب،در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:
حکایت کنند که امیر عبدالله ابن طاهر به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود.روزی در نیشابور نشسته بود،شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد.پرسید که این چه کتابی است؟گفت:این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است،که حکما به امر نوشیروان جمع کرده اند.امیر فرمود: ما قرآن خوانیم،به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خواهیم(…)این کتاب تألیف مغان است و پیش ما مردود است(…)سپس حکم کرد که در قلمرو من هر جا که از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد،جمله را بسوزانند.
———————————————————–
۵- یکی از بزرگ ترین کتابخانه های ایران در شهر “ری” توسط محمود غزنوی در سال ۴۲۰ هجری،ویران گشت.شاه محمود غزنوی پس از به بار آوردن خسارات فراوان به این شهر کهن و متمدن ایرانی،تمام کتب فلسفی و نجوم آن را به آتش کشید.سپس با غرور و افتخار نامه ای به خلیفه القادر نوشته و می گوید: طایفه بزرگی از بدباطنان را بر دار کشیده است.
قزوینی می گوید در ری ۱۱۴ هزار جلد کتاب وجود داشت که تنها فهرست آن ۱۰ جلد تمام بوده است! نه تنها کتابخانه ی مرو بلکه اکثر کتابخانه های ایران در قرون سوم تا پنجم هجری،در جرگه ی بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود به شمار می رفتند.به عنوان مثال کتابخانه ها و مراکز فرهنگی و علمیِ مرو، بلخ و بخارا و نیشابور از مهم ترین و بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود بودند.علی میرفطروس پژوهشگر برجسته تاریخ ایران و جهان، در مقاله ای پژوهشی چنین می نویسد:تنها در یکی از ۱۰-۱۲ کتابخانه شهر مرو، هزار جلد کتاب از انواع و اقسام علوم (ریاضیات، طبیعیّات، هندسه، نجوم، ادبیات و …) وجود داشت بطوریکه «یاقوت حَمَوی» (سیّاح معروف عرب) توانست ۲۰۰ جلد کتاب از کتابخانه «مرو» به امانت بگیرد … این در حالی است که در همان زمان (قرن سیزدهم میلادی) بقول «آدام متز»: بزرگترین کتابخانه شهر «بامبرگ» (آلمان)، فقط ۹۶ جلد کتاب داشت.
———————————————————————
۶- حاج خلیفه در “کشف الظنون” (تاریخ عصر امپراتوری عثمانی) چنین می نویسد:
چون مسلمانان ممالک ایران را گشودند و بر تابهای ایرانیان دست یافتند،سهد وقاص نامه به عمر نوشت و درباره این کتابها از او کسب تکلیف کرد و عمر رضی اله عنه در پاسخ وی نوشت که همه آنها را در آب یا بریز یا سوزان،چه اگر در آنها رستکاری است،خداوند ما را در قرآن به رستگاری بیشتر راهنمایی فرموده است،و اگر در آنها گمراهی است خداوند ما را با کتاب خود از گمراهی رهایی داده است،چنین بود که سعد وقاص این کتابها را در آب انداخت یا بسوزانید و به این طریق،علوم ایرانیان از میان رفت.(نقل از کتاب تاریخ تمدن اسلامی،جرجی زیدان)
——————————————————————-
آری،دشوار است بپذیریم ملتی که برای متون فلسفی خود، خطی ویژه و جداگانه داشته و به آن کتابت میکرده،بهره ای ناچیز از دانش برده باشد!گفته می شود کتب فلسفی یونانی و هندی که مسلمانان در بغداد به ترجمه آن در عصر عباسیان همت گماشته بودند،همه به زبان پهلوی بودند!
اما به هر حال بسیار بعید است اعراب صدر اسلام که جز با هدف غارت و تاراج ثروت های خسروان ساسانی به ایران نیامدند،به این کتابخانه ها و علوم موجود در آنها،با نظر لطف و احترام نگریسته باشند!می گویند پیغمبر به مسلمانان فرمود:دانش را بیاموزید ولو اگر در سین(چین)باشد.آیا به راستی این حدیث کافیست تا اعراب را به سوادآموزی و مطالعه کتب علمی،ترغیب و تشویق کند؟ جالب آنست که همه ی آن دسته از دانشمندان به اصطلاح اسلامی که در قرون سوم تا پنجم هجری ظهور یافتند و آن عصر “شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی”(کذا فی الاصل!) را به بار آوردند،همه از ایرانیان و دیگر ملت های تحت سلطه مسلمانان بوده اند!
منابع:
*تاریخ تمدن اسلامی،جرجی زیدان،ترجمه علی جواهرکلام، صفحات ۴۳۴ تا ۴۴۴
*ایران در اسپانیا،شجاع الدین شفا
*هزاره های گمشده،پرویز رجبی،جلد اول،ص۳۸۳ و ۳۸۴
*مقاله پژوهشی دکتر علی میرفطروس:”تاریخ ایران،تاریخ دردناک گُسست ها و انقطاع های متعدد”
*مقاله “پنج نقد بر تولدی دیگر”،شجاع الدین شفا،بخش پاسخ به نقد آقای غفور میرزایی،ص ۶۱ و ۶۲، نسخه pdf
و جالب اینکه جناب مطهری در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام میفرمایند که آتشسوزی ای رخ نداده!!!!!و به هر کسی که این حرف را تایید میکند هجوم میبرد.حال آیا این جناب با تاریخ باستان این مرز و بوم مشکلی ندارد؟؟؟؟با خواری ای که اعراب برای ما به ارمغان آوردند؟؟؟؟
عجیب نیست این همه خفت را نعمت خواندن؟؟؟؟
– منبع +
بدون دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " اسلام" + "ایران" + "ایران باستان" + "باستان" + "بزرگ" + "تاریخ" + "تاریخ ایران" + "تاریخ باستان" + "تاریخ ما" + "تاریخی" + "تمدن" + "تمدن ایران" + "جهان" + "دانلود" + "دانلود کتاب" + "زن" + "ساسانی" + "عرب" + "فرهنگ" + "کتاب" + "کتابخانه"


