شهر استخر

| این مطلب توسط انی کاظمی، در تاریخ "چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۸"همچنین در دسته "ایران باستان" + " تاریخ ایران" + " تاریخ تمدن جهان باستان" + " فرهنگ ایران" ارسال شده است.

خرید پستی 3.511 کتاب الکترونیکی مذهبی و تاریخی کلیک کنید

 

نویسنده : انی کاظمی

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

 

شهر استخر


شهراستخر مانند هگمتانه و شوش و ری ، یکی از شهرهای معمور و مهم ادوار باستانی و بزرگترین و با شکوهترین و پر جمعیت ترین شهرهای پارس بوده ، که از حدود پنج شش سده پیش از میلاد ، یعنی از زمان شاهنشاهی هخامنشی تا سدة دهم میلادی ( چهارم هجری ) دایر و آباد و مرکز بازرگانی و سیاست و حکومت پادشاهان و امرای محلی پارس ، و جایگاه موبدان و دبیران و دستوران دین زرتشتی بوده است . ویرانه‌های گسترده آن در هفت کیلومتری شمال تخت جمشید، کنار چپ راه شیراز به اصفهان قرار گرفته ، و نمودار شکوه دیرینه‌ای میباشد ، که سه شاهنشاهی بزرگ هخامنشی و اشکانی و ساسانی بآن داده بود . آثار دروازه سنگی آن سوی راست راه شیراز به اصفهان هنوز بر جای مانده ، و مانده‌های کاخ ویران شده‌اش با ستونها و سر ستونهائی که در گوشه و کنار پراکنده است ، نمودار عظمت دوران آبادیش میباشد .


از تاریخ بنای این شهر که چه زمانی دایر گردیده ، آگاهی درستی در دست نیست . زیرا نبشته و آثاری که تاریخ آنرا از پیش از دوره هخامنشی تعیین نماید دیده نشده ، و آثاری هم که در خلال کاوشها بدست آمده ، بیشتر مربوط به عهد هخامنشی و ساسانی و سده‌های نخستین اسلامی میباشد . ولی وجود آب فراوان رودخانه پلوار و زمینهای گسترده حاصلخیز پیرامون آن ، مینمایاند که از دوران کهن ، جایگاه مردمی بوده که در این دیار میزیسته ، و آبادی بزرگی را تشکیل داده بودند .


آنچه میتوان گفت اینست که شهر باستانی استخر در زمان فرمانروائی شهریاران هخامنشی آباد و پر جمعیت و شهر منسوب به پایتخت ( تخت جمشید ) بوده ، و مردم زیادی در آنجا میزیسته ، و محل بازرگانی و کشاورزی و داد و ستد و مقر خاندانهای کهن و سرشناس و برگزیده زمان بوده است .


گسترش شهر را تاریخ نویسان قدیم از (( جلو در )) تا (( جلوگیر )) یعنی پهنای تمام جلگه مرودشت دانسته ، اما چیزی که فعلا” معین و مشهود است ، حدود این شهر از خاور ، تا نزدیکیهای روستای سیدان و فاروق ، و از باختر به روستای زنگی آباد ، و جنوب و شمال آن نیز کوههای تخت جمشید ( کوه رحمت ) و نقش رستم ( کوه حاجی آباد ) بوده است . رودخانه سیوند ( همان پلوار ) که اکنون این نواحی را سیراب میسازد ، از شمال باختری شهر استخر روان است ، و زمینهای اطراف آنرا سیراب و سرسبز و پر کشت و پر درخت ساخته بود .


استخر را تخت طاوس هم میگویند .


پس از آتش سوزی و ویرانی تخت جمشید و برچیده شدن شاهنشاهی هخامنشی ، این شهر تا چندی رونق و اهمیت خود را از دست داد….
نخستین باری که نیروی اسلام بر این شهر تاخت سال ۱۸ ه . ق در زمان خلافت عمر بود . در این سال سپاهیان تازی به سرکردگی (( عثمان بن ابی العاص )) پس از گشودن ناحیه  شاپور و اردشیر خوره (( فیروزآباد )) و دارابگرد ، بسوی این شهر آمدند . فرماندار استخر (( هیربد )) داماد یزدگرد سوم که پیش از آن نیز در پارس بوده ، و در یکی دو نبرد با تازیان دست و پنجه نرم کرده بود ، با در پیش گرفتن رویه مسالمت آمیز و پذیرش شرائط صلح و تعهد پرداخت باج و خراج ، موقتا” شهر را از ویرانی و تاراج و کشتار نیروی مهاجم در امان نگاهداشت . ولی تسلیم و پرداخت باج بر مردمان خونگرم پارسی که چندین سده فرمانروای جهان بوده‌اند ، سخت ناگوار و گران بود و چندی نپائید که از فرمانبرداری امرای تازی سر پیچیدند . ازاین رو در سال ۲۹ ه . ق (( عبدالله بن عامر )) سردار دیگر عرب پس از خوابانیدن شورش شهر گور ( فیروزآباد ) بسوی استخر شتافت . ساکنان شهر سخت پایداری کردند و رشادتها بروز دادند تا مگر تسلیم سردار تازی نشوند ، ولی سرانجام او با قهر و غلبه شهر را گشود و کشت و کشتار وحشتناکی نمود…
استخر در اثر شورشهای پی در پی و نرفتن زیر بار امرا و سرداران تازی و جنگهای خونین که در آنجا روی داد ، کم کم رو به ویرانی رفت تا در سال ۷۴ ه .ق که محمدبن یوسف ثقفی برادر حجاج شهر شیراز را گسترش داد و پایگاه خود قرار داد ، دیگر استخر از آن اهمیت و مرکزیت و آبادانی خود افتاد و گروهی از ساکنان آنجا بسوی شهر شیراز رفتند . دروازه اصفهان کنونی شیراز تا چند سده بنام دروازه استخر نامیده میشد ، یعنی دروازه‌ای که بسوی شهر استخر میرفته‌اند .


شهر استخر پیوسته رو بویرانی و رکود میرفت تا سرانجام بطوریکه نوشته‌اند در سال ۴۳۶ ه . ق محی الدین ابوکالیجار بویهی شهر را بکلی ویران و ساکنان آنجا را بشیراز کوچانید و از آن پس این شهر مقدس و بزرگ پارس و بانوی شهرهای ایران پس از پانزده سده شکوه و جلال ، و شاهد بزرگیها و تاجگذاریها و جشنها و شادیها و نبردها و دگرگونیهای مهم تاریخی ، بطوری ویران گردید که دیگر روی آبادی ندید و از زیر خروارها خاک گذشت  …


به گالری بی همتای عکسهای ایران باستان بروید



 

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسایت خود را ثبت کنید

Tags: اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ تمدن جهان باستان, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, دانلود, دانلود کتاب, زن, فرهنگ ایران, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

 

برچسب ها : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

    اندیشه خود را به یادگار بگذارید

    - بنظر ه فارسی بنویسید.
    - می توانید در انجمن گفتگو بگو مگو کنید .
    - جهت تماس با مدیر به صفحه تماس بروید .
    - دیدگاه خود را مرتبط با همین مطلب بیان کنید،