تبلیغات

X

آموزش زبان ترکی استانبولی به دو روش کتاب و موسیقی با بهترین قیمت

توضیحات بیشتر

| ایران باستان

  • هرگونه کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نویسنده و لینک به منبع بلامانع می باشد
  • شما یکی از 27 مهمان آنلاین تاریخ ما می باشید!

اعتراف

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

شور فهمیدن،ریشخندی به جهل،

تقلای بودن،تلخی حقیقت،

نیشخند مرگ.

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

Tags: ancient, اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, تمدن ایران, دانلود, دانلود کتاب, فرهنگ ایران, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

چهارشنبه سوری در راه است؛ ایران خودم سرتو بالا کن

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

چهارشنبه سوری در راه است؛ ایران خودم سرتو بالا کن

ایران خودم سلام و علیکُم

آواز های حاجی فیروز
برای کوچـه های بهـــار
م.سحر

چهارشنبه سوری در راه ست

شاعر پارسی، از جانب ِعمو نوروز ، برای آوازهای بهاری ما چند بیتی فراهم کرده است که پیشکش یاد جوانانی می کند که در راه آزادی ایران جان خود را نثار کردند.

ایران خودم سلام علیکم
ایران خودم سرتو بالا کن

ایران خودم بهار تو راهه
شکوفه شاهده سبزه گواهه

ایران خودم چشمای ماهت
میون آسمون مونده به راهت

ایران خودم دلارونلرزون
بذا بهار بیاد کنار ایوون

ایران خودم هف سینو جور کن
از سفرهء عید غصه رو دور کن

ایران خودم ظلمتو ورچین
سبزی رو بکار کنار پرچین

بذا تا بشکفه سوسن و سنبل
بلبل بشینه رو شاخهء گل

قمری بزنه به زیر آواز
شاعر بشه با دلش غزلساز

مطرب بزنه به سیم سازش
دشمن بشینه روتخم غازش

اردوی غم از مرز تو دورشه
باغ و جنگلت دریای نورشه

ایران خودم سلام علیکم
ایران خودم سرتو بالا کن

بگو تا بچه هات بیان کنارت
شادی بیارن به روزگارت

زیبایی و عشق ونغمه و نور
همه همدم صلح و شادی و شور

بذار یار، لب یارش رو ببوسه
توی جلد ِ سیا ، دلش نپوسه

بذا رو شاخ ِ گل غنچه بخنده
نذار وا نشده لباشو ببنده

بذا چشمه تو جوبار بشه جاری
نذا لباش بخشکه تو صحاری

ایران خودم قربون اسمت
بذا بشکنه اون بند طلسمت

بذا بشکنه این حصار کهنه
دیو کپّه کنه تو غار کهنه

بذار تا از دیار روشنایی
آزادی بیاد به دیدنایی

آزادی برات آب حیاته
واس ِ نوسفرات چترِ نجاته

ایران خودم عشق کبیرم
تو که تو زنجیری ، منم اسیرم

ایران خودم مامای عزیزم
یه جون دارم و اونم به پات می ریزم

ایران خودم عید بهار ه
دل ِ آهوی عشقت بی قراره

دل ِآهوی عشقت تو بیابون
ازین واحه به اون واحه گریزون

ببین آهوی عشقت خون ِ صافش
شتـَک زد به زمینت واس ِ نافش

ببین خنجر کین ، تو دست دیندار
زمینو کرد پر از خون ِ زمین دار

ببین گلات چطو پرپر ِ بادند
پریشون و پیام آورِ دادند

پیام آور آزادی فردا
برا اهل وطن ، شادی فردا

ایران عزیز مام گرامی
روحت شده شرکت سهامی

نام و شرفت رو سکه کردند
زربفت ِدلت رو تکه کردند

دشمنت لباس دین به تن داشت
خاتم از حجاز ، تیغ از یمن داشت

دشمنت رسید با طیلسو نش
آزادی و دین ورد ِ زبونش

اما زیر اون عبای ژنده
مِهر ِ مُرده داشت و کین ِ زنده

جز مرگ نداشت کار و پیشه
وِردش رو لب و خونش به شیشه

صندقچهء دینش زیرِ رونش
امضا می رسید از آسمونش

با چوب ِ تر وپیازِ تندش
خاکت زیر چکمه های جُندیش

آزادی می داد به خورد ملت
با زور پیاز و چوب ِ ذلت

طبعش به فریب و فتنه مایل
شمشیر ستم بر او حمایل

آزادی می داد که خون بریزند
سقف از سر بیستون بریزند

آزادی می داد به دارو دسته ش
مور و ملخ ِ رو شاخ نشسته ش

آزادی می داد که حیله و ننگ
بنشونه به پرچم تو خرچنگ

اسمش بشه دورهء …
روزش ستم و شبش جنایت

ایران خودم مام ِ قدیمم
یادت ، نفـَس و غمت ندیمم

آزادی اهل ِ دین ، همینه
با دشمن مُلک هم نشینه

هم کاسهء رهزن و تبه کار
سلطان ِ ولی ، … ِ سردار

ایران خودم سلام علیکم
ایران خودم سرتو بالاکن

ایران خودم توچاه نفتی
زیر بار زور کاش نمی رفتی

تا دولت تو توچنگ دینه
فردای تو بد تر از همینه

تا هستی تو چنگ…

زیر بار زور کمر تو دولاست

تا دین تو غرقه در سیاست
دشمن میکنه بهت ریاست

ایران خودم که نازنینی
تا چند اسیر ِ اهل دینی ؟

ایران خودم سبزه دمیده
وقت رفتن غمت رسیده

این دفعه زمستون ِهزاره
وارونه روی خرش سواره

راه رفتنش به پیش روشه
بزا تو لجن ِ خوش فروشه

طاووس خدا و پای زشتش
راه دوزخ و شوق ِ بهشتش

چون تیغ ستم دین خداشه
ول کن که جهنم زیر پاشه

بذار از خاک ما گم شه نشونش
زمین آسوده شه از آسمونش

ایران عزیز، وطن ِ کـُهن دیر
بذار تا پاک بشه خاک ِ تو از غیر

بگذار که سیاهی روسیا شه
یک بار دیگه خدا ، خدا شه

این قلعهء جور واژگون شه
خاکش گِل و سقفش آسمون شه

امروز و ببین، برای فردا
تا کشته نشه ندای فردا

ایران خودم سلام علیکم
ایران خودم سرتو بالا کن

www.msahar.blogsky.com

منبع +

www.TarikheMa.ir

دانلود از رپیدشیر

افغان

Tags: ancient, اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, تمدن ایران, دانلود, دانلود کتاب, زن, فرهنگ ایران, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

واژگان اصیل ایرانی را جایگزین کلمات بیگانه کنیم

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

جایگزینی واژه ها ( ۱ )

منبع : تمدن پرشکوه ایران باستان 

 

 

این نوشتار ادامه  دارد…

به جای

بگو

به جای

بگو

ساحل

کنار

عید

جشن

غریب

نا آشنا

اعیاد

جشن ها

غریبی

نا آشنایی

سوال

پرسش

غسل

شست و شو

سرقت

دزدی

عهد

پیمان

بینهایت

بیکران

 

به جای

بگو

به جای

بگو

عاقبت

سرانجام

داخل

تو- درون

خطیب

سخنران

منهدم

نابود

صلح

سازش – آشتی

انهدام

نابودی

ظاهر

نما

اطلاع

آگاهی

مشاهده

نگریستن – تماشا

حاضر

آماده

به جای

بگو

به جای

بگو

اول

ابتدا

لباس

رییس- مسول

شجاع

نخست

نخست

پوشاک-جامه

سرپرست

دلیر – شیردل

اولین

شروع

فتح- ظفر

مراجعت

طعم

نخستین

آغاز

پیروزی

بازگشت

مزه

 

به جای

بگو

به جای

بگو

زبان محاوره ای

زبان گفتاری

تمنا

خواهش

عقاب

شهباز

تمنا می کنم

خواهش می کنم

مریخ

بهرام

استدعا می کنم

خواهش می کنم -درخواست می کنم

عذرخواهی

پوزش

تبریک

شادباش

عذرمی خواهم

پوزش میخواهم  – ببخشید

خاص

ویژه

   

  – منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسایت خود را ثبت کنید

+

+

Tags: ancient, اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, تمدن, تمدن ایران, دانلود, دانلود کتاب, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

دهه فجر مبارک

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

دهه فجر مبارک

سالروز قیام مردمی ،قیامی از جنس قیام کاوه وفریدون و آزاد سازی ایران عزیز از دست دشمنان استعمارگر بر همه وطن پرستان مبارک

جاوید تا ابد ایران اسلامی

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسایت خود را ثبت کنید

+

+

Tags: ancient, اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, تمدن ایران, دانلود, دانلود کتاب, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

تاریخچه منشور های حقوق بشر از ابتدا تاریخ تا اکنون

تاریخ مادانلود کتاب های الکترونیکی تاریخی - ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراساطیر و افسانه های باستان

کوروش شهریار روشنایی ها

آنچه از کوروش، سرسلسله امپراتورى هخامنشى قبل از این زمان یعنى سال ۱۸۷۹ میلادى مى دانستند تنها رگه هاى مبهمى از سیاست انسان دوستانه کوروش را باز مى تاباند. آن هم از لابه لاى متون منسوب به یهودیان و آنچه در کتاب مقدسشان نهفته است و به روزگارى اشاره مى کند که یهودیان زخم خورده به فرمان کوروش، فاتح بابل، به اورشلیم باز گردانده شدند و باز به یارى او معابد ویرانه خود را برافراشتند. علاوه بر آن در سرزمین بابل خدایان باستان از جمله مردوک دوباره بر فراز قدرت ایستادند، این ها همه بود ولیک تصویر روشنى از نگره حقوق بشر در تاریخ باستان را پژواک نمى داد. همین که راولینسون و هیات باستان شناسى، استوانه فرسوده آسیب دیده کوروش را از تل خرابه هاى بابل بیرون کشیدند و خاکش را تکاندند و شروع به خواندن خط میخى ریز نگاشته روى استوانه نمودند، تازه دریافتند که کوروش نخستین فرمانروایى است که از خود منشورى در راستاى حفظ و صیانت حقوق انسانى به یادگار نهاده است و تقریباً هفتاد سال بعد و در سال ۱۹۴۸ بود که با الهام از این کتیبه باستانى ارزنده، نخستین اعلامیه جهانى حقوق بشر در مجمع عمومى سازمان ملل متحد، به تصویب رسید. استوانه شکسته و روح نهفته در آن را بند زدند و باز بر تارک افراشتند. این استوانه امروز در موزه ملى لندن نگهدارى مى شود و با کنده کارى هاى ریز و مبهم خود نشان مى دهد که به راستى انسانیت و پاسداشت حقوق انسانى، گنجینه تازه اى نیست. همین استوانه است که نشان مى دهد کوروش کبیر یک شالوده شکن واقعى بوده است. این کتیبه تقریباً همزمان است با کتیبه هاى شاهان بین النهرین که مقتدرانه به تاخت و تاز هاى بى امانشان مى نازند و به پامال کردن حقوق ملل مغلوب هم، همان چیزى که در کتیبه کوروش بدان ارج نهاده مى شود. بد نیست نیم نگاهى بیفکنیم به برخى سنگ نوشته ها و کتیبه هاى بازمانده از نبوکد نصر، پادشاه بابل و سپس آن را با استوانه بشردوستانه کوروش مقایسه کنیم.
نبوکد نصر با افتخار و جبروت مى گوید:
«فرمان دادم که صد هزار چشم درآورند و صد هزار قلم پا را بشکنند، با دست خودم چشم فرمانده دشمن را درآوردم، هزاران پسر و دختر را زنده زنده در آتش سوزاندم، خانه را چنان کوفتم که دیگر بانگ زنده اى از آنجا برنخیزد.»

اما فرمان کوروش، فرمان نکوداشت انسانیت است و بال و پر گسترانیدن آن در آسمانى فراخ، نگاهى به مندرجات استوانه کوروش نشان مى دهد که پر بیراه نیست اگر کوروش را نخستین تدوین کننده منشور حقوق بشر انگاریم:

«من به هیچ کس اجازه ندادم که سرزمین سومر و اکد را دچار هراس کند. من نیازمندى هاى بابل و همه پرستشگاه هاى آنان را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان کوشیدم. من یوغ ناپسند مردم بابل را برداشتم، خانه هاى ویران آن ها را آباد کردم. من به بدبختى هاى آن ها پایان بخشیدم. مردوک خداى بزرگ از کردارم خوشنود شد. من همه ساکنان را گرد آوردم و خانه هایشان را به آنان باز پس دادم. من فرمان دادم که همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و بى دینان آنها را نیازارند. فرمان دادم که هیچ یک از خانه هاى مردم خراب نشود. فرمان دادم که هیچ کس اهالى شهر را از هستى ساقط نکند.»
بسیارى از مواد اعلامیه جهانى حقوق بشر، الهام یافته از فرامین کوروش کبیر است. در واقع گویى روح نگاه بلند کوروش به انسان و آزادى انسانى در کالبد اعلامیه جهانى نیز دمیده شده است . سال ها پس از مرگ کوروش و آن گاه که اسلام به منزله دیانتى پاسدار شرافت انسانى به منصه ظهور رسید، باز بانگى برافراشته شد که نویدبخش نکوداشت انسان بود. نواى پیامبر اسلام که هم در مرامنامه حکومت اسلامى در مدینه و هم در خطابه حجه الوداع، حرمت حفظ جان، مال و آبروى انسان ها پررنگ است و البته در جاى جاى کتاب مقدس مسلمانان، قرآن کریم.واین برای ما ایرانیها که اولین و هم اکنون تنها رعایت کننده حقوق سایر مردم و بشریت هستیم افتخاری بس بزرگ و جاودانی است

(نقل قول از نویسنده وبلاگ)


انگلیسى ها پیشتاز در اروپا

اما نگاهى به تاریخ اروپا نشان مى دهد که صرف نظر از نگره هاى مترقیانه فلاسفه یونانى۱ و بعد ها بارقه هاى اندیشه مسیحیت، نخستین منشور حقوق بشر به سال ۱۲۱۵ میلادى، یعنى درست ۱۸ سده پس از فرمان کوروش باز مى گردد. منشورى که به منشور کبیر و یا magna carta معروف است. در واقع انگلیسى ها در اروپا پیشتاز چنین باورى بودند. پادشاه انگلستان جان، تحت فشار روحانیون و اشراف و بورژوازى انگلستان، ناچار به صدور این فرمان شد. فرمانى که «به طور کلى تایید مى کند که پادشاه باید حقوق و آزادى هاى مکتسبه ملت خود را محترم شمارد و وضعى را که در گذشته بر اثر حسن نیت و عقیده پادشاهان ملت دوست و نیکوکار و با جدیت و مبارزه خود ملت به وجود آمده است، حفظ نماید.» از جمله موارد مندرج در فرمان کبیر مى توان به موارد زیر اشاره کرد:

« در ماده یک، جان، پادشاه انگلستان، پس از تایید آزادى کلیسا و حقوق کامل و خدشه ناپذیر آن از طرف خود الى الابد، کلیه حقوقى را که در فرمان تصریح شده است به عموم افراد آزاد قلمرو خود اعطا مى کند.» در ماده هفدهم رسیدگى به دعاوى عمومى را از صلاحیت دادگاه هاى وابسته به دربار، خارج مى سازد و در صلاحیت مراجع صالح و ثابتى قرار مى دهد … در ماده چهل مى گوید: «حق و عدالت را به کسى نخواهیم فروخت و از کسى مضایقه نخواهیم کرد و اعمال و اجراى آن را به تاخیر نخواهیم انداخت.»

در قرن هفدهم، فلاسفه اى از بطن انگلستان برخاستند که مى کوشند با نظریات خود، منشور کبیر را پر و بال بخشایند و به اوج برفرازند، از جمله جان لاک « وقایع سال ۱۶۸۸ انگلستان که با حداقل آشفتگى و هرج و مرج روى داد موجب تحکیم دموکراسى و پیروزى پارلمان و انجام خواست هاى مردم در جهت آزادى گردید، موید نظریات لاک بود و او را در این عقیده راسخ تر کرد که مردم استعداد و لیاقت آن را دارند که خود را اداره کنند و حکومت دلخواه خود را که در طریق صلاح و سعادت آنان قدم بردارد بر گزینند.» و به این ترتیب است که منشور کبیر در گذر زمان پخته تر گردیده و جامه اعلامیه حقوق انگلستان را به تن مى کند، اعلامیه اى که در سال ۱۶۸۹ به تصویب رسید. درست در هنگامه اى که دموکراسى طلبان در برابر سلاطین پیروز شدند و پارلمان در انگلستان پا گرفت، ویلیام پیت، سیاستمدار نامدار انگلیسى، این اعلامیه و منشور کبیر را کتاب مقدس آزادى انگلیسى ها نامید تا مهر اهمیت پررنگى بر این منظومه نفیس افکنده باشد؛ منظومه اى که به راستى سند افتخار پیروزى حقوق انسانى بر لگام استبداد زدگى محسوب مى شد. البته پیش از اعلامیه حقوق، اسنادى تحت عنوان درخواست حقوق در کتابچه تاریخ انگلستان مدفون است که نشانگر تقاضاهاى مسالمت آمیز انسان دوستان از پادشاه بوده است. ازجمله مواردى که در این دادخواست، انسانیت را برتر از هر چیز دیگر بر مى شمارد و افسار ها را مى گسلد، عبارت است از:
۱- از این تاریخ به بعد بدون مجوز قانونى هیچ فردى را نباید به دادن پیشکش یا وام یا باج یا مالیات و امثال آن مجبور ساخت.۲- هیچ فردى را به خاطر موارد مذکور در بند یک یا خوددارى از پرداخت مطالباتى از آن قبیل نباید احضار و استنطاق کرد یا قسم داد یا در توقیف نگاه داشت یا آزار رسانید یا مضطرب و مشوش ساخت.۳- هیچ فرد آزادى را نباید زندانى یا توقیف کرد .۴- نباید اجازه داد که هیچ فردى مورد آزار صاحب منصبان کشورى و لشگرى قرار گیرد و صاحب منصبانى که مرتکب این اعمال شده اند باید از کار برکنار شوند.
مواد مندرج در اعلامیه حقوق نیز مشابه همان مواردى است که در بالا ذکر شد البته با پر و بال بیشتر و حشو زواید فراوان تر…

آمریکا و اعلامیه استقلال

اما پژوهشگران بر این باورند که نکات نهفته در دل اعلامیه استقلال آمریکا، نشان مى دهد آمریکایى ها بیش از انگلیسى ها به تدوین و ارائه اعلامیه راستین حقوق بشر، اهتمام ورزیده اند، اعلامیه اى که حقوق و مقام انسانى را در بند بند خود گنجانیده باشد. این اعلامیه در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ و پس از یک سلسله نبردهاى تاریخى براى پنجه ساییدن به استقلال در آمریکا تصویب شد. مقدمه این اعلامیه آبستن دیدگاه هاى نواندیشانه اى نسبت به پیکره هویت انسانى است. البته با نیم نگاهى کالبدشکافانه به ساخت و بافت سیاسى سرزمینى نوخاسته، در گوشه هایى از این مقدمه مى خوانیم:

«ما این حقایق را از بدیهیات مى دانیم که همگى مردم مساوى آفریده شده اند و اینکه آفریدگارشان به آن ها حقوق خاص و غیر قابل انتزاعى اعطا نموده است که از آن جمله است حق زندگى، داشتن آزادى، کسب آسایش و سعادت که به منظور حفظ این حقوق مردم براى خود حکومت هایى تاسیس خواهند کرد و با میل و رضاى خود به آن حکومت ها اختیار و اقتدار خواهند داد دیگر آن که هر گاه این حکومت ها از راه منحرف شوند از حقوق مردم است که آنها را تغییر داده یا ساقط سازند و حکومت هاى جدیدى روى کار آورند که بتوانند با وضع قوانین مناسب و اعمال قدرت امنیت و سعادت مردم را تامین و حفظ کنند.» پانزده سال بعد و در نخستین کنگره آمریکا، با نیم نگاهى به این اعلامیه تاریخى، از سوى نمایندگان اصلاحاتى در قانون اساسى آمریکا شکل پذیرفت که همه براى آویختن به ریسمان آزادى بود. آمریکاى تازه استقلال یافته داشت ذره ذره خود را به اصول انسان مدارانه نزدیک و نزدیک تر مى کرد.

انقلابى فرانسوى و حقوق انسان زمانه اش

اما تاریخ اعلامیه حقوق بشر در فرانسه که به مهد آزادى شهرت یافته بود، چه فراز و نشیب هایى را پیمود ؟ انقلابى که در سال ،
۱۷۸۹ پیکره سرزمین فرانسه را تکان داد، انقلابى بود به معناى واقعى کلمه که در برخى ابعاد خود انسانیت را به پس زمینه ها سپرد. وقتى پادشاه و ملکه اش به دست توده لجام گسیخته انقلابى تحت فشار بودند و آن گاه که پادشاه را به جوخه اعدام مى سپردند، سفالینه حقوق بشر در حال ترک برداشتن بود. اما تب انقلاب که فروکش کرد و زبانه هاى شعله ها که فرو خسبید، فرانسوى سرگشته، به ضرورت تدوین اعلامیه اى در پاسداشت حقوق انسانى پى برد. این اقدام با سلسله مراتبى پس از انقلاب انجام گرفت. متن اولیه در ۲۶ اوت ۱۷۸۹ تدوین گردید و بعد ها در سال هاى ۱۷۹۱ ، ۱۷۹۳ و ۱۷۹۵ با اصلاحات و بازنگرى هایى، زنده تر و روشن تر شد. مجلس ملى فرانسه براى انسان نو اندیش زمانه خود، حقوقى قایل شد، حقوقى که قبلاً هم در کنده کارى هاى کتیبه کوروش و هم در پستى و بلندى مسیر اعلامیه هاى گونه گون حقوق بشر، تبلور یافته بود. در ۲۴ ژوئن ۱۷۹۳ این اعلامیه پر و بال پیدا کرد و تکمیل شد. اعلامیه دومى جزئیات و ریزه کارى هاى بیشترى از دل حیات اجتماعى مردم را در بر مى گرفت و طبیعتا کارآمدتر بود. و در نهایت در ۲۲ اوت ۱۷۹۵ بود که این اعلامیه ها به بلوغ رسیدند. انقلابیون فرانسوى نشان دادند که مصمم اند هرچه زودتر پساب هاى انقلاب را بزدایند و به روح انسان بیندیشند. بى گمان انتشار دست نگاشته هاى منتسکیو در سال ۱۷۴۸ روح انسان فرانسوى را بیدار کرده بود و او را براى رسالتى همچون تدوین اعلامیه حقوق شهروندى مصمم و راسخ کرده بود.

نگاهى به روح القوانین نشان مى دهد که تفکر انسان دوستانه و نگره جهانشمول حقوق بشر، واقعیتى دامان گسترده در باور فکرى سرزمین فرانسه بوده است: «در دموکراسى، ملت از یک لحاظ فرمانروا و از لحاظ دیگر فرمانبردار است. ملت نمى تواند فرمانروا باشد مگر به وسیله آراى خودش که عبارت از اراده او مى باشد پس اراده ملت خود ملت است.» و در جاى دیگر مى نویسد «حقوق بین المللى طبعاً بر سر این اصل است که ملل مختلف دنیا باید در حال صلح به یکدیگر منتهاى نیکى و در حال جنگ حداقل آزار را روا دارند بدون این که به منافع حقیقى خود لطمه اى وارد سازند.» بى دلیل نیست که در مقدمه روح القوانین مى خوانیم:«منشا اصل بر برائت آدمى و کرامت ذاتى انسانى» در بسیارى از قوانین اساسى جهان از اندیشه هاى منتسکیو اقتباس گشته است. وى مى گوید: «از آنجا که افراد شرورند، قانون مجبور است آنان را بهتر از آنچه هستند فرض کند بدین ترتیب گواهى دو نفر براى اثبات جرم کفایت مى کند (همان چیزى که ما در قوانین قضاى اسلامى شهادت عدلین مى خوانیم) قانون اظهارات دو نفر گواه را باور مى کند و به نظر قانون مبنى بر حقیقت تلقى مى گردد. مثلاً این طور فرض مى کند هر طفلى که در طى دوره زناشویى به وجود آمده است حلال زاده است. قانون به مادر طفل به اندازه اى اطمینان دارد که هرگز غیر از عفت درباره او تصور دیگرى نمى نماید.»

و

 سازمان ملل

اما سال ها باید مى گذشت و جنگ هاى خانمان سوز جهانى باید شعله ور مى شد تا اندیشه تاسیس سازمان پهناور و بزرگى به نام سازمان ملل بشکفد و در چارچوب این سازمان اعلامیه جهانى تازه اى درباره حقوق بشر به تصویب رسد. گرچه به تعبیر «گلن جانسون» «دلمشغولى متفقین در مورد حقوق بشر، فرعى و حتى حاشیه اى بود» اما اندیشه ایجاد سازمانى جهت حفظ و کمک به حمایت از حقوق اساسى بشر، اندیشه اى شایسته و ارزشمند بود که جهان ملتهب آن روزگار به شدت بدان محتاج بود. جامعه انسانى، تکان تازه اى خورده بود. برگرفته از نوشته ی
رضا مرادی غیاث آبادی
www.ghiasabadi.com

منبع +

www.TarikheMa.ir

شما هم وبسایت خود را ثبت کنید

+

+

Tags: ancient, اساطیر, افسانه, ایران, ایران باستان, ایران باستان, باستان, تاریخ, تاریخ ایران, تاریخ باستان, تاریخ ما, تبادل, تبادل لینک, تمدن ایران, دانلود, دانلود کتاب, دختر, زن, لینک, مشاهیر, چهره های ماندگار, کتاب

" تمامی حقوق برای تاریخ ما محفوظ است "

" Copyright ( © ) 2009 Tarikhema.ir "