به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 4 خرداد 1391, 12:02

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 26 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 17 بهمن 1390, 13:12 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 18 خرداد 1390, 11:42

پست ها : 608

محل سکونت: Иран
تشکر کرده اید: 697 مرتبه
تشکر شده:
964 مرتبه در 386 پست

نام: Омид

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ислам

علاقه‎مند به تمدن: Ахеменидов

وبلاگ: www.injairane.ir

شعار: جانم فدای ایران

امتیاز: 19

درود بر بابک ازادی خواه.سردار دلاور ایران.
بنده یک مقاله ای دارم در این مورد که خودم نوشتم.
اون هم م تونه مفید واقع بشود.
نمیدانم که گاها چرا شخصیت های تاریخی رو هم مصادره میک نیم.
بابک متعلق به ملت و سرزمین ایران است و اذربایجان هم جزئی از ایران بوده ،هست و خواهد بود.
هر چند گروه های پان ترکیسم گاها مطالبی را بیان می کنند اما بابک افتخار اذربیاجان و افتخار ایران است.
در حقش هم ظلم شده  اما ظلم نکرده به کسی ....

_________________
امضا امضا ندارم


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 بهمن 1390, 09:21 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 17 بهمن 1390, 08:44

پست ها : 39
تشکر کرده اید: 16 مرتبه
تشکر شده:
33 مرتبه در 26 پست

نام: اوش کایالی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: شیعه

علاقه‎مند به تمدن: آذربایجان

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: حقیقت

امتیاز: 0

دوست عزیز حضرتعالی چرا زبان ترکی را نمی توانید به عنوان یک زبان ایرانی قبول کنید؟؟؟؟
در حالیکه به راحتی میتوان قدمت ( هشت هزار ساله )سکونت ترکها در ایران را ثابت کرد علت اینکه شما نمی توانید بابک و ترکها را به عنوان یک ایرانی ترک قبول کنید بر میگردد به تنگ نظری پان فارسی و پان آریایی شما ، ترکهای ایران هیچ موقع خودشان را خارجی ندانسته و ایران را وطن خود به حساب می آورند و همیشه در طول تاریخ برای وطن خود جانفشانی ها کرده اند امیدوارم حضرتعالی دیدگاه خود را عوض فرمائید.
درود بر بابک آزادی خواه.سردار دلاور ایران
درود بر باکری
درود بر چمران
درود بر همه سرداران ترک ایران

_________________
امضا گفتگوی اهل غفــــــــــــلت قابل تاویل نیست


خواب پای خفته را تاویل کردن مشکـل است


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 بهمن 1390, 12:05 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 13 مهر 1390, 12:17

پست ها : 173
تشکر کرده اید: 43 مرتبه
تشکر شده:
171 مرتبه در 93 پست

نام: منطق

یکتاپرست: نخیر

دین یا مذهب: ----

علاقه‎مند به تمدن: روم

وبلاگ: Tarikhema ir

امتیاز: 4

یاشار رسولی اسکویی نوشته است:
دوست عزیز حضرتعالی چرا زبان ترکی را نمی توانید به عنوان یک زبان ایرانی قبول کنید؟؟؟؟
در حالیکه به راحتی میتوان قدمت ( هشت هزار ساله )سکونت ترکها در ایران را ثابت کرد علت اینکه شما نمی توانید بابک و ترکها را به عنوان یک ایرانی ترک قبول کنید بر میگردد به تنگ نظری پان فارسی و پان آریایی شما ، ترکهای ایران هیچ موقع خودشان را خارجی ندانسته و ایران را وطن خود به حساب می آورند و همیشه در طول تاریخ برای وطن خود جانفشانی ها کرده اند امیدوارم حضرتعالی دیدگاه خود را عوض فرمائید.
درود بر بابک آزادی خواه.سردار دلاور ایران
درود بر باکری
درود بر چمران
درود بر همه سرداران ترک ایران


من شخصی هستم که کوچترین تعصبی برای هیچ گونه قومیت گرایی قائل نیستم ( چه پارس چه ترک ) ولی مطالعات تاریخی بسیار زیادی دارم , با قاطعیت به تو می گویم که

قبایل ترک ( که خاستگاه آنها بخش شرقی قزاقستان فعلی و ترکستان چین یا همان سین کیانگ است ) اولین بار هشتصد نهصد سال پیش وارد آذربایجان شدند و فراگیر

شدن زبان ترکی در آذربایجان نیز حداکثر قدمتی 500 ساله دارد !


.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 بهمن 1390, 02:19 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 1 تیر 1390, 05:45

پست ها : 763
تشکر کرده اید: 637 مرتبه
تشکر شده:
849 مرتبه در 407 پست

نام: اردشیر

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: آزاده باش

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: دست به دست هم دهیم به مهر

امتیاز: 16

درود دوستان

یاشار گرامی ، من درباره تاریخ آذربایجان و دیگر قومیتها مطالبی خوندم و مثل همیشه ضد و نقیض فراوانی در همه شون دیدم که البته بسیار طبیعیه . به شخصه ترکها رو خیلی دوست دارم و بهشون علاقه مندم . دوستان ترک زبان زیادی هم دارم و از نزدیک باهاشون برخورد و مراوده دارم . این مطلب رو گفتم که سو برداشت نشه و منم مثل شما معتقدم که ترکهای گرامی دلاوران بسیاری به ایران معرفی کرده

با توجه به ادعای شما که فرمودید 8000 سال قدمت ، خواستم ازتون درخواست کنم منابعش رو در اختیارم بگذارید تا منم بتونم مطالعه کنم . مهر افزون

_________________
امضا در نبرد با تاریکی شمشیر نمیکشم بلکه چراغی می افروزم . ( زرتشت )

برای کشتی های بی حرکت موج ها تصمیم می گیرند


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 بهمن 1390, 14:52 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 22 آبان 1390, 15:12

پست ها : 98
تشکر کرده اید: 174 مرتبه
تشکر شده:
118 مرتبه در 53 پست

نام: kooh

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هستم

وبلاگ: ندارم

شعار: زنده باد ايران

امتیاز: 0

crown نوشته است:
یاشار رسولی اسکویی نوشته است:
دوست عزیز حضرتعالی چرا زبان ترکی را نمی توانید به عنوان یک زبان ایرانی قبول کنید؟؟؟؟
در حالیکه به راحتی میتوان قدمت ( هشت هزار ساله )سکونت ترکها در ایران را ثابت کرد علت اینکه شما نمی توانید بابک و ترکها را به عنوان یک ایرانی ترک قبول کنید بر میگردد به تنگ نظری پان فارسی و پان آریایی شما ، ترکهای ایران هیچ موقع خودشان را خارجی ندانسته و ایران را وطن خود به حساب می آورند و همیشه در طول تاریخ برای وطن خود جانفشانی ها کرده اند امیدوارم حضرتعالی دیدگاه خود را عوض فرمائید.
درود بر بابک آزادی خواه.سردار دلاور ایران
درود بر باکری
درود بر چمران
درود بر همه سرداران ترک ایران


من شخصی هستم که کوچترین تعصبی برای هیچ گونه قومیت گرایی قائل نیستم ( چه پارس چه ترک ) ولی مطالعات تاریخی بسیار زیادی دارم , با قاطعیت به تو می گویم که

قبایل ترک ( که خاستگاه آنها بخش شرقی قزاقستان فعلی و ترکستان چین یا همان سین کیانگ است ) اولین بار هشتصد نهصد سال پیش وارد آذربایجان شدند و فراگیر

شدن زبان ترکی در آذربایجان نیز حداکثر قدمتی 500 ساله دارد !


.


با درود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>

در پاسخ به ياشار رسولي اسكويي<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

نخست كمي درباره خودم بگم.<o:p></o:p>

من در خانواده اي ترك زبان در تهران بدنيا آمده ام و ريشه راستين بنده به شهر باكو باز مي گردد. با اين وجود تعصب و غيرت در برابر شوندي و دليلي راستين جايي ندارد ما همه ايراني هستيم و به ايران وابستگي داريم.<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

دوم درباره قدمت هشت هزار ساله خواهشمند است شوندي روشن بياوريد.<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

سوم بابك و مازيار و افشين سه ياري بودند كه با هم همسوگند شدند كه خاندان عباسيان را برچينند و در جايي از تاريخ گفته و يا شينده نشده كه ايشان ترك زبان بوده اند يا خود را ترك شناسانده باشند يا دست كم بنده در اين باره آگاهي ندارم و داده هاي شما در اين باره به من و ديگر دوستان كمك خواهد كرد. افزون بر آن چرا شما به باقر خان و ستارخان و موج مشروطه خواهي و ديگر رويدادهاي راستين كه در تاريخ رخ داده و همگي جزو تاريخ آذربايجان آنهم پس از ورود تركها است اشاره اي نمي كنيد آيا در تاريخ آذربايجان تنها تني كه تاريخ ساز بوده است بابك خرم دين بوده است(البته از ديد شما).<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

چهارم زبان آذري زباني بوده است كه پيش از ورود تركها به ايران در آتروپاتگان روامند بوده است. اين باور شما مانند اين مي ماند كه پيش از ورود تازيان به سوريه و مصر آنها تازي گفتگو مي كرده اند نخير دوست گرامي زبان ايشان قبطي بوده است به مانند زبان آذري كه در آذربايجان پيش از ورود تركها روامند بوده است. افزون بر آن همانگونه كه مي دانيد از شيخ صفي چامه اي به زبان آذري باستان (كه از زبانهاي فارسي نزديك به تاتي است) بر جا مانده است. همان شيخ صفي كه در دل همه تركزبانان جا دارد و از نخستين جاهايي است كه به ميهمانان و گردشگران ديدن آنرا بسيار پيشنهاد مي كنند.<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

به جنابعالي پيشنهاد مي كنم درباره زبان تركي و پان تركيسم بيشتر پژوهش كنيد.<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

چوخ تشكر ايليرم ياخچي گونلري سيزي چون ايستييرم.<o:p></o:p>

<o:p></o:p>

با سپاس ياشاسين ايران

_________________
امضا دلير باش در بكار گرفتن فهم خويش! اين است شعار روشنگري.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 8 اسفند 1390, 13:29 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 18 اردیبهشت 1390, 18:54

پست ها : 56
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
21 مرتبه در 16 پست

نام: یک مسلمان عاشق

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان سنی پیرو سنت رسول الله

علاقه‎مند به تمدن: تمدن های اسلامی بجز صفویان به بعد

شعار: مسلمین برترین امت هستند این امت قابل قیاس با هیچ امتی نیست

امتیاز: 0

من تعجب می کنم از شما مگه مسلمان نیستید من چه کار به ترک یا دیگر اقوام دارم رفتار یک شخص چه ربطی به قومش داره کسی که خون مسلمانی بریزه ایا نباید مسلمین از خودشون دفاع کنند در برابر مشرک و مرتد و مجوسی چون بابک خرمدین زندیق او را به مجازات برسونن منطق شما کجا رفته احساسات رو کنار بذارید و به عقلتون رجوع کنید جزاکم الله خیرا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 اسفند 1390, 12:40 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 4 خرداد 1389, 14:36

پست ها : 253
تشکر کرده اید: 322 مرتبه
تشکر شده:
338 مرتبه در 163 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: معاصر

شعار: چه رنجی بزرگ تر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد؟

امتیاز: 5

parsfars نوشته است:
من تعجب می کنم از شما مگه مسلمان نیستید من چه کار به ترک یا دیگر اقوام دارم رفتار یک شخص چه ربطی به قومش داره کسی که خون مسلمانی بریزه ایا نباید مسلمین از خودشون دفاع کنند در برابر مشرک و مرتد و مجوسی چون بابک خرمدین زندیق او را به مجازات برسونن منطق شما کجا رفته احساسات رو کنار بذارید و به عقلتون رجوع کنید جزاکم الله خیرا


سلام دوست عزیز
شما بهتر است به جای اینکه پستی بگذارید و بروید، جواب شبهات را بدهید آیا تجاوز به دختران بابک و مثله کردن او آنهم توسط خلیفه مسلمین جز سیره اسلام است ؟ضمنا این ایرانیان بودند که از خود در برابر اعراب اشغالگر دفاع می کردند ظاهرا یادتان رفته که ایران در آن زمان در اشغال اعراب ویرانگر بود و قیام بابک قیامی در برابر بیگانگان است


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم وهاب به خاطر این پست تشکر کرده اند
Son of wiSdom (10 اسفند 1390, 00:09)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 10 اسفند 1390, 13:02 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 18 اردیبهشت 1390, 18:54

پست ها : 56
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
21 مرتبه در 16 پست

نام: یک مسلمان عاشق

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان سنی پیرو سنت رسول الله

علاقه‎مند به تمدن: تمدن های اسلامی بجز صفویان به بعد

شعار: مسلمین برترین امت هستند این امت قابل قیاس با هیچ امتی نیست

امتیاز: 0

در دوره خلافت عباسی بیشتر مردم ایران زمین اهل سنت بوده و پیرو خلافت عباسی .خلافت عباسی تهدیدی برای مسلمین ایران نبود بلکه تهدید اصلی مردم ایران فردی به نام بابک بود که خون مسلمین ایرانی را بر زمین می ریخت.حالا تهدید واقعی کیست؟خلافت عباسی که از مردم مسلمان ایران حمایت کرد وتهدیدی که جان و ناموس مسلمین رو هدف قرار داده بود را از بین برد . پس خلفای عباسی حامی مسلمین بودن ولی شخصی به نام بابک زندیق مسلمین را از دم تیغ می گذراند.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 10 اسفند 1390, 16:52 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 8 اسفند 1390, 18:34

پست ها : 1
تشکر کرده اید: 0 مرتبه
تشکر شده:
2 مرتبه در 1 پست

نام: araz

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: شيعه

علاقه‎مند به تمدن: سومر

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: باادب باش

امتیاز: 0

[quote="babi1356"]
خَرَّم در زبان پارسي هر چيزي است كه خوشي و شادي و لذت را براي انسان فراهم آورَد. اينكه بهار و باغ و بوستان را خُرَّم  گوئيم به اين دليل است كه مايه‌ي شادي و نشاط‌اند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است . خُرَّم‌دين، و بصورت امروزينش دينِ خُرَّم بمعناي ديني است كه در کنار انسان ساز بودنش مايه‌ي شادي و خوشي مردمان شود . تعريف دين به اين مفهوم در جاي‌جاي گاتاي زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاريخ درباره پيروان زرتشت ميگويند: هرچه انسان خرمي بيشتري بطلبد اندوه اهريمن بيشتر ميشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمي‌آيد ؛ و در تعريف عقايد خرم‌دينان مينويسد كه  آنها هرچه باعث شادي و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زياني به كسي نرساند را مباح ميدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست . زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد .

معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد . یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است . متاسفانه عده ای از پانترکهای بی سواد دست به جعل نام این بزرگ مرد ایران زده اند و در سایتهای خود از او به عنوان قهرمان ترکان نام می بردند و او را از ترکستان و مغولستان که سرزمین ترکها می باشد خوانده اند . ولی خوشبختانه نام و معنی وی صددرصد ایرانی است و این حرکات فقط کوته فکری – عدم آگاهی و تفکری متحجرانه از آنها را برای ما نمایان می سازد . پاپک خرمدین از سرزمین آریایی مادهای آذربایجان کجا و بای بک ساختگی عده بچه تجزیه طلب از نوادگان وحشی چنگیز خان مغول کجا ؟!؟!؟


بابك از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گويا مسلمانش كرده بودند و نام عربيش حسن بود. جنبشي كه بابك در ایران آغاز كرد و رسما نام جنبش خرم‌دينان برخود داشت، يك ايدئولوژي مشخصي را مطرح میكرد كه هدفش براندازي نهائي سلطه‌ي عرب - برقراري مساوات انساني در ايران - تأمين خوشيي براي همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مينويسد كه ايرانيان ازنظر وسعت ممالك و فزوني نيرو برهمه‌ي ملتها برتري داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب كه نزد آنها دونپايه‌ترين قوم جهان بود برآنها مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتي تحمل‌نشدني روبرو يافتند، و برآن شدند كه با راههاي مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسيس، بابك و ديگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند


نام  خرم‌دين  كه به پاخاستگانِ ايراني براي اين جنبش برگزيده بوده‌اند به روشني نشان ميدهد كه اين يك جنبش مزدكي بوده و همه‌ي شعارها و برنامه‌هاي مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌كشي مزدك را دنبال ميكرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصريح ميكند كه خرم‌دينانِ پيرو بابك يك فرقه‌ي مزدكي بودند . اساس تعاليم مزدك برآن بود كه مردم بايد هم دراين دنيا و هم دردنياي ديگر به سعادت و شادمانی دست يابند؛ يعني هم دراين دنيا با كسب وكار وكشاورزي و صنعتْ براي خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام كارهاي نيكو و خودداري از كارهاي بد رضايت خدا را حاصل كنند تا درآخرت به بهشت بروند. نيك  در تعاليم مزدك عبارت بود ازگفتار وكرداري كه به خود يا ديگري منفعتي برساند و سعادتي فراهم آورَد؛ و بد  عبارت بود ازگفتار يا كرداري كه به خود يا ديگران آسيب و گزند وارد آورد يا سبب محروميت شود. ابن‌النديم در وصف يكي از ايرانيانِ مزدكي مقيم بغداد به نام خسرو ارزومگان كه ويرا پيرو مذهبي شبيه مذهب خرم‌دينان ناميده، مينويسد كه به پيروانش دستور ميداد بهترين لباسها بپوشند، و خودش نيز بهترين لباسها مي‌پوشيد و به آن افتخار ميكرد .


مركز فعاليت بابك در آذربايجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگي از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهايش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از ميان بردن سلطه‌ي اربابانِ عرب بود كه نزديك به دوقرن مردم ایران را تاراج ميكردند. قبايل عرب همراه با فتوحات عربي به درون آذربايجان و دیگر شهرهای ایران سرازير شدند. بلاذري درباره‌ي سرازير شدنِ عربها به آذربايجان در زمان عثمان و امام علي، مينويسد  بسياري از عشاير عرب از بصره وكوفه و شام به آذربايجان سرازير شدند و هرگروهي برهرچه از زمين توانست دست يافت و مصادره كرد، و بعضي‌شان زمينهائي را از عجمها خريدند و روستاهائي نيز به اين عشاير واگذار شد، و مردم اين روستاها به مُزارعينِ اينها تبديل شدند .


بابک به خون خواهی ابومسلم خراسانی در سال ١٩٤ق قیامش را آغاز کرد . او علنا می گفت روح ابومسلم در وجودم حلول نموده و با این سخن از سراسر ایران مردان جنگاور و سلحشور به او پیوستند  . حس انتقام از عربهای مهاجم تمام وجود بابک را گرفته بود و به همه می گفت ایران را دوباره باید احیا کنیم . بسیار از نادانان زاهد بر او خرده می گرفتند که خون را با خون نمی شورند و او فجایع عباسیان را یک به یک بر می شمرد . به قول حکیم ارد بزرگ : گذشت را می توان در مورد آدمها به کار گرفت اما باید دانست این درس از آن آدمهاست نه کشورها ، سکوت در مقابل وحشی گری دشمن هیچگاه درست نیست . طبري مينويسد كه مردم روستاهاي نواحي اصفهان و همدان و ماهسپيدان و مهرگان‌كدك و جز اينها نيز به دين خرم‌دينان درآمدند . نخستين درگيري ناكامِ سپاهيان دولت عباسي و بابك درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شكست سپاه عباسي مي‌دهد. دومين درگيري ناكامِ سپاه عباسي و بابك درسال ٢٠٠خ بود كه بخش اعظم سپاهيان عباسي را بابك در غربِ ايران- نزديكي‌هاي همدان- كشتار كرد. اعزام نيروهاي عباسي به جنگ بابك درسراسر سالهاي ٢٠٠- ٢٠٦خ تكرار شد و هربار از بابك شكست يافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ي دولتِ عباسي به قتل رسيدند؛ و يك فرمانده برجسته نيز شكست يافته فرار كرد. در سال ٢٠٦خ يك افسر برجسته‌ي عرب با سِمَتِ والي آذربايجان اعزام شد و سپاه بزرگي در اختيارش نهاده شد تا به‌كار بابك پايان دهد. اين مرد نزديك به دوسال با بابك درگير بود، و در خردادماه ٢٠٨خ دركنار روستاي بهشتاباد كشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند

[/quote]


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم araz xan به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ardeshir.shah (10 اسفند 1390, 02:10), آرمین جلالی (11 اسفند 1390, 12:12)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 اسفند 1390, 14:04 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 10 اسفند 1390, 15:22

پست ها : 86

محل سکونت: كاسپين
تشکر کرده اید: 27 مرتبه
تشکر شده:
153 مرتبه در 62 پست

نام: moji

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اهل حق

علاقه‎مند به تمدن: هخامنش

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: چيزي كه به التماس آلوده باشد نميخواهم.هر چه ميخواهد باشد.حتي "زندگي"

امتیاز: 3

تاريـــخ كـــــه بر بـاد رود رنـج و سرورش
نازد به ســاوار به گــــــــردان غـيـــورش
هــرگـرد كه در مـعـبـد تاريخ فنــا گـشت
همپايه همي دان به هزار و به كرورش
پدر بابك روغن فروشي از مردم مداين بود و چون به آيين مزدكي گراييده بود، از بيم جان به آذرآبادگان گريخت . در آنجا ، در روستاي " بلال آباد " همسر حامله اش، فرزندي بدنيا آورد كه " پاپك" نام گرفت. تازيان او را " بابك" گفتندي چنانكه " شاپور " را " شابور".
او بــاره ئ هــمـــت ز ســر ابــر جــهانيد
دشمن بوحل مانده همه بار و ستورش
او راه فنا رفت به چـــشـــمان گشــــاده
زد خنده به خصم وطــن و باطــن كورش
لرزيـد دل خـــصم چو در مســـلخ تــازي
بشنـــيد غريــو سخن پر شر و شورش
چون خليفه اندر آمد، همگان خم شدند و كرنش كردند جز بابك، كه بسان كوهي استوار ايستاده بود. پس از چند گاه خاموشي هراس انگيز، سرانجام خليفه نشست و به پرخاش گفت:" اي سگ، چرا در جهان فتنه انگيختي؟"بابك خاموش و استوار ايستاده بود و هيچ واكنشي از خود نشان نداد!
معتصم بار ديگر گفت: " اي سگ، با توام !" بابك همچنان استوار و خاموش بود…
در اي همگام " افشين" سر نزديك گوش بابك كرده و گفت:" واي بر تو ، خليفه امیرالمؤمنين از تو پرسد و تو خاموشي ؟"
بابك گفت: " منم بابك" ( نام من بابك است )
خليفه در حاليكه از خشم سرخ شده بود گفت: " اي بابك، تو كاري كردی كه هيچكس نكرده بود ، پس اينك تحمل مجازاتي را بكن كه هيچكس تا كنون تحمل نكرده است"
بابك گفت: " پس بزودي تاب مرا خواهي ديد" دژخيم وارد شد و سفره ئ خود گسترد ، تن بابك را برهنه كردند و خليفه دستور داد كه دست راستش را از مچ ببرند.
هيچ اثري از درد در سيماي اين قهرمان ديده نشد و او گفت : " زهي آساني "!
همه ئ تاريخ نويسان نوشته اند كه چون دست بابك از پيكرش جدا شد، وي مچ خون آلود خود را به چهره اش ماليد و با دست چپ، همه ئ چهره اش را بخون شست.
معتصم گفت: " بپرسيد كه از چه رو چنين كرد ؟"
از او پرسيدند و گفت:" چون چهره ام از رفتن خون زرد شود، مبادا كه پندارند كه از ترس بوده است !"
آنروز عرب پيكر او خست به شمشير
امروز جهان گل بنهد بر سر گورش
بابك خرمدين به بازگويی برخی از منابع در بيست سال شورش ۲۵۵۵۰۰ تن از تازيان را كشت و بسياري از سركرده هاي معتصم و مامون را از پاي درآورد. در سال ۲۲۰ ه.ق. حيدر بن كاووس و پشت سر وي سردار ترك ديگري بنام بغاي و بعد جعفر خياط و سپس ايتاخ را(با سي ميليون درهم مخارج قشون) روانه كرد و در نهايت افشين پس از ۲ سال كارزار و خدعه و نيرنگ بر بابك دست يافت. اين مرد چنان وحشتي در تازیان پديد آورد كه خواب و خور را از خلفاي ايشان ربوده بود.
می گویند بابک همواره می گفت روح ابومسلم خراسانی در او  حلول نموده است .
پاپك و پان تركها
همان گونه كه ميدانيم، پان تركها بارها بی پايه بودن سخنها و نظرياتشان را به اثبات رسانيده اند. از ترك خواندن نظامی گنجوی و مادها گرفته تا ترك خواندن رستم!!!
همان برچسب ها را امروز ، درباره ی پاپك خرمدين می گویند. و اين نيز از همان گزينه هايی است كه مي تواند تنها باعث به ريشخند گرفته شدن آنها شود.
نخست اينكه بابك نه بزبان تركی سخن ميراند و نه اينكه از نژاد آغوز و ترك بود. در آن زمان در آذرآبادگان، زبان پهلوی آذری رواج داشت. (بر پايه ی پژوهشهايی كه تا كنون انجام شده هيچ نشانی از زبان تركی در آذربايجان پيدا نشده، از پيش از ۳۰۰ سال پيش)
دو اينكه نام پاپك يك نام اصيل ايرانيست. اين نام بارها در شاهنامه آمده، اين در حاليست كه هيچ گاه در منابع تركی از آن نام برده نشده.
سه اينكه به نامهای ياران او(آذين، رستم) و همچنين آيين او (پيرو مزدك و جاويدان پور شهرك و خرمديني) و زادگاه پدرش(مدائن پايتخت ساسانيان) كه نگاه بيندازيم، به آسانی در ميابيم كه بابك يك ايرانی و بود و نه ترك و آغوز.
و…
زادروز " پاپك خرّمدين " پسر " مرداس" ، اين ابـَر كـَهرمان تاريخ و اين استوار مرد چون سبلان را به همه ئ آزادگان، از ايران و انيران، شادباش و فرخنده باد ميگويم. يادش جاويد و راهش پر رهرو باد.
در شهر دليران بود او " پاپك" جاويد
تابنده به هرجـاي وطن پـرتو نـورش


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 17 اردیبهشت 1391, 10:39 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 17 بهمن 1390, 08:44

پست ها : 39
تشکر کرده اید: 16 مرتبه
تشکر شده:
33 مرتبه در 26 پست

نام: اوش کایالی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: شیعه

علاقه‎مند به تمدن: آذربایجان

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: حقیقت

امتیاز: 0

هوالعزیز

يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ. (سوره مبارکه حجرات، آیه شریفه 13)
اگر کمی با محتوای آیه ی اول آشنا باشید، خداوند، تنوع قبائل و طوائف را برای شناخت مردمان قرار داده است. و صد البته بعض این قبائل، در عمل می شود قبیله ی بنی امیه و تاریخ را به خاک و خون می کشاند و قیافه حق به جانب به خود میگرند و جهت توجیح خود تاریخ دروغین نیز میسازند تا اینکه کرده خود را توجیه کنند و گاهاً نیز موفق هم میشوند که عده ای را گمراه سازند و جنایاتی بکنند که تا امروز روز نیز این روند ادامه دارد و بعضی هم می شود قبیله بنی هاشم و آن همه نمونه و استوانه انسان متعالی تحویل جامعه و تاریخ می دهند و همیشه مظلوم تاریخ باقی میمانند!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما بنا به استدلال این آقایان پانفارس چون خارجی ها در آثارشان بابک را ایرانی= پارسی قلمداد کرده اند پس بابک نه ترک بلکه پارسی بوده است!
با اینحساب هرگاه یک خارجی پیدا شد و مطابق عرف بین الملل به یک تبریزی یا سنندجی یا ایلامی یا اهوازی یا سیستانی یا مشهدی یا گلستانی یا رشتی گفت “ایرانی”، همة آنها می شوند ایرانی= پارسی= تهرانی و قومیتشان در یک چشم بهم زدن بر باد می رود! …

با این استدلال آیا نباید گفت ایشان یا در درک دو مفهوم “قومیت و ملیت” مشکل دارند و یا اینکه ایندو مفهوم را بهر نحو در مقابل هم می بینند! …
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما اگر کتاب "فتوح البلدان" را بخوانید که در قرن دوم هجری و به زبان عربی نوشته شده (که یهودیها ننوشته اند و تصادفاً هم عصر بابک میباشد) در آنجا میبینید که نام قوم خزر در ارمینیه و آزربیجان و صلح بین پادشاه ترکان و انوشیروان که پدر بزرگ خسرو پرویز بوده قید شده یعنی حداقل حدودا 900 سال پیش از حمله مغول به ایران تورکان آنجا بوده اند!!! در ضمن آنجا قید شده که انوشیروان پس از اشغال سرزمینهای خزران، پارسی زادگان را در آنجا ساکن کرده و نام شهرها را عوض میکرده است!

و حال تصور کنید در سرزمینی که تورکان هزار سال حکومت کرده اند و پادشاهان آن تورک بوده اند با اینکه زبان و خط خاص خود را داشته اند، هیچ و تقریباً هیچ کتاب و نوشته تورکی باقی نمانده ولی تمام کتب دری مربوط به شعر و فلسفه و تاریخ از هزار سال پیش باقیست!

آیا این به آن معنی نیست که اینان در این صد سال که حکومت و قدرت را بدست گرفته اند تمام آثار باستانی و مکتوب تورکان را از بین برده اند و برای رد گم کنی دست پیش میگیرند تا پس نیافتند؟؟؟

آیا در دوران حاکمیت ده قرن اخیر ترکان بر ایران، در هیچیک از صفحات تاریخ آمده است که سلاطین ترک بخواهند زبان ترکی را بر ملل و اقوام تحت حاکمیت خود تحمیل کنند!!!و یا حتی مثل زبان فارسی دری از زبان ترکی حمایت کنند اشاره ای شده است؟؟؟

لذا تحمیلی نامیده شدن زبان ترکی مردم آذربایجان و دیگر ترکان ایران زائیده تفکر ناسیونالیسم افراطی دوران پهلوی است که متاسفانه هنوز هم طرفدارانی دارد!

پس چشم و گوش بسته پا به میدان اندیشه گذاشتن! تعصب را علَم کردن و تعقل را سر به سنگ احساسات کوفتن! است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درباره قدمت هشت هزار ساله چنانچه میدانیم تاریخ ایران قدمتی هشت هزار ساله دارد و بر خلاف باوری که پانفارس ها سالیان سال تبلیغ کرده اند تاریخ ایران قدمتی 2500 ساله ندارد !
نیز میدانیم اولین اقوامی که در این سرزمین ساکن شده اند اقوام التصاقی زبان بوده اند که بر اساس مطالعات صورت گرفته و آثاری که از ایشان باقی مانده، همچنین تشابهات زبانی و لغوی فراوانی که با زبان ترکی آذربایجانی دارد قطعاً اقوام پروتورک بوده اند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما در خصوص عوض شدن زبان :

کسانیکه می گویند فارسی دری ادامة زبان پهلویی است که در زمان ساسانیان در مناطق فارس متداول بود راهی کاملاً خطا می پیمایند و این گفته ها را بدون پایه و برهان علمی و تنها از سر تعصب بر زبان می آورند که بر مردم فارس زبان گفته باشند زبان آنها با آمدن زبان بیگانه دری از میدان بدر نرفته و بر حیات خود ادامه داده است !
اگر فارسی دری در تداوم زبان پهلوی بود. چرا تا قرن هفتم هجری حتی یک بیت شعر در منطقة استان فارس که مسکن اصلی فارس زبانان است به فارسی دری سروده نشده است و یک سطر نثر،به زبان دری تا قرن هفتم هجری در این مناطق نوشته نشده است؟!  
درحالیکه در مناطق دیگر بخصوص مناطقی که سلاطین،مراکز حکومتی خود را در آن قرار داده بودند آثار فراوان به زبان دری (فارسی) می بینیم؛ مثل مناطق تاجیکستان و افغانستان که مرکز حکومتهای سامانی و غزنوی بوده و عراق عجم (مناطق مرکزی ایران چون شهر ری, قم, کاشان, اراک, اصفهان) که مرکز حکومت سلجوقیان بوده است!
حتی خود ناسیونالیستهای افراطی هم به دری (فارسی یا بهتر بگوئیم تاجیکی) زبان نبودن مردم مناطق فارس و سروده نشدن حتی یک بیت شعر به این زبان تا قرن هفتم هجری در این مناطق اعتراف دارند!

«اکثر شعرایی که به فارسی شعر گفته اند این زبان را در محیط مدرسه آموخته اند حتی سخن پردازی چون سعدی که در محیط خانوادگی به زبان محلی صحبت می کرد، فارسی را در محضر استاد فرا گرفته است.»[منبع :زبان فارسی در آذربایجان، گردآوری ایرج افشار، ص ۳۸۶- بدیع الزمان فروزانفر «سخن و سخنوران» ص ۴۹۵.]

«سلجوقیان . . . نقش . . . در ترویج زبان فارسی در ایران، به ویژه پشتة غربی داشتند. اتابکان در حمایت از اهل ادب، کوشش قابل ملاحظه ای به خرج داده اند. سده های پنجم و ششم هجری دورة شکوفایی نظم و نثر دری . . . در اغلب سرزمینهای غربی است کما اینکه: «از آغاز زبان دری تا روزگار سعدی در ظرف این شش قرن ازدهات کوچک یا شهرهای بزرگ . . . . گویندگانی کوچک یا بزرگ . . . و برخی شاعران دیگر برخاسته اند و آثاری خوب یا بد از آنها بر جای مانده است، اما تاریخ ادبیات ما از فارس که متاع خاص و مختص آن شعر و شاعر است حتی اسم یک شاعر را ضبط نکرده است و تا جایی که من به یاد دارم یک بیت شعر خواندنی به عنوان محصول این محیط در ظرف این ششصد سال, نگاه نداشته است . . . »[منبع :زبان فارسی در آذربایجان. . . ص ۳۸۵-  دکتر مهدی حمیدی،بحثی دربارة سعدی، کنگره جهانی سعدی و حافظ شماره ۴۷،ص ۷۰ و ۷۱.]
اگر ما می گوئیم زبان ترکی امروز آذربایجان ادامة زبان ترکی هزار سال پیش و در تداوم زبان کتاب «دده قورقود» است غیرممکن است استاد شهریار در کنار اثر معروف «حیدربابایه سلام» که به زبان ترکی امروز است به زبان هزار سال پیش ترکی،یعنی به زبان دده قورقود هم منظومه ای بسراید و دیوانی به این زبان داشته باشد !
اما استاد شهریار علاوه بر زبان ترکی، به زبان فارسی که زبان جداگانه و متفاوت از ترکی است نیز شعری سروده و دیوانی تنظیم کرده است، همانطوریکه سعدی شیرازی هم به دو زبان جداگانه فارسی دری (زبان مرسوم دربار)، و پهلوی (زبان بومی و اصلی مردم فارس) دیوان تنظیم کرده است!
اگر زبان فارسی دری ادامة زبان پهلوی ساسانی می بود, فارسی زبانان و فارسی دانان امروز نباید زحمت زیادی در خواندن و فهمیدن معنا و مفهوم زبان پهلوی دوران ساسانی و بعد آن داشته باشند, همچنانکه ترک زبانان آذربایجانی و ترکیه ای در خواندن و فهمیدن زبان کتاب «دده قورقود» که مربوط به هزار تا هزار و دویست سال پیش است و ترکی امروز آذربایجان و ترکیه, ادامة این زبان است؛ با مشکل زیادی روبرو نیستند و معنی و مفهوم کتاب برای آنها کاملاً آشکار است.
در صورتیکه هیچکدام از ایرانیان فارس زبان نمی توانند از متن چند سطری زبان پهلوی که حتی بعد از اسلام نوشته شده, مثل کتیبه پهلوی «اقلید» در جنوب آباده, کتیبة «تخت طاووس» در استخر فارس و یا متن های پهلوی که در سده های سوم و چهارم هجری مثل «بُندهشن, زادسَپَرم, روایات پهلوی[مراجعه شود به کتاب «زبان پهلوی- ادبیات و دستور» ژاله آموزگار- احمد تفضلّی, صص ۲۳-۳۲ , انتشارات معین چاپ سوم, ۱۳۸۰, تهران.] و . . . » که همزمان با خلق آثار نظم و نثر به زبان دری نوشته شده اند چیزی سر در بیاورند.
در حالی که آثار نوشته شده در همین سده یعنی در قرن سوم و چهارم هجری به زبان دری،اکنون نیز به راحتی از طرف هر فرد ایرانی فارس زبان و غیرفارس زبان آشنا به فارسی (دری) قابل خواندن و مفهوم است و تفاوت آنچنانی با زبان فارسی امروز ندارد!
چنانکه خواندن و درک مفاهیم شعر دری (فارسی) حنظلة بادغیسی اولین شاعر دری گوی قرن سوم هجری برای هیچیک از ایرانیهای امروز مشکلی ایجاد نمی کند و اشعار «رودکی» شاعر دوران سامانیان (قرن چهارم هجری) برای همة فارسی دانان به راحتی قابل درک است.

پس چشم و گوش بسته پا به میدان اندیشه گذاشتن! تعصب را علَم کردن و تعقل را سر به سنگ احساسات کوفتن! است.

_________________
امضا گفتگوی اهل غفــــــــــــلت قابل تاویل نیست


خواب پای خفته را تاویل کردن مشکـل است


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 26 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


{ RELATED_TOPICS }
 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. بابک خرمدين

nooshin

1

98

15 تیر 1390, 06:13

الف نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. بابک خرم دین سرداد سر دار

Son of wiSdom

5

200

9 آذر 1390, 08:11

Ardeshir.shah نمایش آخرین ارسال

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.