به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

زمان جاري سايت, 3 ام اسفند 90, 10:59 pm

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


Forum rules


بگو مگوهایی راجع به معلم شهید دکتر علی شریعتی http://www.shariati.nimeharf.com



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 2 پست ] 
نام نويسنده پيام
 موضوع پست: مگر نه هر کسی در انتظار است؟
Unread postپست شد: 29 ام آذر 90, 1:54 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 24 ام مهر 90, 6:39 am

پست ها: 89
تشکر کرده اید: 111 مرتبه
تشکر شده:
107 مرتبه در 54 پست

نام: محبوبه

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اریایی

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خدا، خدا، خدا، ...

امتیاز: 0

شمعی در خلوت خاموش شبهای دراز زمستانی می سوخت. در دل تیره و پر هراس زندگی بزرگ، بر گردش زندانیان و زندانبانان همه حلقه بسته و گرم و کار خویش. و او در جمع تنها بود.   زبانش زبانه آتشی بود و سخن نمی گفت. زبان هایی که از گوشت و رگ و پی ساخته اند می گویند و گوشهایی که حفره های تنگ و باریک و زشتی هستند می شنوند و او گوشی برای شنیدن نداشت. شاید هم می گفت و کسی نمی شنید ، می شنید و نمی فهمید.    شمع تنها موجودی است در این عالم که در انبوه جمع تنهاست، در بحبوحه خلق ساکت است، قلب انجمن است و بیگانه با انجمن.    او را همه می ستایند ، شاعران او را می پرستند ، و او در چشم ستایشگرانش در جمع پرستندگانش غریب است.
شمع، مومی نرم و در دلش آتشی پنهان.   هستی اش؟ هستی اش اندامی برای سوختن، افروختن.    زندگی اش؟ زندگی اش اشک و اتش و همین!   و در پایان؟ و در پایان افسردن و مردن در آغوش اشکهایش!
چرا در انبوه جمع تنهاست؟ هر کسی مسیحی دارد، موعودی، بودائی که باید از غیب برسد، ظهور کند، بر او ظاهر گردد و نیمه اش را در برگیرد و تمام شود.  زندگی جستجوی نیمه هاست در پی نیمه ها؛ مگر نه وحدت وجود غایت افرینش است؟ پروانه مسیح شمع است. شمع ، تنها در جمع ، چشم انتظار او بود، مگر نه هر کسی در انتظار است؟

_________________
امضاء برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر انچه که خدا را از تو می گیرد.


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم محبوبه. به خاطر این پست تشکر کرده اند
علی پارسایی (29 ام آذر 90, 2:15 pm)
 موضوع پست: Re: مگر نه هر کسی در انتظار است؟
Unread postپست شد: 29 ام آذر 90, 2:31 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 24 ام مهر 90, 6:39 am

پست ها: 89
تشکر کرده اید: 111 مرتبه
تشکر شده:
107 مرتبه در 54 پست

نام: محبوبه

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اریایی

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خدا، خدا، خدا، ...

امتیاز: 0

ناگهان نسیم بهاری، که مژده فروردین داشت، همچون پیکی که پیامی دارد برخاست و پنجره زندان را گشود و به درون وزید. و بر بالهای نسیم پروانه ای در امد، پروانه ای نرم و رنگین. همچون خاطره شیرینی بود که ناگهان در عمق روح پر می کشد؛ با دو شاخک طلائی، بالهایی به لطافت تصور لبخند مهربان دوست بر نگاه های دوست، سرشارِ ستایش و لبریزِ رضایت از کار ان را دریافته است جز لبخندی پر از معنی های خوب نشانه ای نمی دهد. پرهائی به نرمی پرهای زیرین سینه جوجه قناری ای که با دَم نرم دخترکی ناز هویدا می شود، دخترکی که در تنهائی غمگینش انتظار کسی را می کشد که هرگز نخواهد امد و اینچنین ، غرق در یاد او ، خود را به بازی سرگرم می دارد. پشت و پهلویش پوشیده از "گرده ناز" که همچون گرد امیدی بر سطح دریای یأس برق می زند و شب را پرتوی به گونه نور میبخشد. پاهایش به نازکی رشته نگاهی که شرم کوتاهش می کندو چشمانش . . . چشمان پروانه!    مگر می توان چشم های پروانه! را با کلمات نشان داد؟   هر کلمه ای، هر حرفی صدها برابر و هزارها برابر بزرگتر و سنگین تر و درشت تر و خشن تر از چشم های پروانه است. پر پروانه در سخن نمی گنجد، چشم هایش را چگونه می توانم در کلمه ای نهم؟   این کار برداشتن قطره لطیف شبنمی است بر گلبرگی با یک سطل، یک پارچ، یک کوزه سفالین کهنه!! نمی توان، نمی شود.
و پروانه امد و طواف کرد، چه کرد و چه ها کرد و . . . چه شبی بود! و چه داستانی!
چه حادثه ای در این جهان از بازی پروانه بر گرد شمع،
پرواز پروانه بر هاله شمع . نشستن و گریختن و سوختن و ساختن و هیچ نگفتن پروانه بر اتش شمع زیباتر است؟
دوست داشتن در اخرین قله معراجش!
                                                              اگر عاشقی خواهی اموختن           به کشتن رها یابی از سوختن
                                                               به دریا نرو گفتمت زینهار                 وگر میروی دل به دریا سپار
اما، قرن ها است که شاعران بر این بازی زیبای عشق ، این جانبازی پاک و اتش بازی خطرناک چشم دوخته اند و از کار و روزگار این دو عاشق صادق حکایت ها گفته اند و غزل ها سروده اند و انچه را که در نخستین دیدار باید می دیدند و در شگفت می ماندند، ندیدند و در نیافتند!
وصال مگر ارامش نیست؟ سرشاری رضایت و سکون و سکوت و تمامی! پایان هر جنبشی و بی قراری ای، نیروانا . . . ساحل ارام و جاوید، اتش ارام و خاموش . . . سر نهادن رود بی تاب و خروشنده بر سینه مهربان و ارام دریا  . . . ؟
اما . . . چرا پروانه بر سر شمع قرار ندارد؟ بی تاب تر و هراسان تر و پریشان تر است؟این همه تب و تاب چرا؟و نیز شمع! مسیحش بر او ظاهر شده است، موعودش به وعده گاه امده است، پروانه خلوت خالی پر انتظارش را پر کرده است. چرا پروانه اش را بر گرد خویش ، در پرتو هاله خویش در طواف می بیند و . . . باز . . . چه بگویم؟
این اشک ها چیست؟
چرا حشرات، خوکان و سگان و گوسفندان، گاوان و خران بار بردار . . . همه ازاد و اسوده، بی درد و بی دیوار، در بستر جوی های گندیده و لجنزار، غرق در لذت مرداری و پست؟
راست گفته است سارتر : این جهان و این جهانیان استفراغ است ! پروانه شمع اگر همچون مرغ خانگی نه بر گرد شمع، که در پی خروس میرفت زندگی در زیر پایش رام می گشت و اسمان بر بالای سرش به کام . . . و شمع پروانه ، اگر همچون خروس ، نه در انتظار پروانه، که در پی مرغ خانگی می خواند، دسته دسته مرغان کیلوئی از همه رنگ گردش حلقه می بستند و بر سرش اوار می شدند که جهان را از بَهر اینان ساخته اند.
زندگی ان ندای مرموز و شور انگیزی که شمع و پروانه را به هم می خواند و نمی شود. با خویشاوندی این دو بیگانه است. جهان خانه این دو نیست. و از این است که سرنوشت عشقی که با مردم این اقلیم ناساز است، جز سوختن پروانه و گداختن شمع نیست. یکی خاکستر می شود و دیگری اشک و      پایان.


_________________
امضاء برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر انچه که خدا را از تو می گیرد.


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم محبوبه. به خاطر این پست تشکر کرده اند
narges e (29 ام آذر 90, 3:30 pm), samin1369 (29 ام آذر 90, 3:33 pm)
نمايش پست هاي پيشين :  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 2 پست ] 

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


چه کسي حاضر است؟

کاربراني که در اين انجمن حضور دارند : بدون کاربر جديد و 0 مهمان


شما نمي توانيد در اين انجمن مبحث جديدي ارسال کنيد
شما نمي توانيد در اين انجمن براي مبحث ها پاسخ ارسال کنيد
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را ویرایش کنید
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را حذف کنید
شما نمي توانيد در اين انجمن فايل ضميمه کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.