به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 4 خرداد 1391, 12:02

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


لطفا براي مشاهده قوانين انجمن اينجارا کليک کنيد



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 8 پست ] 
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 آذر 1390, 11:29 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 424
تشکر کرده اید: 337 مرتبه
تشکر شده:
409 مرتبه در 201 پست

نام: مسلم

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: بندگی خدا

امتیاز: 8

به نام خدا
با سلام خدمت همه دوستان گرامی ، دربرخی  مباحثی که با دوستان موافق و مخالف پیش میامد ناگزیر از رجوع به تاریخ گذشته برای استدلاهایمان بودیم ، سوالی ازدوستان فرهیخته داشتم که راهنمایی بفرمایند چگونه تاریخ رو بخوانیم آیا میشه به هر گفته ای ولو اینکه در کتب معتبر تاریخی بود استناد کرد ؟ چه راههایی برای فهم صحت وسقم مطالب تاریخی وجود دارد ؟ اگر دراین  خصوص علمی یا نکته ای می دانند ما رو نیز بهره مند کنند.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم حنیف به خاطر این پست تشکر کرده اند
enikazemi (19 آذر 1390, 01:16)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 آذر 1390, 01:40 
آفلاين
مدیر کل انجمن
مدیر کل انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 فروردین 1388, 03:40

پست ها : 1086

محل سکونت: تهران - ابهر
تشکر کرده اید: 1209 مرتبه
تشکر شده:
1382 مرتبه در 458 پست

نام: اِنی کاظمی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشیع سُرخ

علاقه‎مند به تمدن: ماد

وبلاگ: http://www.enik.ir

شعار: شرافت به خرد و ادب است؛ نه به دارایی و نژاد. علی‌بن‌ابیطالب

امتیاز: 56

بیشتر فکر می کنم نیاز داریم به تاریخ آن چنان که بوده است بنگریم نه آن چنان که می خواهیم باشد.

راه های بررسی تاریخی که گذشت بسیاره؛ من فکر می کنم از کتابهای مفید درین باره را باید کتاب "تاریخ در ترازو" دکتر زرین کوب دانست.

_________________
امضا



مردی
آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید، تا هنگامی که سوگند هر دو را نشنوم.- داریوش بزرگ
[فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ] - [فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ] -  [فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ]
فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. تنها یک عضو و کاربر عادی و در اَنجمن است که قطعاً دارای اِشتباهات بسیاری"ست که به بسیاری از آنها به کمک دیگر کاربران آگاهی پیدا می کند و به این روی مدیون کسانی اَست که به سوال های او پاسخ گفته و یا نقدی از او کرده اَند.

نقل قول های مورد پسند :
وقتی ما همه یک نوع می اندیشیم هیچ یک از ما نمی اندیشد._والتر لیپمن
من از گناه بدم می آید نه از گناهکار.گاندی.
دانا باید از دانش خویش نادان را آگاه سازد، نشاید بیش از این نادان گمراه بماند._ اِشو زرتشت – یسنا – هات ۳۱ بند ۱۷
یک فرد اغلب به واسطه ی یک واژه، عاقل یا احمق پنداشته می شود.به راستی باید مراقب آنچه می گوییم باشیم_ کنفوسیوس
مورخ باید بعضی اوقات حتی دشمن را ستایش کند و دوست را سرزنش._ پولی بیوس
برتری مردم به یکدیگر، به دانش‌ها و خرد‌هاست؛ نه به ثروت‌ها و تبار‌ها. علی اِبنِ اَبیطالب
شرافت به خرد و ادب است؛ نه به دارایی و نژاد. علی‌بن‌ابیطالب


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم enikazemi به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (20 آذر 1390, 09:19)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 آذر 1390, 02:02 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 15 اسفند 1389, 22:30

پست ها : 513

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 464 مرتبه
تشکر شده:
719 مرتبه در 298 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان شیعه

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: بر خویشتن شهریاری کن تا جهانی تو را اطاعت کنند

امتیاز: 15

به نام مهر بان بخشنده.

سلام بر هم میهنان گرامی.


درباره صحت گفته های یک مورخ، می پندارم چنین راه هایی وجود دارد:

1. صحت سایر گفته های مورخ.
2. جایگاه مورخ و منافع و مشکلات او.
3. نظر دیگر مورخین درباره موضوع و دلایل موافقت یا مخالفت مورخ مورد نظر با آنها. (یا بی اطلاعی مورخ از وجود آنها و در نتیجه امکان مقایسه نظرات آنها)
4. فاصله زمانی و نحوه اطلاع مورخ از واقعه تاریخی.
5. استدلال ها و تبیین مورخ از شرایط تاریخی بر اساس جامعه شناسی و مردم شناسی معاصر.
6. جامع نگری و دوری از تعصب و تک بعدی دیدن وقایع.
7. مکتب، روش و سلوک مورخ.

والسلام.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم الف به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (20 آذر 1390, 09:19)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 آذر 1390, 10:12 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 424
تشکر کرده اید: 337 مرتبه
تشکر شده:
409 مرتبه در 201 پست

نام: مسلم

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: بندگی خدا

امتیاز: 8

به نام خدا
با تشکرازدوستان گرامی جنابان انی کاظمی والف ، ممنون از راهنمایی هایتان می خواستم سوال تخصصی تر کنم در صورتی که در این زمینه مطالعه داشته اید لطفا پاسخ دهید واینکه مثلا گفته می شود حضرت علی ع مردم ایران را در شورشهایی که می کرده اند مثلا شهر استخر همانظور که آقای پاراسا گفته ، سرکوب کرده ویا امام حسین در لشکر کشیهای مسلمانان برای فتح گرگان وطبرستان ،اگر اشتباه نکنم ، شرکت نموده ، آیا اینها دلایل مذهبی موجه داشته اند ، منظورم اینست ایا به قصد کشور گشایی بوده ویا نقض قراردادی بوده است از طرف ایرانیان ویاهر مسئله دیگری ، منتظررهنمودهایتان هستم .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 آذر 1390, 00:18 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 15 اسفند 1389, 22:30

پست ها : 513

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 464 مرتبه
تشکر شده:
719 مرتبه در 298 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان شیعه

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: بر خویشتن شهریاری کن تا جهانی تو را اطاعت کنند

امتیاز: 15

به نام دانای نهان.

حنیف نوشته است:
به نام خدا
با تشکرازدوستان گرامی جنابان انی کاظمی والف ، ممنون از راهنمایی هایتان می خواستم سوال تخصصی تر کنم در صورتی که در این زمینه مطالعه داشته اید لطفا پاسخ دهید واینکه مثلا گفته می شود حضرت علی ع مردم ایران را در شورشهایی که می کرده اند مثلا شهر استخر همانظور که آقای پاراسا گفته ، سرکوب کرده ویا امام حسین در لشکر کشیهای مسلمانان برای فتح گرگان وطبرستان ،اگر اشتباه نکنم ، شرکت نموده ، آیا اینها دلایل مذهبی موجه داشته اند ، منظورم اینست ایا به قصد کشور گشایی بوده ویا نقض قراردادی بوده است از طرف ایرانیان ویاهر مسئله دیگری ، منتظررهنمودهایتان هستم .


سلام،

به قول مادرم اون قدیما می گفت: «به حرف آقای می گویند گوش ندهید!»

این حرف رو کدوم مورخی نوشته؟ سندش چیه؟

والسلام.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم الف به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (21 آذر 1390, 13:18)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 آذر 1390, 13:27 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 424
تشکر کرده اید: 337 مرتبه
تشکر شده:
409 مرتبه در 201 پست

نام: مسلم

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: بندگی خدا

امتیاز: 8

به نام خدا
ممنون آقای الف عزیز ، می خواستم شما که با تاریخ اشنایی بیشتری داریدآیا این وقایع در کتب تاریخی ذکر شده اند واگر ذکر شده اند ان منابع همانظور که خودتان گفتید ، مورد تایید است ؟ ممنون.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 آذر 1390, 14:47 
آنلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 434
تشکر کرده اید: 224 مرتبه
تشکر شده:
1077 مرتبه در 337 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 23

توضیح: مطلب زیر نوشته اینجانب نیست لیکن از آنجا که مرتبط با بحث و مفید است عینا" نقل می شود.منبع نیز یکی از سایت های پاسخگویی به شبهات دینی است که متاسفانه نام سایت را در خاطر ندارم
1
- در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نیز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام علی را از شهر خود بیرون کردند.امام علی مجددا زیادابن ابیه را به آنجا گسیل داشت و لشکریان وی از هیچ جنایتی فروگذاری نکردند. (تاریخ طبری، جلد 6، ص 2657 و یا فارسنامه، ص 136)
2 - علی بن ابی طالب، عبدالرحمان بنی جزطائی را به سیسستان فرستاد. لکن حسکه حبطی وی را بکشت،پس علی فرمود: بیاید که چهارهزار تن از حبطیان را به قتل رسانیم. وی را گفتند: حبطیان پانصد تن هم نشوند. (فتوحالبلدان، بلاذری)
3 - در زمان امام علی، مردم استخر چندینبار قیام کردند. امام علی در یکی از آن موارد «عبدالله بن عباس» را در راس لشکری بهآ«جا گسیل داشت و شورش تودهها را در سیل خون فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی،ص 136). درمورد دیگر که مردم استخر شورش کردند، امام علی «زیادبن ابیه» که از خونخواری و آدمکشیبه انوشیروان دوم لقب گرفته بود به آنجا گسیل داشت تا به سرکوبی این قیام بپردازند.در مورد جنایات و کشتار مردم استخر توسط زیادبن ابیه کتابها و روایات زیادی نوشته ونقل شده است(روجوع کنید به کتاب مروج الذهب،جلد دوم ص 29).
و اما پاسخ:

از باب مقدمه لازم است عرض كنم بعضی ازایرانیان خرد گرا (؟؟؟!!!) که چندسالی است دست به قلم شده اند و نژاد پرستی را برای مقابله با اسلام برای ایرانیان از نان شب هم واجب تر می دانند سعی دارند تا به زعم خود عشق و علاقه به اهل بیت ایرانیان را به کینه و نفرت مبدل نمایند و برای دستیابی به چنین هدفی ، ناچار باید ثابت نمایند که اهل بیت ( بخصوص امام علی و امام حسن و حسینعلیهم السلام ) دستشان بخون نژاد ایرانی آلوده شده و هر که خون ایرانی در رگهایش جریاندارد باید از قاتلین نیاکان خود متنفر باشد و این قاتلین نیاکان نباید دارو دسته اسکندرمقدونی یا مهاجمین چنگیز مغول یا پرتغالی ها و انگلیسی ها و روسها و امریکائیها باشدبلکه فقط و فقط باید عرب و البته نه عربهای فاتح ایران بلکه فقط باید بنی هاشم و نههر بنی هاشم بلکه باید از اهل بیت باشد !!!
در این مجال با مراجعه به منابعی كه نویسنده مطالبفوق،مطالب خود را از آن اخذ كرده و بعنوان حربه ای برای ایجاد كینه و دشمنی با امامعلی(ع) استفاده كرده است،به نقد و بررسی این مطالب خواهیم پرداخت:
در تاریخ طبری ج ۶ صفحه ۲۶۵۷چنین آمده است:
« شعبی گوید : وقتی علی ( ع ) نهروانیانرا بکشت بسیار کسان با وی مخالف شدند و ولایت آشفته شد و بنی ناجیه به مخالفت وی برخاستند. ابن حضرمی به بصره آمد . مردم اهواز شوریدند و خراج پردازان طمع آوردند که خراج رابشکنند . پس از آن سهل بن حنیف عامل علی را از فارس بیرون کردند . ابن عباس به علیگفت : « کار فارس را به وسیله زیاد سامان می دهم » . علی دستور داد که زیاد را آنجافرستد . ابن عباس به بصره رفت و زیاد را با جمعی بسیار به فارس فرستاد که مردم فارسرا سرکوب کرد و خراج دادند ...»
در صفحه ۲۶۷۴ جلد شش ، پس از بیان مطالببالا می نویسد :
« پیری از مردم استخر گوید : زیاد چندانمدارا کرد که مانند پیش به اطاعت و استقامت آمدند و به جنگ نپرداخت . مردم فارس میگفتند : رفتار این عرب همانند رفتار خسرو انوشیروان بود که نرمش و مدارا می کرد و میدانست چه کند .»
و اما در ادامه به توضیح جزئیات سرکوب توسطزیاد می پردازد :
« گوید : وقتی زیاد به فارس آمد کس پیشسران ولایات فرستاد و کسانی به یاری وی آمدند . وعده داد و آرزومند کرد و جمعی را نیزبیم داد و تهدید کرد . بعضی را بجان بعضی دیگر انداخت . بعضی ها خطر گاه دیگران راگفتند و گروهی گریختند و گروه دیگر به جای ماندند و فارس بر او راست شد ، اما با گروهیمقابل نشد و جنگی نکرد . در کرمان نیز چنین کرد .
آنگاه به فارس بازگشت و در ولایتهای آنجابگشت و بکسان وعده های خوب داد تا مردم آرام شدند و ولایت به استقامت آمد.»
این مطالبی است كه درتاریخ طبری آمده است،نكاتی قابلتوجه از این مطالب:
از متن بالا چنین بر می آید که علت قیام قهرمانانه! تنها فرصت طلبی بعضی خراج پردازان و همدستی آنان با خوارج شورشی بوده است و نیز علتاشتهار زیاد بن ابیه به خسرو انوشیروان ، خوی مدارا و مماشات وی بوده و نه خوی خونخواریوی .!!!
ضمنا همه کسانی که نام انوشیروان را شنیدهاند به درست یا غلط لقب معروف وی را هم شنیده اند : انو شیروان عادل . حال چگونه استزیاد بن ابیه « از خونخواری و آدمکشی به انوشیرواندوم لقب گرفته بود » ؟؟!
البته هدف ما در این نوشتار طرفداری اززیاد بن سمیه ( که بعد ها از سوی شیعیان به زیاد بن ابیه معروف شد ) نیست و در اینکهزیاد بن ابیه خونخوار و آدمکشی بیش نبوده شکی نیست ولی هر کس که اندک اطلاعاتی در بارهاین شخص و پسرش ( ابن زیاد ) داشته باشد می داند که سابقه آدمکشی زیاد بن ابیه به دورانمعاویه بر می گردد که پس از امام علی ( ع ) و در دوران معاویه - که معاویه وی را فرزندنامشروع ابوسفیان خواند و بدینوسیله با او برادر شد - تغییر چهره داد .
و اما بعنوان مثال نویسنده محترم در بارهاشتهار زیاد بن ابیه به انوشیروان باز هم به مطلبی در یکی از کتابهای معتبر و خوشناماستناد کرده است یعنی ( کتاب مروج الذهب، جلد دوم ص29 ) . بهتر است به مستند ایشانمراجعه کرده و از صداقت نویسنده مطمئن شویم :
مروج الذهب ، جلد دوم ص ۲۹ ( ترجمه ابوالقاسم پاینده- انتشارات علمی فرهنگی - تهران ۱۳۷۴ ) :
« بسال پنجاه و سوم ، زیاد بن ابیه در ماهرمضان در کوفه بمرد . کنیه وی ابوالمغیره بود ، وی به معاویه نوشته بود که عراق رابدست راست خود مبضوط داشته و دست چپش فارغ است . معاویه حجاز را نیز بدو داد . وقتیمردم مدینه از حکومت وی خبر دار شدند کوچک و بزرگ در مسجد پیمبر ( ص ) فراهم آمدندو بخداوند استغاثه کردند و سه روز به قبر پیمبر پناهنده شدند . زیرا از ظلم و خشونتوی خبر داشتند . آنگاه در دست زیاد دانه ای پدید آمد که آن را بخارانید که سر گشودو تیره شد و آکله ای سیاه شد و از علت آن در گذشت.»
[در کتاب مروج الذهب بجز مورد بالا ،هیچمطلب دیگری در باره زیاد بن ابیه نقل نشده است.]
از متن بالا تنها و تنها می توان نتیجهگرفت که زیاد بن ابیه مردی قسی القلب بوده که مردم حجاز از وی هراسان بودند ولی اینکهآیا می توان از این متن همچنین نتیجه گرفتکه زیاد بن ابیه در فارس و کرمان و اهواز نیز قساوت و خونخواری کرده است ؟ ... بخصوصاز متن ایشان چنین بر می آید که در آدرس مذکور سند جنایتهای بیشمار زیاد بن ابیه رادر فارس و کرمان و اهواز خواهیم یافت . بهتر است یکبار دیگر متن فوق را با هم مرورکنیم
« در موردجنایات و کشتار مردم استخر توسط زیاد بن ابیهکتابها و روایت زیادی نوشته و نقل شده است(رجوع کنید به کتاب مروج الذهب، جلد دوم ص29).»
ما رجوع کردیم و در این آدرس، کتابها و روایات زیادی (!!! ) نیافتیم . شما نیزنگردید که « یافت می نشود جسته ایم ما » .
در مورد نقش امام علی(ع) در فتوحات زمانخلفا، برای روشن شدن جواب باید به سه مورد از درگیریهای مسلمانان با نیروهای جنگی ایرانساسانی اشاره كرد و آن سه مورد عبارتند از جنگ پل، جنگ بویب و جنگ قادسیه و در ضمنتوضیح این درگیریها جواب سؤال روشن می شود.
جنگ پل(جسر)
این جنگ را جنگ جسر هم می گویند و به مناسبتمحلی كه این جنگ در آنجا روی داد، جنگ و شكست قس الناطف نیز نامیده می شود.
خلاصه این جنگ این است: عمر بن خطاب ابوعبیدثقفی را مأمور جنگ با ایرانیان كرد و مثنی بن حارثه را هم كه یكی از فرماندهان بودهمراه او ساخت نیروهای مسلمان به جبهه جنگ آمدند. ابوعبید و نیروهایش از پلی كه برروی شط بود عبور كردند و در این طرف پل با نیروهای ایرانی درگیر شدند. فرمانده كل سپاهایران در آن زمان رستم فرخ زاد بود و فرمانده نیروهای عمل كننده سرداری به نام مرادنشاهبود كه در میان ایرانیان بهمن و در میان عرب ذوالحاجب نامیده می شد. در این جنگ نیروهایابوعبید ثقفی شكست سختی خوردند. ابوعبید، برادر و برادرزاده اش كشته شدند و بقیه نیروهارا مثنی بن حارثه از معركه بیرون برد و به طرف حیره نزدیك نجف كنونی عقب نشینی كردند.خبر شكست نیروهای مسلمان به مدینه رسید و عمر بن خطاب بسیار ناراحت شد و تا یكسال اینناراحتی در او دیده می شد.
جنگ پل در رمضان سال سیزدهم هجری به وقوعپیوست. (تاریخ ایران، حسن پیرنیا، عباس اقبال آشتیانی، دكتر باقر عاقلی، بخش دوم، ص49 به بعد؛ تاریخ اسلام، خلفاء، جعفریان، ص 111 به بعد؛ گنجینه تاریخ ایران، عبدالعظیمرضائی، ج 9، ص 444)
جنگ بویب
بویب دروازه عراق و نزدیك كوفه و نجف فعلیبود. نیروهای مسلمانان در این منطقه با نیروهای ایرانی درگیر شدند. فرماندهی نیروهایعمل كننده ایران با سرداری به نام مهران بود. در این جنگ مهران كشته شد و نیروهای ایرانیشكست سختی خوردند و مسلمانان با این پیروزی شكست پل را جبران كردند. این جنگ در سالچهاردهم هجری روی داد. (اسلام در ایران، پطروشفسكی، ترجمه كریم كشاورز، ص 40؛ روضهالصفاء، ج 2، بخش دو، ص 1768، انتشارات اساطیر، چاپ اول و تاریخ اسلام خلفا، ص115)
جنگ قادسیه
شكست بویب ایرانیان را وحشت زده كرد و برایهمین سپاهی عظیم به فرماندهی رستم فرخ زاد تدارك دیده شد تا خطر هجوم مسلمانان به قلمروایران در عراق از بین برود. این خبر به مدینه رسید و عمر بن خطاب تصمیم گرفت تا سپاهمسلمانان را تقویت كند. (تاریخ اسلام، خلفاء، ص 115 به بعد)
شیخ مفید در ارشاد آورده است: خبر تداركعظیم ایرانیان برای جنگ، به عمر بن خطاب رسید. عمر بن خطاب هراسان شد و به مسجد آمد.مردم هم به مسجد آمدند عمر بن خطاب گفت: ای مسلمانان! شیطان لشكر خود را فراهم كردهو به سوی شما روی آورده است. حالا بگویید كه رأی شما چیست؟ طلحه بلند شد و گفت: بهنظر من بهتر است كه خود شما شخصا به جبهه بروید و فرماندهی كنید. این برای نیروهایمسلمان تقویت روحیه می آورد. عثمان برخاست و گفت: به نظر من بهتر است كه نیروهای شام،نیروهای یمن و نیروهای مكه و مدینه را فراهم كنی و به نیروهای عمل كننده ملحق شوی.عمر بن خطاب پس از پایان سخنان عثمان گفت: ای مسلمانان نظر بدهید.
حضرت علی(ع) كه به این مجلس دعوت شده بود،گفت: اگر اهل شام را از شام حركت بدهی رومیان بر سر كودكان و زنان آنان می ریزند وبر آنان می تازند. اگر اهل یمن را از یمن حركت بدهی مردم حبشه به كودكان و زنان آنانهجوم می آورند و اگر مردم مكه و مدینه را كوچ بدهی و به جبهه بروید، اعراب از هر سوبه این دو شهر هجوم می آورند و تو باید اندوه كودكان و زنان آنان را به دل بگیری ودر مورد كثرت نیروهای دشمن باید به این نكته توجه شود كه ما در زمان پیامبر اسلام باتكیه بر ایمان و یاری خدا می جنگیدیم نه با تكیه بر فزونی عدد و در مورد همپیمانی همهایرانیان در جنگ با مسلمانان باید بگویم كه ما باید كار را به خدا بسپاریم و خداوندخودش این مشكل را حل می كند و اگر تو خودت به جبهه بروی و ایرانیان تو را ببینند برشدت حمله خود می افزایند تا تو را از پای درآورند. بهتر است كه مردم شام در شام بمانندو مردم یمن، مكه و مدینه در شهرهای خود بمانند و به مردم بصره بنویس كه سه گروه شوند،یك گروه از زنان و كودكان مراقبت كنند و گروهی مواظب كفار و اهل ذمه باشند و گروهیهم به نیروهای مسلمانان بپیوندند.
عمر بن خطاب گفت: رأی درست همین است و مناز این رأی پیروی می كنم. (الارشاد، ج 1، ص 207، تحقیق موسسه آل البیت، چاپ اول،1413؛ بحارالانوار، ج 40، ص 253، ح 28 به نقل از ارشاد؛ زندگانی امیرالمؤمنین، سیدهاشم رسولی محلاتی، ص 266 به نقل از ارشاد)
بنابراین علی(ع) در جنگ با ایران نقشی نداشتو فقط در این مورد نظر مشورتی داده است و به نظر می رسد كه اگر علی(ع) چنین نظری نمیدادند و عمر بن خطاب آنهمه نیرو را وارد عمل می كرد، كل ایران به آتش كشیده می شد وبا راهنمایی علی(ع) عراق با تلفات كم فتح شد و سرزمین اصلی ایران هم با تلفات كم فتحشد.
درباره حضور حسنین‌«ع» در جنگ‌های عصر خلفاهیچ یك از مآخذ شیعی‌سخنی نگفته‌اند. اما برخی از مآخذ تاریخی اهل سنت از حضور امامحسن مجتبی‌«ع» وبرادرش امام حسین‌«ع» در بعضی از فتوحات این دوران خبر داده اند:
1ـ بلاذری (279ه‍.ق‌) در جریان فتح گرگانو طبرستان در سال 29 هجری‌می‌گوید:«گویند كه حسن و حسین‌، دو پسر علی بن ابی طالب دراین جنگ (فتح‌طبرستان‌) با سعید بن عاص همراه بودند(1)
2ـ طبری (310 ه‍ ق) نیز در این باره می‌نویسد:«درسال سی‌ام (و در زمان حكومت‌عثمان‌) سعید بن عاص با تنی چند از صحابه هم‌چون حسن‌،حسین‌، حذیفة بن یمان و...به همراه سپاهی از كوفه به قصد خراسان به راه افتادند...:»(2)ابن اثیر(3) ابن كثیر،(4) ابن‌خلدون‌(5) و زینی‌دحلان‌،(6) گزارش طبری را با اندكیتفاوت در عبارات‌هایی نقل كرده‌اند.
3ـ سهمی‌(427ه‍( مؤلف كتاب «تاریخ جرجان‌»می‌نگارد:«از اصحاب پیامبر«ص» كه‌به گرگان آمده‌اند، حسین بن علی‌، عبداللّه بن عُمَرو حذیفة بن الیمان هستند و گفته شده‌حسن بن علی نیز آمده است‌.(7)
4ـ ابونعیم اصفهانی (430ه‍( نگاشته است‌:«حسنبن علی‌، همراه عبداللّه بن زبیر درحالی كه به عنوان رزمنده عازم گرگان بودند، وارداصفهان شدند».(8)
5ـ مافرّوخی اصفهانی‌، مؤلف كتاب «محاسناصفهان‌»(9) در قرن پنجم و مترجم‌ آن‌در قرن هشتم (10)همان گزارش ابونعیم را آوردهاند.
6ـ ابن خلدون (808ه‍( در جریان فتح آفریقادر سال 26 هجری می‌نویسد:«عبداللّه‌بن‌اب ی‌سرح (درباره فتح آفریقا) از عثمان یاریخواست‌. عثمان در این باره با صحابه به‌مشورت پرداخت‌. آنان با روانه كردن سپاهی بهسوی‌آفریقا موافقت كردند. در میان سپاه‌اعزامی از مدینه‌، بعضی از صحابه همچون ابنعباس‌، ابن عمر، پسر عمروعاص‌، پسرجعفر طیار، حسن‌، حسین و ابن زبیر حضور داشتند».(11)
افزون بر گزارش‌های پیش‌گفته‌، برخی ازعلما و فقهای متأخّر شیعه‌(12 ) و نیز بعضی‌ازنویسندگان و اندیشمندان معاصر،(13) حضورحسنین‌«ع» در فتوحات را تأیید كرده‌اند.
بررسی و نقد گزارش‌ها
<o:p> </o:p>
به‌رغم شهرت چنین گزارش‌هایی و راه یافتنآنها در آثار مورّخان متأخّر و استناد بعضی‌از فقهای شیعه به این اخبار برای اثباتمشروعیت اجمالی فتوحات‌؛ این اخبار دارای‌ضعف‌ها و نارسایی‌هایی است كه ذیلاً به آنپرداخته می‌شود:
گزارش بلاذری گذشته از آنكه سلسله سند آنذكر نشده است‌، از شركت‌حسنین‌«ع» در فتوحات با تعبیر «فیما یقال‌» خبر داده كه ضعفو عدم اعتماد به چنین‌روایتی روشن است‌.
در خبر طبری‌، اگر چه سلسله راویان آن بیانشده است‌:«عُمَر بن شَبَّه از علی‌بن‌محمد (مدائنی ) از علی بن مجاهد از حَنَش بن مالك‌»و عمر بن شَبّه از راویان مشهور وقابل اعتماد از دیدگاه دانشمندان رجالی اهل سنّت است‌(14)؛ولی راوی اول‌، یعنی «حَنَش‌بن مالك‌» كه خبر از او نقل شده است‌، مجهول می‌باشد ونگارنده به ترجمه او دركتاب‌های رجالی وتراجم دست نیافت‌. از «علی بن مجاهد» نیز باعنوان كذاب و جاعل‌حدیث‌(15) و «علی بن محمد مدائنی‌» با عنوان شخصی كه در نقل حدیثقوی نیست‌،(16) دركتاب‌های رجالی اهل سنت یاد شده است‌.
نكته دیگری كه پذیرش خبر طبری را سخت دچارمشكل می‌كند، ادامه گزارش یادشده درباره چگونگی فتح "طَمِیسَه‌" یكی از شهرهایطبرستان است‌. طبری‌می‌نویسد:«سعید بن عاص به مردم شهر یاد شده امان داد به شرط آنكه حتی یك تن ازآنان كشته نشوند؛ امّا حصار شهر را كه گشود به جز یك تن‌، تمام آنانرا كشت‌!»(17)
آیا در چنین فتحی كه بی شك آدمی را به یادفتوحات چنگیز و تیمور در قرون بعدی‌می‌اندازد، می‌توان پذیرفت كه حسنین‌«ع» حضور داشتهباشند و نظاره‌گر اعمال‌دَدْمنشانه و غیرانسانی سعید و سپاهیانش باشند و هیچ عكس‌العملیاز خویش نشان‌ندهند؟! افزون بر این‌، نقل بعدی وی با همان سلسله راویان سابق است كهدر آن نیز،ضمن تكرار نام بعضی از افراد شركت كننده در فتح طبرستان‌، نامی از حسنین‌«ع»به‌میان نیامده است‌.(18)
<o:p> </o:p>
گزارش «سهمی‌» گذشته از از آنكه مسند نیست‌،معلوم نیست كه اولاً، حسنین‌«ع»در زمان كدام خلیفه به گرگان رفته‌اند؛ خلفای سه گانهیا علی‌«ع»؟ ثانیاً آیا آنان برای‌شركت در فتوحات به این شهر رفته اند یا برای‌امردیگری‌؟
مؤید چنین تردیدی‌، گفته خود سهمی در جایدیگر است‌. وی بعداز نقل روایتی ازعباس بن عبدالرحمن مروزی مبنی بر آنكه «حسن بن علیو عبداللّه بن زبیر وارد اصفهان‌شدند و از آنجا به گرگان رفتند»؛ می‌نویسد:«اگر اینگفته درست باشد، معلوم می‌شود كه این‌حادثه در زمان خلافت امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب (رضی اللّه عنه‌) بوده است‌».(19)
گزارش ابونعیم اصفهانی به قرینة حضور «عبداللّهبن زبیر» ـ چنان‌كه در گزارش‌طبری نیز نام وی آمده است ـ همان گزارش طبری است كه البتهبه صورت كوتاه نقل‌شده است‌. افزون بر این‌، ابونعیم در این باره‌، دو خبر(20) آوردهاست كه افزون بر آنكه‌هردو ضعف ارسال دارند، راویان آن یا مجهول هستند(21) یا در كتاب‌هایرجالی اهل‌سنت «كذاب‌» و «جاعل حدیث‌» معرّفی شده‌اند.(22)
روایت مافرّوخی‌، همان گزارش ابونعیم استكه‌البته سلسله سند آن نیز ذكر نشده است‌.
خبر ابن خلدون در خصوص شركت حسنین‌«ع» درفتح آفریقا باید گفت‌:اولاً، خبر یاد شده بدون سند است‌؛ ثانیاً، هیچ یك از مورّخانو فتوح نویسان متقدم همچون بلاذری‌،(23) یعقوبی‌،(24) طبری‌،(25) ابن اعثم كوفی‌،(26)ابن كثیر(27) و یاقوت حموی‌(28) كه‌متعرض فتح آفریقا شده‌اند، نامی از شركت حسنین‌«ع»در فتح یاد شده نبوده‌اند.
افزون بر ایرادهایی كه بیان شد، دو مسألهدیگر نیز وجود دارد كه درستی‌گزارش‌های یاد شده را در این باره‌، سخت مورد تردید وحتی غیرقابل قبول می‌كند.یكی آنكه ـ چنان‌كه نوشته شد ـ روایات تاریخی كه متعرض سالشركت حسنین‌«ع» درفتوحات بودند، بر حضور آنان در فتوحات عصر عثمان ناظر است كه حتی‌امیرالمؤمنان‌«ع»در حدّ مشاوره با عثمان به همكاری در امر فتوحات حاضر نبود تا چه‌برسد به اینكه فرزندانخویش را جهت انجام فتوحات به همراه لشكریان تحت فرمان‌عثمان به جبهه نبرد گسیل دارد.
مسأله دیگر آنكه علی بن ابی طالب‌«ع» درعصر امامت و خلافت خویش‌حسنین‌«ع» را از شركت در معركه صفین باز می‌داشت و چون در یكیاز روزها آن‌حضرت متوجه شد كه امام حسن‌«ع» آماده كارزار است‌، فرمود:«اِمْلِكُوا عَنِّیهذا الغُلام‌َلایَهُدّنی فَاِنّی اَنْفَس‌ُ بِهذیْن‌ِ عَلَی المَوْت‌ِ، لَئلاّ ینْقَطِع‌َبِهِما نَسْل‌ُ رَسُول‌ِ اللّه‌ِ9»(29)از طرف من‌جلوی این جوان را بگیرید تا با مرگخویش‌، پشت مرا نشكند كه من از رفتن این دو (امام‌حسن و امام حسین‌«ع») به میدان نبرددریغ دارم‌. مبادا با مرگ آن دو، نسل رسول‌خد(ص) قطع شود».
حال با چنین اكراه و امتناعی از سوی حضرتنسبت به حضور حسنین‌«ع» درنبردهایی كه به فرمان پیشوای عادلی‌، هم‌چون خویشتن صورتمی‌گرفت‌، چگونه آن‌بزرگوار حاضر می‌شود كه تحت زعامت زمامداران مورد اعتراض و انتقادش‌،فرزندان‌خویش را كه پیشوایان آینده جامعه اسلامی هستند به جبهه جنگ بفرستد؟
پذیرش برخی از فقهای شیعه‌، حضور دو فرزندعلی (ع) را در فتوحات‌، گذشته‌از آنكه مستند به هیچ سند معتبری نیست و در هیچ یك ازمآخذ تاریخی و حدیثی كهن‌شیعه‌، خبری كه حاكی از شركت آنان در نبردهای‌دوران خلفا باشد،یافت نشد؛ بعضی ازآنان به حضور حسنین‌«ع» در فتوحات عصر عمر تصریح دارند(30) كه ایننظر را هیچ یك‌از گزارش‌های تاریخی گذشته كه دلالت بر شركت حسنین‌«ع» در فتوحات عصرعثمان‌(نه روزگار خلافت عمر) می‌كرد، تأیید نمی‌كند؛ بنابراین گزارش‌های فقها نه مستندبه‌اخبار شیعی است و نه گزارش‌های‌تاریخی منابع اهل سنّت‌، برخی از آنها را تأیید می‌كند؛ازاین‌رو بعضی از فقها بعد از بیان چنین نقل‌هایی‌، حكم به عدم اعتماد به آنها داده‌اند.(31)
بنابراین‌، با توجّه به وجود چنین اشكال‌هایسندی و محتوایی و نیز استبعادهایی كه‌بیان شد، حضور حسنین‌«ع» در فتوحات عصر خلفا نمی‌تواندمورد پذیرش قرار گیرد.به گمان قوی‌، دست تحریف‌گران و وارونه‌نویسان حقایق تاریخی درجعل چنین‌گزارش‌هایی بی تأثیر نبوده است‌. با این همه‌، اگر بر فرض پذیرفته شود كهحسنین‌«ع»در ایام جوانی به شهرهای اصفهان و گرگان و... مسافرت كرده اند؛ به سبب اموردیگری‌(غیراز شركت در فتوحات‌) بوده است یا اصلاً در عصر خلافت امام علی «ع»بوده است‌؛ چنان‌كه«سهمی‌» نیز به این نكته اشاره كرده بود.
پی نوشتها:
1. بلاذری‌، فتوح البلدان‌، ص‌330؛ یاقوتحموی نیز با همین تعبیر از حضور حسنین‌«ع» در فتوحات یادكرده است‌. (یاقوت حموی‌، معجمالبلدان‌، ج‌4، ص‌17).
2. طبری‌، همان‌، ج‌3، ص‌323.
3. ابن اثیر جزری‌، الكامل فی التاریخ‌،تحقیق ابوالفداء عبداللّه القاضی‌، ج‌3، ص‌6.
4. ابوالفداء اسماعیل بن كثیر دمشقی‌، البدایةالنهایة‌، تحقیق و تعلیق مكتب تحقیق التراث‌، ج‌7، ص‌174.
5. عبدالرحمن بن خلدون‌، تاریخ ابن خلدون‌،ج‌1، ص‌153.
6. احمد زینی دحلان‌، الفتوحات الاسلامیة‌،ج‌1، ص‌153.
7. ابوالقاسم حمزة بن یوسف بن ابراهیم سهمی‌،تاریخ جرجان‌، ص‌7.
8. ابونعیم احمد بن عبداللّه الاصفهانی‌،ذكر اخبار اصفهان‌، ج‌1، ص‌44 و 47.
9. مفضل بن سعد بن حسین مافرّوخی اصفهانی‌،محاسن اصفهان‌، تصحیح سید جلال الدین حسینی تهرانی‌،ص‌35.
10. حسین بن محمد بن ابی الرضا آوی‌، ترجمةمحاسن اصفهان‌، تصحیح عباس اقبال‌، ص‌126 و محمدباقرموسوی خوانساری اصفهانی‌، روضاتالجنات‌، ج‌1، ص‌10.
11. ابن خلدون‌، همان‌، ج‌2، ص‌548 و سلاوی‌،الاستقصاء لاخباردول المغرب الاقصی‌، ج‌1، ص‌39 به نقل‌سید جعفر مرتضی العاملی از الحیاةالسیاسیة للامام الحسن‌7، ص‌115.
12. ظهیر الدین نیلی‌، حاشیة ارشاد الاذهان‌،ص‌88 به نقل از حسین مدرسی طباطبایی‌، زمین در فقه اسلامی‌،ج‌1، ص‌116. نگارنده درنگارش این مقاله از رهنمودهای این اثر استفاده وافر برده است‌. احمد بن محمدالاردبیلی(مقدّس اردبیلی‌)، الخراجیة 1، جزء مجموعه «الخراجیات‌»، ص‌18؛ محمدتقی مجلسی‌، روضة‌المتقین‌،تعلیق سید حسین موسوی كرمانی و شیخ علی پناه اشتهاردی‌، ج‌3، ص‌156؛ سیدمحمدجوادحسینیعاملی‌، مفتاح الكرامة‌، ج‌4، ص‌242 و شیخ مرتضی انصاری‌، كتاب المكاسب‌، ص‌78.
13. باقر شریف القرشی‌، حیاة الامام الحسنبن علی‌«ع»، ج‌1، ص‌201ـ202؛ هاشم معروف حسنی‌، سیرة‌الائمة الاثنی عشر، ج‌1، ص482ـ483 و ج‌2، ص‌15ـ16؛ محمدتقی مصباح یزدی‌، آذرخشی دیگر از آسمان‌كربلا، ص‌98 ومیر سیدحجت موحد ابطحی‌، ریشه و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان‌، ج‌1،ص‌72ـ73.وی فقط حضورامام حسن‌7راتایید می‌كند.
14. ر.ك‌: ابومحمد عبدالرحمان بن ابی حاتمرازی‌، كتاب الجرح و التعدیل‌، ج‌6، ص‌116 و جمال الدین‌ابوالحجاج یوسف المزی‌، تهذیبالكمال فی اَسماء الرجال‌، تحقیق بشّار عوّاد معروف‌، ج‌21، ص‌389ـ390.
15. مزی‌، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال‌،ص‌118ـ119؛ ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان الذهبی‌، میزان‌الاعتدال‌، تحقیق علی‌محمدالبجاوی‌، ج‌4، ص‌72.
16. ابواحمد عبدالله بن عدی الجرجانی‌،الكامل فی ضعفاء الرجال‌، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی‌محمد معوض‌، ج‌6، ص‌363؛شمس الدین ذهبی‌، العبر فی خبر من عبر، ج‌4، ص‌73 و احمدالامینی‌، الغدیر،ج‌5، ص‌245.
17. طبری‌، همان‌، ص‌324.
18. همان‌.
19. سهمی‌، تاریخ جرجان‌، ص‌9؛ نگارندهمی‌افزاید كه اگر این حادثه در عصر خلافت امام‌7 نیز رخ داده‌باشد، نمی‌توان پذیرفتكه امام حسن‌7 با عبد الله بن زبیر در این سفر همراه بوده است‌؛ چرا كه عبدالله‌؛همراهپدرش از همان روزهای آغازین خلافت علی (ع) به مخالفت با حضرت برخاستند و بعد از مدتكوتاهی‌،جنگ جمل را به راه انداختند؛ بنابراین چگونه ممكن است امام حسن‌7 پسر زبیر را در سفریادشده همراهی كرده باشد؟
20. روایان دو خبر چنین است‌:
الف‌) حَدَثناه عبداللّه بن محمد ثنا ابوبشرعن بعض مشایخه‌
ب‌) رواه غیره عن ابی بِشر احمد بن محمدالمروزی سمعت العباس بن عبدالرحیم فی اسناد ذكره‌....
21. مانند «عبداللّه محمد» كه معلوم نیستمیان راویان فراوانی كه به این نام هستند، كدام یك اراده شده است‌.
22. ابن عدی جرجانی‌، همان‌، ج‌1، ص‌239ـ240.ابوالحسن علی البغدادی‌، الضعفاء و المتروكون‌، تحقیق موفقبن عبداللّه بن عبدالقادر،ص‌124.
23. بلاذری‌، فتوح البلدان‌، ص‌228.
24. یعقوبی‌، تاریخ الیعقوبی‌، ج‌2، ص‌165.
25. طبری‌، تاریخ الامم و الملوك‌، ج‌3،ص‌312.
26. ابن اعثم‌، كتاب الفتوح‌، ج‌2، ص‌357.
27. ابن كثیر، البدایة و النهایة‌، ج‌7،ص‌170.
28. یاقوت حموی‌، معجم البلدان‌، ج‌1، ص‌271.
29. نهج البلاغه‌، خ 207؛ ابوجعفر محمدبن عبداللّه الاسكافی‌، المعیار و الموازنة‌، تحقیق محمدباقرمحمودی‌، ص‌151؛ طبری‌،همان‌، ج‌4، ص‌44؛ شیخ مفید، الاختصاص‌، ص‌179؛ ابن ابی الحدید، همان‌، ج‌1،ص‌244؛یوسف بن فرغلی بن عبداللّه البغدادی‌، تذكرة الخواص‌، ص‌324.
30. مانند گزارش‌های روضة المتقین‌، خراجیهمحقق اردبیلی (رساله اوّل‌) و مفتاح الكرامة‌.
31. محمد حسن النجفی‌، جواهر الكلام‌، تحقیق و تعلیق عباسقوچانی‌، ج‌21، ص‌61 و ابوالقاسم موسوی‌خویی‌، محاضرات فی الفقه الجعفری‌، تحریر سیدعلی حسینی شاهرودی‌، ج‌1، ص‌701



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم آرمین جلالی به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (22 آذر 1390, 09:38), الف (22 آذر 1390, 13:51)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 23 آذر 1390, 17:43 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 4 خرداد 1389, 14:36

پست ها : 253
تشکر کرده اید: 322 مرتبه
تشکر شده:
338 مرتبه در 163 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: معاصر

شعار: چه رنجی بزرگ تر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد؟

امتیاز: 5

آرمین جلالی نوشته است:

از متن بالا چنین بر می آید که علت قیام قهرمانانه! تنها فرصت طلبی بعضی خراج پردازان و همدستی آنان با خوارج شورشی بوده است و نیز علتاشتهار زیاد بن ابیه به خسرو انوشیروان ، خوی مدارا و مماشات وی بوده و نه خوی خونخواریوی .!!!




درود بر شما

ظاهرا نویسنده این متن فراموش کرده که ایرانیان در سرزمین خود شورش کرده اند و این اعراب هستند که نقش اشغالگر را ایفا می کنند .

فرض کنید امروز اسرائیل به ایران حمله کرده و آن را اشغال کند و بخواهد ایرانیان را به زور یهودی کند !! اگر  اسرائیلی ها از مردم ایران

درخواست مالیات کنند و ایرانی ها نپردازند

آیا شورشگر و طغیانگر محسوب می شوند ؟ و باید کشته و سرکوب شوند ؟

بنابر این اینجا نفس اشغال ایران توسط اعراب مهم است. آیا این کار ( کشور گشایی و اشغال ) مطابق با اسلام محمدی است ؟

نظر امام علی در این باره چه بوده است آیا ایشان موافق این امر بوده اند ؟ اگر نبوده اند پس به چه دلیل به ایران حاکم اعزام میکنند ؟

به چه دلیل به عمر جهت حمله به ایران مشورت می دهند؟

بعد در اینجا ذکر شده مشورت امام علی جهت جلوگیری از خونریزی بیشتر ایرانیان بود خب ایشان با توجه به اینکه عمر بسیار به او به

عنوان مشاور اعتماد داشت میتوانستند عمر را از این جنگ بر حذر دارد نه اینکه به او چگونگی حمله را بیاموزد !

ما میتوانیم به تاریخ مکتوب شک کنیم و درستی آن را زیر سوال ببریم آن هم با دلایل منطقی مثل عدم تطبیق با مورخان دیگر ، فاصله زمانی

نگارش تاریخ و ....  اما نمیتوانیم آن را توجیه کنیم.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 8 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


{ RELATED_TOPICS }
 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. تاریخ ایران

اميد

0

50

1 آبان 1390, 17:27

اميد نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. مهم ترین کودتاهای تاریخ

Pamiya

0

112

25 خرداد 1390, 00:57

Pamiya نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. در جواب پان تورکهای بیگانه در توهین به تاریخ وتمدن ایران

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1, 2, 3 ]

aliaa12

31

579

22 آبان 1390, 16:01

mamali نمایش آخرین ارسال

 


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.