به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

زمان جاري سايت, 3 ام اسفند 90, 11:00 pm

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


Forum rules


بگو مگوهایی راجع به معلم شهید دکتر علی شریعتی http://www.shariati.nimeharf.com



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نام نويسنده پيام
 موضوع پست: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 1:17 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

با سلام خدمت شما دوستان در اين پستم ميخواستم اعتراف و اعتراضي در مورد شخصيت دكتر شريعتي و حتي خانواده ي او بكنم البته من هنوز كه هنوزه از هواداران دكتر شريعتي هستم خيلي به اين موضوع در تنهايي هاي خودم فكر كردم و حتي جرات بيان كردن و حتي به زبان اوردن ان را نداشتم نميدانم چطور شد كه اين موضوع را با شما دوستان در ميان ميگذارم البته از شما كمك ميخواهم چون نميخواهم از چهره اي كه از دكتر شريعتي براي خودم ساخته ام خراب شود و تلخي حرفهايم را بر من ببخشيد اين حرفهايي كه ميزنم خودم اعتقاد كامل به حرفهايم ندارم فقط حرفهايي است كه در تنهايي هاي خودم بهش فكر كردم و چون به نتيجه اي نرسيده ام ميخواهم از شما دوستان كمك بگيرم=
من نزديك 2سالست كه با كتابهاي دكتر اشنايي دارم و نزديك 2سالست كه خواندن وفهميدن كتابهاي دشوار دكتر شريعتي را بر خود هموار كرده ام و از ميان كتابهاي دكتر گفتگوهاي تنهايي دكتر شريعتي از زماني كه مادرم گرفته بود تا الان مونس شبهاي تنهايي هاي من بوده است تا جايي كه مادرم ميخواست كتابهاي دكتر شريعتي را از اتاق من بيرون كند ومن اجازه نميدادم خيلي اين حرف مادرم براي من گران تمام ميشد كه به من ميگفت=(چرا تو توسط هر كسي الينه ميشوي؟چرا نميتواني مسايل را تجزيه تحليل كني؟دكتر شريعتي روشنفكر 30 -40 سال پيش است حرفهاي او براي تو اب ونان نميشود)خيلي اين حرفها براي من گران تمام ميشد ميدانيد چرا؟براي اينكه من فردي را ميخواستم كه منرا با اسلام اشنا كند با علي با محمد حتي با خدا اشنا كند و دكتر شريعتي اين كار را كرد بطوريكه ميتوانستم ان ايمان خالص را از نوشته هايش در يابم و در سخنرانيهايش هر لحظه كه از علي سخن ميگفت صداي بغض گلويش را ميشنيدم  اري من با چنين كسي اشنا شدم و الان چطور ميتوانم فقط به خواندن كتابهايش اكتفا كنم و استدلالم اين باشد كه كتابهاي دكتر شريعتي را خواندم و الان بروم سراغ كتابهاي ديگر ؟و ديگر هيچ نه نميتوانم ولي از اين ميترسم در كتاب گفتگوي تنهايي منظور از خويشاوند و اشنا من نسل جوان نباشم كه بعدها مي ايم ميترسم از اينكه روي گفتگو با من نسل جواني نباشد كه بعدها مي ايد هميشه به اين فكر ميكنم بودن و چگونه بودن در اين دنيا از منظر دكتر شريعتي يعني چه؟هر گاه كه مينگرم به زندگي 44ساله ي دكتر شريعتي با خود فكر ميكنم ايا به چيزي دست پيدا كرد؟ايا زندگي مرفهي مانند استادان ديگر در دانشگاه كه مينازنند به مدرك دكترايشان كه از خارج گرفته اند داشت؟ايا قبل از مرگش چنان پول ومنالي داشت كه براي فرزندان و همسرش به جا بگذارد؟ايا اين دين ارزشش را داشت كه برايش يك عمر زنداني بكشد كه اخر چه؟هم مغضوب حكومت قبلي باشد هم ستمديده ي حكومت فعلي؟ايا فرزندانش بعد از او توانسته اند كاري براي نسل جوان بكنند؟ايا شريعتي به جايي رسيد؟اگر دين از منظر شريعتي اين باشد كه هي بايد زجر كشد به تنهايي صبر كند به تنهايي و بميرد به تنهايي و حتي بعد از مرگش هم چزي از ان دين وعده داده اش نماند كه به خدا نميخواهم ديندار باشم و براي من بس است و نميخواهم غريق راه من شريعتي باشد كه خود به هيچ جا نرسيد.


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (18 ام شهریور 90, 4:38 pm), علی پارسایی (18 ام شهریور 90, 9:42 pm)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 4:40 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

با سلام خدمت ستاره عزیز
روی این حرفای شما فکر میکنم تا بتونم ی جوابهایی بدم . حالا فکرهامو بکنم براتون میفرستم در ضمن خوب بود این میتونه سوالات هر کسی باشه خیلی خوب که اینو گذاشتی ممنون

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (18 ام شهریور 90, 4:45 pm)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 9:52 pm 
غايب
کاربر مدیر در انجمن
کاربر مدیر در انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 12 ام دی 89, 1:12 am

پست ها: 742
تشکر کرده اید: 1047 مرتبه
تشکر شده:
912 مرتبه در 428 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

امتیاز: 19

درود ستاره گرامي

بله ما مي گوئيم چه داشت

همينكه الان بعد از سي و چهار سال جوانان يك مملكت به نوشته ها و افكار و حرفهاي كسي فكر بكنند

همينكه بسياري از ما با خواندن نوشته هاي شريعتي و سخنراني هاي ايشان اسلام واقعي را شناختيم و مي خواهيم نقاب از چهره ي اسلام دروغين برداريم

همين كه به نظر ما نا اميد زندگي كرد و بعد از سالها به ما اميد داد كه راه و چاه را بشناسيم كافي است تا بدانيم چه به دست آورد

شما اگر الان در فقر و بدبختي زندگي كنيد و كتابهايي بنويسيد كه باعث شود خشم اطرافيان بر شما بيشتر گردد

ولي چهل سال ديگر همين كتابها بتواند افراد بسياري را با حقيقت انسان بودن آشنا كند چه به دست آورده ايد

شايد در زندگي و عمر خود چيزي جز رنج و درد نصيبتان نشده

ولي در واقع اين تو نبودي كه درد و رنج بكشي و اين درد و رنج همدوره هاي توست كه نتوانستند تو را بشناسند و كشف كنند

و 30 سال ديگر تازه تو و حرفهاي تو را براي راه زندگي خود انتخاب مي كنند

اين همان چيزي است كه حاصل عمر شريعتي است

_________________
امضاء رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود...

هر کس میهن دلم را دید
رهبر دلم را نفرین کرد  

تا مدت نا معلومی نیستم و از هر کسی که باعث ناراحتیش شدم معذرت میخوام . دیگه مهم هم نیست  ببخشه یا نبخشه
بد به دلتون راه ندید رفتنم یه مساله ی کاملاً شخصیه واگه عمری باقی بود ...
کجا بهتر از خونه ی دلمون
دوستتون دارم و بدرود


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم علی پارسایی به خاطر این پست تشکر کرده اند
goldoost (19 ام شهریور 90, 8:45 am), setareh (19 ام شهریور 90, 9:14 am)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 10:48 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

بنام پروردگار جهانیان
با سلام خدمت دوستان
دوستان شریعتی احساس خطر کرد! احساس خطر از نابودی و بیگانه شدن اما ننشست بلند شد نوشت ، گفت ،اما زندان رفت، مورد تهدید قرار گرفت ، درسته چیزی برای یک زندگی مرفه بدست نیاورد اما یک چیز بدست اورد که همه چیز او بود و بقا ، شریعتی ماندگار شد اما در ذهن چه کسانی ؟ در ذهن مذهبیون؟ در ذهن سیاستمداران؟در ذهن اقتصاددانان؟ در ذهن کی ماندگار؟ در ذهن دانشجو ماندگار شد در ذهن توده ای ماندگار شد که در طول تاریخ همیشه فکر نو و نقد رو رو مطرح میکنه در ذهن کسانی ماندگار شد که امید اینده یک کشور هستن در ذهن دانشجویی ماندگار شد که بالای برگش اسم شریعتی هست ، در خاطرات اسم شریعتی هست در تنهایی در فکر شریعتی هست با شریعتی راه میره شریعتی رو نقد میکنه از شریعتی دفاع میکنه با شریعتی درد دل میکنه از شریعتی گلایه میکنه اما در اخر میگه استاد دکتر علی شریعتی  و این همون ثروت ماندگار برای شریعتی هست . دیروز و امروز و فردا شریعتی فقط با دانشجو زنده هست و تمام .

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (19 ام شهریور 90, 9:15 am), علی پارسایی (19 ام شهریور 90, 11:06 am)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 19 ام شهریور 90, 4:56 am 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 1 ام اسفند 89, 5:27 am

پست ها: 235
تشکر کرده اید: 33 مرتبه
تشکر شده:
169 مرتبه در 101 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایران اسلامی

شعار: ایران اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر

امتیاز: 5

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تمام دوستان عزیز .

setareh نوشت:
تا جايي كه مادرم ميخواست كتابهاي دكتر شريعتي را از اتاق من بيرون كند ومن اجازه نميدادم خيلي اين حرف مادرم براي من گران تمام ميشد كه به من ميگفت=(چرا تو توسط هر كسي الينه ميشوي؟چرا نميتواني مسايل را تجزيه تحليل كني؟دكتر شريعتي روشنفكر 30 -40 سال پيش است حرفهاي او براي تو اب ونان نميشود)خيلي اين حرفها براي من گران تمام ميشد

دوست گرامی خوشحالم که از طرفداران استاد شهیدم جناب دکتر شریعتی هستید . مطالبتان را به نوبت پاسخ می دهم .

ای کاش سن و میزان تحصیلات مادر محترمتان را هم می نگاشتید تا خطاب به ایشان هم چند خطی را می نگاشتم ولی حال که ننوشته اید این مطالب را به خودتان و ایشان منتقل نمایید .

دوست گرامی اصلاً می گوییم شهید شریعتی روشنفکر ده هزار سال پیش . اما کتاب های دکتر را نگاه نمایید . مطالبی که ایشان گفته اند کی کهنه خواهند شد ؟ بحث ایشان موضوع روز نبوده است که بگوییم در آن روز تمام شده است . اتفاقاً دغدغه ایشان آینده بوده است در حالی که آینده را از بررسی گذشته و حال شکل گرفته می دانسته اند ، پس مخاطب این کتاب ها بیشتر ما هستیم نه گذشتگان .

بحث را شفاف تر می نمایم . ببینید چرا ایشان بحث بازگشت مجدد به اسلام ناب و شیعه اصیل را در قالب شیعه علوی و شیعه صفوی مطرح می نمایند . چون ایشان می دانستند اگر این مسأله را در زمان خود به تفصیل بیان ننمایند تنها ضربه به آیندگان خواهد بود و مطالبی دیگری که از این قبیل نگاشته اند . پس نمی توان گفت که این مطالب به گذشته تعلق دارند و امروزه پذیرفته نیستند .


از طرف دیگر باید از این زاویه هم نگاه نماییم . صحبت های دکتر به فطرت انسان ها تلنگر می زند . فطرت هم چیزی نیست که به مرور زمان تغییر نماید . انسان موجودی است که هم فطرت ظاهریه دارد و هم فطرت باطنیه . مثلاً در تمام طول تاریخ به وجود آمدن بشر وقتی انسان سردش می شده خودش را پوشانده آیا می توان گفت خیر ؟ در دوره ای انسان وقتی سردش می شده تمام لباس هایش را در می آورده . در مورد فطرت باطنیه هم باید بگویم در تمام طول تاریخ بشر مهر مادری وجود داشته است . آیا می توان گفت : خیر در گذشته مهر مادری نبوده است بلکه به مرور به وجود آمده است ؟

یا توجه نمایید ، همیشه دروغ زشت بوده است و صداقت زیبا. چون هرگز فطرت انسان دروغ را نخواهد پذیرفت . در تمام دوران ها هم همین گونه بوده است .

ببینید ، شما مثلاً جمله ای را می خوانید که ، هزار سال - دو هزار سال پیش یک پادشاه یا عالمی گفته است و  از آن خوشتان می آید . چرا با گذشت این همه زمان باز این سخن جذاب است . چون معلوم است اگر روی سخن دقیق شوید دقیقاً بر اساس فطرت شماست .

چرا ما مسلمانان می گوییم که قرآن برای همه زمان ها است . چون 5700 آیه در قرآن دقیقاً مخاطبش فطرت انسان است و فطرت انسان ها هم حتی بعد از میلیون ها سال تغییر نخواهد کرد .

setareh نوشت:
ديگر هيچ نه نميتوانم ولي از اين ميترسم در كتاب گفتگوي تنهايي منظور از خويشاوند و اشنا من نسل جوان نباشم كه بعدها مي ايم ميترسم از اينكه روي گفتگو با من نسل جواني نباشد كه بعدها مي ايد هميشه به اين فكر ميكنم بودن و چگونه بودن در اين دنيا از منظر دكتر شريعتي يعني چه؟

دوست گرامی تمام صحبت های دکتر با آیندگان بوده است با من و شما . آیا تا به حال توجه کرده ایدکه چرا اکثر طرفداران دکتر جوان ها بوده اند ؟ چون اصولاٌ افکار دکتر بر این بود که آینده را باید ساخت تا از این انحرافات جلوگیری کرد . اگر پدران و مادران ما که آنروز مورد خطاب دکتر بودند و همچنین ما که باز هم خطاب آن سخنان با ماست درست تربیت می شدیم آیا در این وضع اسفبار فرهنگی و دینی امروزمان گرفتار می گشتیم ؟

چگونه بودن و چگونه ماندن از منظر دکتر هم بسیار معلوم است ، همانطور که خودتان در نوشته هایتان اشاره کردید . علی (ع) را بشناس ، سعی کن مانند آن بزرگوار زندگی نمایی .

setareh نوشت:
هر گاه كه مينگرم به زندگي 44ساله ي دكتر شريعتي با خود فكر ميكنم ايا به چيزي دست پيدا كرد؟ايا زندگي مرفهي مانند استادان ديگر در دانشگاه كه مينازنند به مدرك دكترايشان كه از خارج گرفته اند داشت؟ايا قبل از مرگش چنان پول ومنالي داشت كه براي فرزندان و همسرش به جا بگذارد؟ايا اين دين ارزشش را داشت كه برايش يك عمر زنداني بكشد كه اخر چه؟هم مغضوب حكومت قبلي باشد هم ستمديده ي حكومت فعلي؟

دوست گرامی به زندگی دکتر با دقت بیشتری نگاه بیاندازید . دکتر به هرچه می خواست دست پیدا کرد ان شاء الله . اما دکتر خواسته مادی نداشت که به مادیات دست پیدا نماید . اگر همان موقع دکتر با آن نفوذ و عظمتی که در بین جوانان و کم کم  سایر مردم داشت پیدا می کرد ، از حکومت دفاع می کرد ، نمی توانست ثروت بی حد و حصری را رقم بزند ؟ اما این ثروتمندی باید جایش را به فقر و پوچی در دل مردم می داد و اصلاً فرق استاد در همین بود . ثروت استاد دل های عاشق علی (ع) بود که به او گره خورده بود .

او هم مانند پیشوای گرامیش می دانست که " متاع الدنیا قلیل " ، او علی (ع) را شناخته بود پس سعی کرد علی وار زندگی نماید . او می دانست که پیشوای گرامیش سه شب گرسنه می خوابد تا مسکین ، فقیر و اسیری سیر بخوابند . آری اینگونه بود ، علی بر قلب ها حکومت می کرد و نه بر جیب ها .

دوست گرامی آیا بر فکر دکتر می توان قیمت گذاشت ، سرمایه دکتر فکر و اندیشه اش بود . آیا اگر تمام ثروت جهان را جمع نمایید می توانید یک صفحه از کتاب کویر را که دکتر به توصیف مزینان و شب های کویر می پردازد را با آن کاخ خیال دکتر مقایسه کرد ؟ فکر نکنم هرگز بتوان چنین کرد و اصولاً تحلیل انسان های غیر مادی با معیار های مادی کار اشتباهی است . مانند این است که بگوییم : اگر قارون کل ثروتش را می داد و معلم می گرفت یا به مکتب می رفت انسان فرهیخته ای می شد این در حالی است که موسی به خاطر معنویت از تمام مادیاتی که در دربار فرعون برایش مهیا بود چشم پوشید و گذشت . پس اصولاً نمی توان انسان های معنوی را با معیار های مادی سنجید که اگر اینگونه بسنجید دچار همان خطای قریشیان می شوید که حضرت محمد (ص) را با معیار های مادی سنجیدند و به ایشان وعده مال کثیری را دادند ولی حضرت در جوابشان فرمودند : به خدا قسم اگر ماه و خورشید را در دست راستم و تمام ثروت های دنیا را در دست چپم قرار دهید ، هرگز از عقیده خود دست بر نخواهم داشت .

موضوع دیگر این بود که دکتر از پیشوایش آموخته بود که همیشه حرف حق را بزند و حرف حق هم همیشه تلخ بوده است . در دورانی عده ای این حرف ها نمی پذیرفته اند امروزه هم عده ای دیگر و همین مسائل است که مظلومیت این شهید بزرگوار را بیش از پیش مشخص می سازد .

setareh نوشت:
ايا فرزندانش بعد از او توانسته اند كاري براي نسل جوان بكنند؟

خوشبختانه فرزندان دکتر ، انسان های فرهیخته و باسوادی هستند ولی امکان بروز و ظهور کمتری پیدا کرده اند . بیشترین خدمات این عزیزان به نسل جوان هم انتشار آثار و اسناد مربوط به دکتر است .

setareh نوشت:
ايا شريعتي به جايي رسيد؟

دوست گرامی سوالتان را با سوال پاسخ می دهم . آیا حضرت نوح (ع) که یک عمر کشتی می ساخت به جایی رسید ؟ آیا حضرت موسی (ع) که وقتی قومش را چهل روز تنها گذاشت و در بازگشت دید که گوساله پرست شده اند به جایی رسید ؟ آیا حضرت عیسی (ع) که پیروانش او را فرزند خدا خواندند به جایی رسید ؟ آیا حضرت علی (ع) بعد از این همه نصیحت و شمشیر زدن به جایی رسید ؟ آیا امام حسین (ع) با قیام شکوهمندش به جایی رسید ؟ حال پاسخ دهید آیا شهید شریعتی به جایی رسید ؟

هرگز به این سوالات نمی توان پاسخ داد . چون باید جای این عزیزان باشی تا بدانی اهدافت محقق شده است یا نه . اما اگر نگاهی بسیار بسیار عوامانه به زندگی دکتر بیاندازیم آیا دکتر به اهدافش رسید ؟ اگر رسیده است پس به همه جا رسیده است و اگر نرسیده است پس به جایی نرسیده است . حال شما چه فکر می کنید ؟

setareh نوشت:
اگر دين از منظر شريعتي اين باشد كه هي بايد زجر كشد به تنهايي صبر كند به تنهايي و بميرد به تنهايي و حتي بعد از مرگش هم چزي از ان دين وعده داده اش نماند كه به خدا نميخواهم ديندار باشم و براي من بس است و نميخواهم غريق راه من شريعتي باشد كه خود به هيچ جا نرسيد.

دوست گرامی دکتر بسیار زجر کشید همانطور که پیشوایش بسیار زجر کشید . همانطور که خودتان گفتید چنان زجر علی (ع) را لمس کرده بود که وقتی نام آن بزرگوار را می آورد به اندازه زجر ایشان بغض می کرد . این بغض همان بغض فروخورده در گلوی علی(ع) بود آنجا که می فرمایند : "استخوان در گلو داشتم ".

آری دوست گرامی دکتر زجر کشید اما زجر بشریت را ، زجر انسانها را ، زجر علی (ع) . پادداشت خانم محترمشان در مورد آن زلزله کذایی را بخوانید . دکتر به جای آنکه مانند سایر اساتید غرب زده و شرق زده که فقط نشخوار بلد بودند ( نشخوار علمی منظورم هست و این توهین نیست ) و هر روز رنگ به رنگ کراوات عوض می کردند و عینک بر چشمانشان می گذاشتند که مثلاً ما دیگر خیلی روشنفکر شده ایم آستین بالا می زدنند و همراه تعدادی از دانشجویانشان به کمک می شتابند تا بلکه به این زجر انسانی خویش التیام بخشند و زمانی که بازمی گردند چنان از آن حادثه روایت می نمایند که سینه انسان شرحه شرحه می شود .

دوست گرامی ما هم باید زجر بکشیم ، باید زجر انسان ها را بکشیم باید زجر انسانیت را بکشیم . اصلاً انسانها برای همین به این دنیا فانی آمده اند که زجر بکشند همانطور که تمام انسانهای راستین ، صالحان و دانشمندان زجر کشیدند .

همانطور که فردوسی عزیز برای ایران عزیزمان زجر کشید و در آخر هم بدون حتی سکه ای در کف جان به جان آفرین تسلیم کرد .

همانطور که خودش می گوید : بسی رنج بردم در این سال سی /عجم زنده کردم بدین پارسی

فردوسی ها و علی ها و ... زجر کشیدند تا ما را رهنمون سازند ما هم باید زجر بکشیم تا آیندگان و دیگر انسان ها هدایت شوند . این زجر کشیدن بدبختی نیست دوست گرامی بلکه عین سعادت و رستگاری است .

_________________
امضاء وقتی حسین در صحنه است اگر در صحنه نیستی هر کجا خواهی باش ، چه ایستاده به نماز چه نشسته بر سفره شراب.
                                                                                                                                                    شهید شریعتی
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

امیدوارم طولی نکشد که خردمندان هر جا و متمدنین دنیا را گرد آورده و به کمک آنها قوانینی تنظیم نمایم که همه بر اساس دستورات اساسی قرآن باشد . زیرا قرآن مبنا حق و حقیقت است .این کتاب به تنهایی مایه سعادت بشر است .
                                                                                                                      ناپلئون پناپارت                                

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

ایرانیان بیش از هر چیز دلشان می خواهد زندگی کنند و خوش باشند . بسیار مخفی کار و متقلب و بزرگترین متملقین عالم هستند . به غایت دروغگو و پای بند هیچ یک از مکلفات اخلاقی نیستند . جز پر کردن و اطفای شهوات مشئوم از زندگی چیزی نمی فهمند . دروغ می گویند ، فریب می دهند و مانند خاک شیر به هر مزاجی می سازند در مقابل هر باری تسلیم می شوند و این کار را زبر و زرنگی می دانند و از خود رای و اختیار زیادی ندارند امروز از یک چیز تعریف می کنند و فردا با لحن زننده ای همان چیز را تکذیب می کنند و این است حقیقت ما ایرانیان .
به راستی چرا ما ایرانیان اینقدر بی اخلاق و بد بختیم ؟


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم sheflton به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (19 ام شهریور 90, 9:28 am), علی پارسایی (19 ام شهریور 90, 11:06 am)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 19 ام شهریور 90, 9:39 am 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

ممنونم از همه ی شما دوستان و دوست عزیزshelfton تمامی حرفهای شما عزیزان را قبول دارم و این شکهایی که در وجودم بود و منرا زجر میداد بر طرف شد چون میترسیدم به دیواری تکیه کرده باشم که از درون تهی باشد ولی باز همان ایمان قبل را پیدا کرده ام وتا زمانی که زنده ام نمیگذارم هیچ  شکی از استاد در وجود من رخنه کند باز همین سخن دکتر شریعتی منرا ارام میکند که در گفتگوهای تنهایی گفته بود( از ان روح خبیث نترس که در تو بامن بد است و امیدوارم هیچوقت در مقابله با ان پیروز نشوی.)


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
علی پارسایی (19 ام شهریور 90, 11:06 am), امیرحسین (19 ام شهریور 90, 12:51 am)
 موضوع پست: Re: اعتراف و اعتراض
Unread postپست شد: 10 ام مهر 90, 10:11 am 
غايب
مدیر کل انجمن
مدیر کل انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 ام فروردین 88, 3:40 am

پست ها: 953

موقعيت مکاني: تهران - ابهر
تشکر کرده اید: 1025 مرتبه
تشکر شده:
762 مرتبه در 318 پست

نام: اِنی کاظمی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشیع سُرخ

علاقه‎مند به تمدن: ماد

وبلاگ: http://www.enik.ir

شعار: شرافت به خرد و ادب است؛ نه به دارایی و نژاد. علی‌بن‌ابیطالب

امتیاز: 39

خوشحالم که ستاره هنوز پر از دغدغه هاست، و در مملکتی که دغدغه در حال مرگ است؛ جوانی هنوز دغدغه دار است.
حقیر نمی خواهم پاسخی در خور تفکر و درنگ به شما بدهم؛ چنین پاسخی هم نداشتم. بلکه فقط آمدم بگویم همین دغدغه های فکری که الان دارید، همین افکاری که الان در ذهن دارید؛ همین ها را، بخش عظیمی از همین را باید مدیون دکتر بود.

_________________
امضاء



مردی
آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید، تا هنگامی که سوگند هر دو را نشنوم.- داریوش بزرگ
[فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ] - [فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ] -  [فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. ]
فقط اعضا مجاز به مشاهده لینک ها هستند، لطفا برای مشاهده لینک های انجمن ثبت نام کنید یا وارد انجمن شوید. تنها یک عضو و کاربر عادی و در اَنجمن است که قطعاً دارای اِشتباهات بسیاری"ست که به بسیاری از آنها به کمک دیگر کاربران آگاهی پیدا می کند و به این روی مدیون کسانی اَست که به سوال های او پاسخ گفته و یا نقدی از او کرده اَند.

نقل قول های مورد پسند :
وقتی ما همه یک نوع می اندیشیم هیچ یک از ما نمی اندیشد._والتر لیپمن
من از گناه بدم می آید نه از گناهکار.گاندی.
دانا باید از دانش خویش نادان را آگاه سازد، نشاید بیش از این نادان گمراه بماند._ اِشو زرتشت – یسنا – هات ۳۱ بند ۱۷
یک فرد اغلب به واسطه ی یک واژه، عاقل یا احمق پنداشته می شود.به راستی باید مراقب آنچه می گوییم باشیم_ کنفوسیوس
مورخ باید بعضی اوقات حتی دشمن را ستایش کند و دوست را سرزنش._ پولی بیوس
برتری مردم به یکدیگر، به دانش‌ها و خرد‌هاست؛ نه به ثروت‌ها و تبار‌ها. علی اِبنِ اَبیطالب
شرافت به خرد و ادب است؛ نه به دارایی و نژاد. علی‌بن‌ابیطالب


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم enikazemi به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (10 ام مهر 90, 10:00 pm)
نمايش پست هاي پيشين :  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


چه کسي حاضر است؟

کاربراني که در اين انجمن حضور دارند : بدون کاربر جديد و 0 مهمان


شما نمي توانيد در اين انجمن مبحث جديدي ارسال کنيد
شما نمي توانيد در اين انجمن براي مبحث ها پاسخ ارسال کنيد
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را ویرایش کنید
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را حذف کنید
شما نمي توانيد در اين انجمن فايل ضميمه کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.