به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

زمان جاري سايت, 3 ام اسفند 90, 10:59 pm

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


Forum rules


بگو مگوهایی راجع به معلم شهید دکتر علی شریعتی http://www.shariati.nimeharf.com



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 34 پست ]  برو به صفحه 1, 2, 3  بعد
نام نويسنده پيام
 موضوع پست: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 5 ام شهریور 90, 5:26 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

من در اینترنت میگشتم در مورد دکتر شریعتی به یک سوال جالب برخوردم که فردی مطرحش کرده بود واقعا زبونم بند اومد نمیدونستم اون موقع چی باید بگم .

خیلی دوست دارم نظر شما دوستان را در این مورد بدونم که اولا چه حسی پیدا کردید در مورد این سوال و ثانیا در مورد این سوال چه جوابی میدادید؟

برای من که این سوال خیلی جالب نه خیلی هیجان انگیز بود شاید برای بعضی دوستان زیاد سوال هیجان انگیزی نباشد ولی نظر هر کسی برای من محترم است.

در زیر همین سوال را بدون هیچ گونه کم و کاستی میگذارم فقط نظر شما دوستان را میخواهم بدانم ممنون.




(((((اگه همین الان می تونستی رو به روی دکتر شریعتی بشینی و وقت داشتی باهاش درددل کنی بهش چی

می گفتی؟یا اگه می تونستی یه نامه بهش بنویسی و مطمئن بودی به نامت جواب میده چه سوالی می کردی؟)))))


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (5 ام شهریور 90, 7:42 pm), علی پارسایی (6 ام شهریور 90, 12:05 pm), عشق من مادر (12 ام شهریور 90, 11:36 am), hamed.z (12 ام شهریور 90, 8:29 pm), آذین (17 ام مهر 90, 4:13 pm), samin1369 (21 ام آذر 90, 3:55 pm), DTABBAS (17 ام دی 90, 2:34 am)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 5 ام شهریور 90, 7:43 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

ستاره جان سوال خوبی هست اما الان دم افطار ولی تا بعد از افطار برات میگم

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (5 ام شهریور 90, 7:53 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 5 ام شهریور 90, 12:45 am 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

بنام خداوندجان وخرد وبنام یران


باسلام خدمت دوستان و دیگر کاربران محترم  بویژه دوستم خوبم ستاره عزیز<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>

والا سولات از دکتر علی شریعتی زیاده و خب چه میشه کرد ایشون نیست که جواب بده.<o:p></o:p>

اولین سولات من از شریعتی درباره اثار خوده شریعتی هست چرا که همیشه روشنفکران و کسانی که ایده میدن زمانهای متفاوت دارن یعنی یک زمان خامی و یک زمان پختگی دارن .<o:p></o:p>

و من در بعضی از روشنفکران که دیدم متوجه شدم وقتی به زمان پیری میرسن بعضی اثار جوانی و میانسالی خودشون رو مورد نقد قرار میدن و اعترافاتی مبنی در اشتباهات خودشون میکنن.<o:p></o:p>

من از شریعتی میپرشم که چگونه میتونست نظر مخالف رو تحمل کنه ، چگونه میتونست ملایمت به خرج بده چگونه تامل میکرد بر سر موضوعی و.....<o:p></o:p>

من از شریعتی درباره وظیفه فعلی دانشجویان پرسش های زیادی دارم .<o:p></o:p>

من از شریعتی میخواهم بپرسم که چه که این شد!!!!<o:p></o:p>

چه شد که مملکتی که قرار بود عدالت علی سرلوحه بشه دیکتاتوری معاویه اومد!!!!<o:p></o:p>

چه شد که امروز ما عشق به خدا عشق به معنویت و عشق زمینی از بین رفت!!!؟؟؟؟<o:p></o:p>

چه شد که من امروز با کسی که دوسش دارم وعاشقشم نمیتونم تو خیابون راه برم و بخندم و حرف بزنم!! و چگونه شد که عشق جای خودش رو به نفرت و کینه داد چرا زمان پهلوی پدران ما ازادی سیاسی نداشتن و نمیتونستن درباره سلطنت حرف بزنن اما میتونستن با عشقشون باشن چه شد که امروز عشق جای خودش رو به هوس داد چه شد که معنویت به درست منافع جویان افتاد اقای شریعتی چرا انقلاب کردی اقای شریعتی چرا نسلی که پهلوی پرورش داد رفتن 8 سال دفاع کردن و......چرا در حکومت پهلوی راد مردان و شیر زنان بودند  چرا همت و باکری ها وچمران ها و صیاد هاو....خودشون رو بخاطره مردم فدا کردن اما امروز و در حکومت که ادعای عدالت داره هر کس خودش رو مبرا میدونه اقای شریعتی دوستان من بهم میگن اگه چنگ بشه تو برو بجنگ ما نمیجنگیم چون جنگ ما نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<o:p></o:p>

چرا ما بر روی برادران وخواهران خودمونه که فقط دین و عقیدشون با ما متفاوت هست شمشیر میکشیم !!!؟؟؟؟؟<o:p></o:p>

اقای شریعتی چه شده که نخبگان ما سر از مدیریت تحقیقات منظومه شمسی امریکا در اوردن؟؟؟؟!!!!<o:p></o:p>

دکتر علی شریعتی بگو که چرا ایران من و دین من و دین هم وطنان من مورد تمسخره دیگران و مورد هجوم قرار گرفته؟؟؟؟!!!!!<o:p></o:p>

اقای دکتر شریعتی بگو که چرا امارات متحدا عربی میگه خلیج عربی؟؟؟!!!!!<o:p></o:p>

اقای شریعتی بگو که چرا باید بین شیعه و سنی اینقدر تنفر باشه که به جای دست دوستی متاستفانه همیدیگر رو لگد مال میکنن؟؟؟!!!<o:p></o:p>

اقای شریعتی واقعا برای این عمر خودت رو فدای این انقلاب کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<o:p></o:p>

حیف که نیستی و به گریه های مادران سهراب و ندا و..... جواب بدی که چه کنن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!<o:p></o:p>

شریعتی بگو که منه 19 ساله چه کنم؟<o:p></o:p>

بگو که چرا تو داشنگاه رو خانه خودت میدوسنتی اما امروز به خانه تو(دانشگاه) حمله میشه؟؟؟؟؟!!!!!<o:p></o:p>

بگو که چرا رمز یا زهرا شده رمز قتل و جنایت؟؟!!!!!<o:p></o:p>

بگو که چرا که چرا فقط یکی که میخواد رییس جمهور بشه فقط کافبه بگه گشت ارشاد رو جمع میکنم همه بهش رای میدن!!!!؟؟؟؟؟؟<o:p></o:p>

نیستی که ببینی بر سر جوانان مملکت ما چه بلایی اوردن جوانانی که امید تو بودند جوانانی که انهارو سرمایه میگفتی؟؟!!!!<o:p></o:p>

سوالات زیاد و اه وگریه زیاد و درد دل زیاد ولی ولی چه کنیم که نیستی و یک مشت اثار بجای گذاشتی که وقتی میخوانیم میگیم همون بهتر که مردی چون اگه بودی الان تو زندان بودی یا حبس خانگی بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!<o:p></o:p>

خب دیگر سوال نمیکنم اما یک جواب میدم که تا زمانی که من وامسال من هستن بودون اگه تمام اسمان وزمین بر علیه ایران همیشه جاودان من قیام کنن من و امسال من هستیم و این وضعیت موجود رو حل میکنیم و ریشه این فساد دینی و انحراف رو میکنیم اما نه ازادی فکری داریم و نه ازادی های مادی و اجتماعی چون ازمون گرفتن ولی یک چیز داریم که نمیتونن بگیرن و اون ایمان به کاری که میکنیم<o:p></o:p>

این بود درد دل یک جوان 19 ساله حالا اقای شریعتی من که 19 سالمه و این درددله منه اگر 44 سالم بشه چقدر درد دل دارم<o:p></o:p>

باتشکر<o:p></o:p>

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (6 ام شهریور 90, 11:26 am), علی پارسایی (6 ام شهریور 90, 12:06 pm), عشق من مادر (12 ام شهریور 90, 11:36 am)
 موضوع پست: درددل بادکتر شریعتی
Unread postپست شد: 5 ام شهریور 90, 12:49 am 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

از دوستان بخاطره اشتباهات تایپی به بزرگی خودتون ببخشید


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 6 ام شهریور 90, 11:34 am 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

دوست عزیز اقای امیر حسین واقعا حیرت زده شدم که اینقدر متن شما زیبا بود حرف دل من هم بود به شجاعت شما تبریک میگویم که همه ی این حرفهایی که زدید به ندرت و خیلی کم از زبان کسی بیرون میاید یا به خاطر ترس یا غیره من هم اعتراف میکنم واقعا این شجاعتی که به خرج دادید و این سوالات را که نمایانگر درد درونی شماست نوشتید من ندارم دیگه نمیدونم چی بگم.


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
علی پارسایی (12 ام شهریور 90, 1:31 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 11:43 am 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 17 ام مرداد 90, 10:36 am

پست ها: 87
تشکر کرده اید: 313 مرتبه
تشکر شده:
151 مرتبه در 66 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: من باید تلاشی همانند کوروش کبیر داشته باشم برای ایرانم .

امتیاز: 0

اگر بودی
میگفتم دوستت دارم و تلاشم رو میکردم باهات رقابت میکردم چون من از نشست و برخاست با رقبای بزرگ لذت میبرم و ازتون یاد میگرفتم که واسه ایرانم بیشتر باشم
نیستی اما یاد تو من را عاشق تر از قبل کرده تلاشم بیش از قبل شده از اشتباهاتم کسی رو سرزنش نمیکنم و بجاش سعی میکنم بیشتر از قبل باشم سخته حالا میفهمم چی کشیدی عشق من اما جا نمیزنم چون میخاهم باشم افتخاری دیگر برای ایرانم پس مینویسم خدایا کمکمان کن که شریعتی ها زیاد شوند و من نیز باشم جز انها برای ایرانم


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم عشق من مادر به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (12 ام شهریور 90, 12:06 pm), علی پارسایی (12 ام شهریور 90, 1:31 pm), setareh (13 ام شهریور 90, 10:29 am)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 7:39 pm 
غايب
کاربر مدیر در انجمن
کاربر مدیر در انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 1 ام تیر 90, 5:45 am

پست ها: 690
تشکر کرده اید: 410 مرتبه
تشکر شده:
593 مرتبه در 338 پست

نام: اردشیر

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: آزاده باش

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: دست به دست هم دهیم به مهر

امتیاز: 3

من ایشون رو در مقامی نمیبینم که پاسخگوی سوالاتم باشه

کتابهاشو میذاشتم جلوش و اشتباهاتش رو بهش میگفتم که ایرانیان رو احمق فرض نکنه

_________________
امضاء در نبرد با تاریکی شمشیر نمیکشم بلکه چراغی می افروزم . ( زرتشت )


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم اردشیر.شاه به خاطر این پست تشکر کرده اند
عشق من مادر (12 ام شهریور 90, 8:01 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 8:07 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 17 ام مرداد 90, 10:36 am

پست ها: 87
تشکر کرده اید: 313 مرتبه
تشکر شده:
151 مرتبه در 66 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: من باید تلاشی همانند کوروش کبیر داشته باشم برای ایرانم .

امتیاز: 0

سرورم اردشیر . شاه آدمی جایزالخطاست و علی آقا شریعتی نیز انسان هستند و از این قاعده مستثنی نیستند ایشون معلمی هستند که شاگردان بسیاری را برای ایران سرزمین پهناورتان تربیت نموده اند سرورم دیدگاه ادمیان متفاوت است هر چند که ایرانی باشند مثلا همین فضا رو ببینید چقدر سر مسائل دعوا نموده و به نظرات یکدیگر احترام میگذارند
بهر حال عفو کنید من از جانب شریعتی از شما عذر خواهی میکنم.... و سعی میکنم تا میتوانم من بیشتر از شریعتی در تحصیل علم کوشا باشم تا بتوانم نظر شما و ایران وایرانیان را جلب کنم
خدمت گذار شما عشق من مادر


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم عشق من مادر به خاطر این پست تشکر کرده اند
علی پارسایی (12 ام شهریور 90, 11:37 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 8:26 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 ام آذر 89, 10:47 pm

پست ها: 152

موقعيت مکاني: تهران
تشکر کرده اید: 22 مرتبه
تشکر شده:
114 مرتبه در 63 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام-تشیع

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: مبارزه با نا اگاهی

امتیاز: 3

تشکر میکنم از کاربر ستاره برای گذاشتن این تاپیک.



سلام علی جان
     حدود 4 سال از زمانی که اولین کتابت یعنی"پدرمادر ما متهمیم"رو خوندم میگذره.نمیدونم میدونی یا نه,ولی اون کتابت نقطه عطف زندگی من رو تشکیل داد.برای اولین بار جهالت و نادانی رو در خودم لمس کردم.اشنایی با تو مثل اشنا شدن با کسی بود که انگار 100 سال است من را میشناسد غم مرا,کاستی مرا,پوچی مرا و این بود که جلب تو شدم.کتاب هایت,بیشتر از تلاش چندین ساله حوزه و روحانیت مرا به اسلام,جلب و شیفته این دین ابراهیمی کرد.تو به من مسئولیت انسان بودن و شیعه بودن را اموختی.تو به من دانشجو فهماندی که میشود اسلام را منطقی در اغوش گرفت,نه از روی حدیث و روایت.تو جهل مرا نمایان کردی و نشانم دادی که غفلت و جهل یک مسلمان از تمام گناهان او سنگین تر است.تو به من عمل را اموختی و گفتی که انسان هر چقدر عالم باشد اگر در عمل کاری نکند از سگ پست تر است.
امروز نیستی.نیستی که ببینی که تو را هم مثل بقیه شخصیت های بزرگ تفسیر و تحلیل و نتیجه گیری میکنند.استادان و دانشجویان علوم انسانی تورا خطیب مینامند و تو را به سخنرانی ماهر بودن,محدود و نابود میکنند.بسیاری از ان هایی که دم از شریعتی و عشق شریعتی میزنند تورا در حد یک روحانیت ستیز پایین میاورند.اسلام گرایان افراطی تورا به جاسوس بودن متهم میکنند و مرگ تورا غضب الهی از گناهانت میدانند.توده ها و عوام ملی گرا و به اصطلاح وطن پرست تو را تناقض گو خطاب میکنند.چه کنیم از انسان هایی که به خود جرات میدهند تا شخصیت های بزرگ را با عقل ناقص خود تفسیر و تحلیل کنند.از میان این گروه ها هستند روشنفکرانی که میگویند اگر تو امروز زنده بودی,تمام نظریاتت عوض میشد و اسلام را نفی و نهی میکردی.ای کاش بودی و به قیافه روشنفکرانه اشان میخندیدی.هستند ابلهانی که حتی جمله ای از کتاب هایت را نخوانده اند اما میگویند تاریخ مصرف شریعتی تمام شده. ای کاش بودی و کمی از دغدغه هایت را برایشان میگفتی تا ببینند که زخمی که تو دیروز در بطن جامعه حس کردی,امروز تازه تر و خطرناکتر از همیشه جامعه را تهدید میکند.


علی جان حیف که تورا نشناختیم حیف....................................

_________________
امضاء


«خدایا، عقیده مرا از دست عقده‌ام مصون بدار و به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.»-دکتر شریعتی

<<هر سکوتی که خالی از اندیشه باشد.خطاست>>-رسول اکرم(ص)



پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم hamed.z به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (12 ام شهریور 90, 8:39 pm), علی پارسایی (12 ام شهریور 90, 11:04 pm), setareh (13 ام شهریور 90, 10:31 am), amirasefi (10 ام مهر 90, 4:08 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 8:42 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

با سلام خدمت دوستان عزیز
اقای اردشیر شاه عزیز اقای دکتر علی شریعتی هم مثل ما انسانها بوده و احتمال خطا مردن ایشان هم به اندازه خطا کردن ما بوده.
اقای اردشیر مخالفان روشنفکر شریعتی هم که اصلا عقاید دکتر و قبول ندارن بخاطره دانش دکتر به ایشون احترام میزارم. و حتی بنده معتقدم اگر خود دکتر هم بودن ممکن بود بعضی اثار خودشون رو رد کنن .
با تشکر از دوستان

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
علی پارسایی (12 ام شهریور 90, 11:01 pm), عشق من مادر (13 ام شهریور 90, 9:53 am), setareh (13 ام شهریور 90, 10:31 am)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 12 ام شهریور 90, 11:23 pm 
غايب
کاربر مدیر در انجمن
کاربر مدیر در انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 12 ام دی 89, 1:12 am

پست ها: 742
تشکر کرده اید: 1047 مرتبه
تشکر شده:
912 مرتبه در 428 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

امتیاز: 19

من خودم رو حتی در اون حد نمی بینم که بخوام فکر کنم اگر علی بود

چه به او می گفتم

شاید فقط نگاه می کردم و می خواندم درد انسان بودن را در چشمان او

که چقدر دنیا برای وجود بزرگش کوچک بود و چه زیبا گفت ترسش را از قیامت

چقدر ترسناک است زنده شدن و باز هم با انسانهای زمینی روبرو شدن

هر چند در نبودت و بعد از رفتنت هم باید باز بشنوی و اینبار حتی توان دفاع از خود را نداری

تو که در زمان بودنت هیچ کس توان پاسخ دادن به سخنانت را نداشت و فقط از پشت سر به تو جنجر می زدند

دشمنان در جلد دوستی با تو

و چه محترم تر بودند و هستند برایت دشمنان و مخالفان واقعیت

_________________
امضاء رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود...

هر کس میهن دلم را دید
رهبر دلم را نفرین کرد  

تا مدت نا معلومی نیستم و از هر کسی که باعث ناراحتیش شدم معذرت میخوام . دیگه مهم هم نیست  ببخشه یا نبخشه
بد به دلتون راه ندید رفتنم یه مساله ی کاملاً شخصیه واگه عمری باقی بود ...
کجا بهتر از خونه ی دلمون
دوستتون دارم و بدرود


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم علی پارسایی به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (12 ام شهریور 90, 12:01 am), عشق من مادر (13 ام شهریور 90, 9:53 am), setareh (13 ام شهریور 90, 10:32 am)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 13 ام شهریور 90, 10:40 am 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

سلام



دکتر جان خیلی حرف ها  با تو  دارم  اما  قلم من جوهر  وجود ندارد

جوهری از جنس تو



جوهرت  را  به  من  می دهی  تا  با  تو  سخن  بگویم ......؟



تا حال حرف زدن زبان را می شنیدم، حرف زدن قلم را می خواندم، حرف زدن اندیشیدن را، حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را، حرف زدن بی تابی های دردناک روح را، حرف زدن نبض را در آن هنگام که صدایش از خشم در شقیقه ها می کوبد و نیز حرف زدن سکوت را می فهمیدم ... ببین که چند زبان می دانم!



من می دانم که چه حرف هایی را با چه زبانی باید زد، من می دانم که هریک از این زبانها برای گفتن چه حرف هایی است.

حرف هایی است که باید زد، با زبان گوشتی نصب شده در دهان، و حرف هایی که باید زد اما نه به کسی، حرف های بی مخاطب، و حرف هایی که باید به کسی زد اما نباید بشنود. اشتباه نکنید، این غیر از حرف هایی است که از کسی می زنیم و نمی خواهیم که بشنود، نه، این که چیزی نیست. از اینگونه بسیار است و بسیار کم بها و همه از آن گونه دارند؛ سخن از حرف هایی است به کسی، به مخاطبی، حرف هایی که جز با او نمی توان گفت، جز با او نباید گفت، اما او نباید بداند، نباید بشنود، حرف های عالی و زیبا و خوب این ها است، حرف هایی که مخاطب نیز  نامحرم است!







پس  در  دل  می گویم

در  دل  می گویم  تا  غیر  نشنوند

می گویم  .........................

می گویم  چقدر  دوستت دارم





و تو  فقط  مرا  یاد  کن ,   یاد کن کسی را که شب ها  تا استانه ی  سحر تنها در  گوشه ی اطاقش  بیدار  مانده و همه ی هستی اش را  در  یاد  تو  محور  کرده است و  شب ها و روزهای  پیاپی بی خوابی و بی خوراکی  بی گفت و شنود دور از  خویش  و  از دیگران در  خلوت ارام و دردناکش با تو در گفت و گو بوده و به تو می اندیشیده ......


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (13 ام شهریور 90, 11:48 am), علی پارسایی (13 ام شهریور 90, 10:05 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 13 ام شهریور 90, 10:45 am 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 9 ام فروردین 90, 10:30 am

پست ها: 95

موقعيت مکاني: گیلان-رشت
تشکر کرده اید: 135 مرتبه
تشکر شده:
173 مرتبه در 72 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: vرهایی از این همه تعصب

امتیاز: 3

هم مغضوب رژیم قبلی بودی هم ستمدیده ی رژیم فعلی


ای خدا دلم گرفته از این همه نامردی در حق تو................................


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم setareh به خاطر این پست تشکر کرده اند
امیرحسین (13 ام شهریور 90, 11:48 am), علی پارسایی (13 ام شهریور 90, 10:06 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 4:51 pm 
غايب
کاربر فعال
کاربر فعال

تاريخ عضويت: 17 ام شهریور 90, 10:06 pm

پست ها: 80
تشکر کرده اید: 116 مرتبه
تشکر شده:
120 مرتبه در 51 پست

نام: masoud

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: eslam

علاقه‎مند به تمدن: irani

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: ba ham baraie azadie iran

امتیاز: 6

salam khedmate shoma dustane gerami
man taghriban ba nazarate amir hosein movafegham amma migam to ke enghadr khub masael ro tahlil mikoni pas javabe in soalate sade ro ham miduni????????????? na????/man agar emruz shariaty ro mididam azash dar bareie tanaghozate fekrish to dore haie motafavete zendegish soal mikardam
azash miporsidam irane emroz jaie che harkatie?enghelab/sazesh mobarezeie mosallahane kare zir zamini mobarezate edeolojik ia hatta sokut??
migoftam marksist bud ia faghat iek radikale eslami?azash miporsiam anche dar bareie eslam gofte nazare shakhse khodeshe ia be eghtezaie zamane gofte shode ia shaiad ham be gofte ie khodesh[man faghat nazare khodam ro goftam va hameie harfam chizie ke dust daram bashe na onche ke hast]biain ghabul konim shariaty adami bud ke afkaresh bish az 5 bar dar tule haitesh taghiir kard pas baiad har fekresh dar dorane marbute barrasi beshe
dar paian agar ruzi on mardebozorg ro mididam azash be khatere vatan dusty va tarze roshangarie javanane ham asresh tashakor mikardam
omidvaram dar irane emruz ham iek chenin moslehi zohur kone

_________________
امضاء من از آنچه تو میگویی متنفرم اما تا پای جان از حق تو برایه گفتن آن دفاع میکنم "ولتر"


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم masoud hasani به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (18 ام شهریور 90, 6:41 pm), امیرحسین (18 ام شهریور 90, 7:34 pm)
 موضوع پست: Re: درد دل با دکتر شریعتی
Unread postپست شد: 18 ام شهریور 90, 7:34 pm 
غايب
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 ام مرداد 90, 10:29 pm

پست ها: 504

موقعيت مکاني: همه جا هستم
تشکر کرده اید: 651 مرتبه
تشکر شده:
630 مرتبه در 322 پست

نام: سام

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: ازادی . نمیدونم چرا با هیچ مکتبی سرسازگاری ندارم؟؟

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: نداریم

شعار: تحمل تفاوت ها و تحمل شنیدن (نه)( و این را درک کنیم که رفتار ما در این جهان بر رفتار و زندگی افراد در ان سوی جهان تاثیر دارد)

امتیاز: 0

بنام خداوند ایران
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز بویژه جناب اقای مسعود حسنی
خب دوست عزیز اول ی چیزی بگم اونم اینکه اگه ممکنه لطف کنید با پارسی تایپ کنید خیلی ممنون
خب
ببین دوست عزیزاقای دکتر علی شریعتی مانند دیگر متفکران در دوره های مختلف بر اساس تکامل تجربه و پیشرفت فکری نظراتشون عوض شده و یا به قول شما در دوره های مختلف زندگی ایشنون تناقضات فکری بوجود اومده .
سوالاتی که بنده از اقای شریعتی کردم به عنوان یک جوان 19 ساله که در یک جامعه پر از دروغ داره زندگی میکنه مطرح شده که خود من اگر جای دکتر بودم و معلومات و علم ایشون رو داشتم جواب اینها رو هم میدونستم
امروز من جواب خیلی از سوالات رو میدونم که مطرح کردم اما من این سولات رو از دکتر شریعتی پرسیدم چون جواب ایشون خیلی مهمه اما بنده یک جواب دارم برای تمام سوالاتم اونم اینه که همه جواب این سوالات در یک جمله هستش اینککه زمانی که دین ابزار دست قدرتمندان برای رسیدن به اهداف دنیایی باشه ما با این مشکلات مواجه میشیم .
در اخر  ازشما دوست عزیزو گرامی نهایت تشکر رو به عمل میارم و امیدوارم بتونیم با هم مشکلات یکدیگر رو حل کنیم

_________________
امضاء آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست/ ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /
موج دستهای من و تو دست دریا رو گرفته/ عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا را گرفته / ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم / تو بگو همسنگر من ما تقاص چی رو میدیم /
آخرین سنگر سکوته حق ما گرفتنی نیست / آسمونشم بگیرین این پرنده مردنی نیست / آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست / ای برادرای خونی این برادری تنی نیست /

تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت هر برگ این تقویم درد روز دروغ و شیون است
تاریخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است بر ما هر آنچه که گذشت تاریخ ما نبود و نیست آغاز ما ، عمر زمین با خلقت دنیا یکیست تا کی به فکر معجزه در انتظار حادثه سوار سرنوشت تویی پشت غبار حادثه
تا کی به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن خدا ندارد احتیاج به نذر تو ، نیاز من تقویم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد این قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد این کهنه تقویم غریب تکراره تاریخه عزاست
بی ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست باید جهان را تازه دید رفت و به فرداها رسید برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید به اعتماد دست هم باید گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت از ابتدا قدم قدم تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است بی ترس دوزخ یا بهشت از زندگی باید نوشت


پرش به بالا
 صفحه شخصي ارسال پيام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم امیرحسین به خاطر این پست تشکر کرده اند
setareh (18 ام شهریور 90, 8:12 pm), علی پارسایی (19 ام شهریور 90, 7:59 am), عشق من مادر (20 ام شهریور 90, 11:46 am), masoud hasani (20 ام شهریور 90, 3:25 pm)
نمايش پست هاي پيشين :  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 34 پست ]  برو به صفحه 1, 2, 3  بعد

زمان در انجمن بر اساس UTC + 3:30 hours [ DST ] تنظيم شده است.


Related topics
 مباحث   نام نويسنده   پاسخ ها   نمايش ها   آخرين پست 
هيچ پست ناخوانده اي در اين مبحث موجود نمي باشد. دکتر علی شریعتی و شهید مطهری_دکتر علی شریعتی یا شهید مطهری

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1, 2 ]

Masooud

19

1857

24 ام آذر 90, 4:34 am

پرنده نمايش آخرين پست

هيچ پست ناخوانده اي در اين مبحث موجود نمي باشد. دکتر علی شریعتی که بود ؟

lilac

12

3143

امروز, 1:11 pm

sadjad252 نمايش آخرين پست

هيچ پست ناخوانده اي در اين مبحث موجود نمي باشد. نیایشی از دکتر شریعتی

enikazemi

12

3358

7 ام دی 90, 5:20 pm

سمانه نمايش آخرين پست

هيچ پست ناخوانده اي در اين مبحث موجود نمي باشد. دکتر شریعتی و نماز

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1, 2, 3 ]

Ali Shariati

43

3739

24 ام دی 90, 2:40 am

سرباز زندگی نمايش آخرين پست

هيچ پست ناخوانده اي در اين مبحث موجود نمي باشد. دکتر شریعتی و روحانیت

[ برو به صفحهبرو به صفحه: 1, 2 ]

vahiddd

15

828

15 ام تیر 90, 10:28 am

goldoost نمايش آخرين پست

 


چه کسي حاضر است؟

کاربراني که در اين انجمن حضور دارند : بدون کاربر جديد و 0 مهمان


شما نمي توانيد در اين انجمن مبحث جديدي ارسال کنيد
شما نمي توانيد در اين انجمن براي مبحث ها پاسخ ارسال کنيد
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را ویرایش کنید
شما نمي توانيد در این انجمن پست های خود را حذف کنید
شما نمي توانيد در اين انجمن فايل ضميمه کنيد

جستجو براي:
پرش به:  
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.