به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 4 خرداد 1391, 11:50

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


درحال مشاهده مشخصات Rasoul

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

Rasoul
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت: 9 شهریور 1390, 16:02
تشکر کرده اید: 712
تشکر شده: 580 مرتبه در 214 پست
آخرين بازديد: 28 اردیبهشت 1391, 22:16
تعداد پست ها: 314
[1.18% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 1.18]
جستجو در ارسال های کاربر
امتیاز: 8
قدرت امتیازدهی: 4
بيشترين انجمن کاري: شعر و مشاعره
[ 83 پست / 26.43% از پست هاي کاربران ]
بيشترين تاپيک کاري: مشاعره
[ 77 پست / 24.52% از پست هاي کاربران ]

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM:
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت:
سن: 15
شغل:
علايق: ادبیات ،موسیقی ، حکمت ،کتاب،فیلم ، مطالب علمی و ...
وب سايت:
یکتاپرست: آری
علاقه‎مند به تمدن: یونان باستان

امضا

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش . . . ؟!


94 پیامک  •  صفحه 1 از 51, 2, 3, 4, 5  

 

پیامک ها
Ardeshir.shah
  ارسال شده در: ديروز, 09:42  
نماد کاربر
درود رسول جان سپاس که به یادم بودی و امیدوارم من رو ببخشی بخاطر نگران کردن شما و دوستان . به امید خدا تا چند روز دیگه وضع دستم بهتر میشه و بهتر میتونم در کنار شما باشم . سپاس از مهرت . مهر افزون

الف
  ارسال شده در: 29 اردیبهشت 1391, 00:18  
نماد کاربر
سلام برشما،
ممنونم از توجهت.

artis
  ارسال شده در: 20 اردیبهشت 1391, 22:34  
ما نسل بوسه هاى خیابانى هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل درد و دل با غریبه هاى مجازى
نسل جمله هاى کوروش و دکتر شریعتى
نسل کادوهاى یواشکى
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس
نسل درگیر فیسبوک،تیوترو....
نسل سوخته
نسل من ،نسل تو...
یادمان باشد هنگامى که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوییم یادش بخیر، دنیاى ما هم همینطور بود!

artis
  ارسال شده در: 19 اردیبهشت 1391, 21:38  
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی.تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند. از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود...

artis
  ارسال شده در: 17 اردیبهشت 1391, 23:02  
نميخواهم مثل برگ درختان همراه شوم و بروم
ميخواهم آنقدر ايسادگي کنم تا ماندگار شوم...در همه جا...در همه دل ها... در همه جاي زندگي

artis
  ارسال شده در: 16 اردیبهشت 1391, 22:56  
دهان مردم دروازه ایست که بستن آن دشوار است

ولی می توانی با ادامه ی کاری که موجب گشودن دهانشان شده آنها را بسوزانی...

artis
  ارسال شده در: 16 اردیبهشت 1391, 22:56  
خواهش می کنم...

artis
  ارسال شده در: 16 اردیبهشت 1391, 22:54  
دهانتان را به اندازه ای باز کنید که حرف در دهانتان نگذارند . . .

artis
  ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 20:23  
قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟

به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟

اشتباه نکنید

نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.

عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.

به دنبال چه می گردید؟

عشق؟

چرا عشق؟

چرا محبت نه؟

عشق دروغ است

حسی است وسوسه انگیز

عشق بیماریست دردی است بی درمان.

مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.

عشق جنون است

دیوانه گیست

چرا میخواهید عاشق شوید؟

parsison
  ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 17:53  
نماد کاربر
مر30 داداش گلم

ت هم موفق باشی
امیدوارم به چیزای خوبی که میخای بر30

parsison
  ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 17:40  
نماد کاربر
آره
این چن ماه ارزششو داره
ولی من که خیلی از درسا جاموندم

آره تجربی هستم و میخام وا3 داروسازی یا ژنتیک بخونم.
فق دعاکن...

parsison
  ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 17:30  
نماد کاربر
سلام رسول جان.

مر30
کم و بیش با هم کنار میایم. :دی

ولی خوب کنکوری هستیم دیگ.
باید خوند.
وا3 همین زیاد نمیتونم بیام انجمن.

ت خوبی دادا؟

artis
  ارسال شده در: 14 اردیبهشت 1391, 22:36  
آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم.

احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند.

احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد.

شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند.

گویی از کنار لحظه ها می گذرم

این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم.

انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا

که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است.

همه چیز در ذهنم معلق است.

در باره همه چیز میتوانم بنویسم

و لی نمی دانم

چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود

و موضوع اهمیتش را از دست می دهد.

آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد

که دیگر میل نوشیدنش را ندارم.

حالت آدمی را پیدا می کنم

که دیر سر قرارش رسیده باشد.....

artis
  ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 22:58  
در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مقرب را به بارگاه
خود فرا خواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند∙
يکي از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا آنرا در زير زمين مدفون کن∙
فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده∙
و سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار بده∙
ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد
کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حالي که من مي خواهم راز
زندگي در دسترس همه بندگانم باشد∙
در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجاهي خداي مهربان راز
زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچ کس به اين فکر نمي افتد که
براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند∙
و خداوند اين فکر را پسنديد........

artis
  ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 22:51  
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـاا ...

artis
  ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 22:43  
تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !

Andia
  ارسال شده در: 11 اردیبهشت 1391, 11:53  
نماد کاربر
به نقل از تبیان، با توجه به اینکه وب‌سایت "فیس بوک" در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟
متن استفتاء و پاسخ مقام معظم رهبری درباره "فیس ‌بوک" در ذیل آمده است.

متن سؤال:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آیت‌الله خامنه‌ای
با سلام و احترام

با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟با تشکر

باسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.

موفق و مؤید باشید.

توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی بیان شده است؛ تشخیص اینکه آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق می باشد یا خیر به عهده مکلفین گذاشته شده است.

نکته‌ای که در حکم بالا مشخص است این است که در صورتی که این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی که ماهیت شبکه‌های مجازی بر پایه جمع‌آوری اطلاعات می‌باشد و هر‌چه استفاده‌کنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت کمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبکه‌های اطلاعاتی فراهم می‌کنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.

به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حکم به عهده ی خود شماست.

artis
  ارسال شده در: 10 اردیبهشت 1391, 22:23  
به هر کس دل سپردم بيوفا شد ، چو پابندش شدم از من جدا شد ، نميدانم از اول بيوفا بود ، يا که من نازش کشيدم بي وفا شد !ا

artis
  ارسال شده در: 10 اردیبهشت 1391, 16:48  
دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمی را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند...
«پرمودابترا»


اگر می‌خواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد...
«هرشل»


وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد....
«امرسون»


ديوانگی بشر آنچنان ضروری است که ديوانه نبودن خود شکل ديگری از ديوانگی است....
پاسکال

artis
  ارسال شده در: 10 اردیبهشت 1391, 16:45  
کسی که می‌خواهد رازی را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازی دارد، کتمان کند....
گوته

ارسال پیامک

94 پیامک  •  صفحه 1 از 51, 2, 3, 4, 5


ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.