| پیامک ها |
|
|
ارسال شده در: ديروز, 00:31
|
|
|
ممنون از اطلاع رسانيتون اردشير شخصيت والائي داره و مطمعناً بهترين كار رو انجام ميده
به اميد روزهاي نه چندان دور كه شاهد حضورش هستيم
بدرود
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: ديروز, 00:16
|
|
|
درود مهديه خانم گرامي ببخشيد مزاحم شدم
خواستم بدونم از اردشير خبري داريد يا خير
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 12:10
|
|
|
سلام رامون جان ممنون از این حسن نظری که به من دارید . فعلا کمی اوضاع اینترنتم خراب است . اینترنت شرکتمان قطع شده و حالا هم دارم از اینترنت برادرم در شیراز سوء استفاده می کنم .
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 19 اردیبهشت 1391, 19:55
|
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 19 اردیبهشت 1391, 19:08
|
|
|
درود؛ فکر کنم فهمیده که .. جواب تماس هامُ نمیده
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 20:23
|
|
|
قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟
به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟
اشتباه نکنید
نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.
عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.
به دنبال چه می گردید؟
عشق؟
چرا عشق؟
چرا محبت نه؟
عشق دروغ است
حسی است وسوسه انگیز
عشق بیماریست دردی است بی درمان.
مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.
عشق جنون است
دیوانه گیست
چرا میخواهید عاشق شوید؟
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 14 اردیبهشت 1391, 21:08
|
|
|
وقتی دوتا دوست با هم صمیمی اند ، مرگ فقط یکی را داغدار می کند ولی جدایی هر دوتا رو.....
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 14 اردیبهشت 1391, 13:49
|
|
|
یه دوست خوبه به معنی واقعی
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 23:35
|
|
|
چیزهایی که بهم گفت خوشحالم نکرد.. زیاد بهشون زنگ نزنید. قرار شد من شب دیر وقت زنگ بزنم.
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 6 اردیبهشت 1391, 04:55
|
|
|
درود رامون . خوبی ؟
من اصلا ندیدم پیامت رو . الان ساعت 4 و نیمه که پیامت رو دیدم . خیلی عذر می خوام . مهر افزون
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 31 فروردین 1391, 19:32
|
|
|
سلام بادوردفروان امیدوارم منوبه جمع صمیمی ودوست داشتنی خودتون بایدبگم که منچندروزی که کامپیوترم خرابه مجبورم باگوشی موبایل وصل بشم
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 28 اسفند 1390, 13:15
|
|
|
سلام عزيز برادر خيلي برايم هيجان آور بود كه بعد از ده دوازده روز سفر ، بيايم و اين همه پيامك تبريك را ببينم ! آن هم تبريك تولدي كه هنوز واقع نشده !! تولد من 18 اريبهشت است . نمي دانم اين اشتباه از كجا حادث شده !!! به هر حال از لطف و مهر شما ممنونم ! حسابي به دلم چسبيد . از حسن نظر شما در مورد خودم هم ممنونم . ما فعلا بايد در برابر بزرگاني چون شما و آقا ميعاد و آقا طاها ايراني و اردشير و ... لنگ بيندازيم .
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 16 اسفند 1390, 11:13
|
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 16 اسفند 1390, 09:49
|
|
|
سلام رامون جان اين مطلب ( هولوكاست) به شكل وسيعي در كتابهاي مختلف با موضوعات مختلف تاريخي ، روانشناسي ، اجتماعي و ... آمده و به قدري نويسندگان با مشارب فكري و معتقدات مختلف به آن اذعان نموده اند كه رد آن به طنز بيشتر مي ماند . البته مي توان در تعداد و كيفيت آن با مطالعه كتب تاريخي به بحث نشست ، منتها رد كليات آن كاري بچه گانه و صرفا سياسي است . توصيه مي كنم كتاب گرانسنگ " ظهور و سقوط رايش سوم " نوشته " شايرر " را مطالعه بفرماييد كه در اين زمينه كتاب جامعي است .
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 21 بهمن 1390, 23:08
|
|
|
پدر ، مادر، ما متهميم تو دين « نه » به من دادي ، پدر ، مادر ! من دختر تو بودم ، راه هاي را كه به من نشان دادي ، پيشنهادهايي كه داشتي ، شكل زندگي و ارزش هاي اخلاقي يي كه به من ارائه كردي ، اين است : نرو ، نكن ، نبين ، نگو ، نفهم ، احساس نكن ، ننويس ، نخوان ، نه ، نه ، نه و ... اينكه همه اش نه شد ، من به دنبال دين آري هستم كه به من نشان بدهد كه چه بكن ، چه بخوان و چه بفهم !
به قول يكي از نويسندگان : « واي به حال ديني كه نه در آن بيشتر است از آري » و از تو من يك آري نشنيده ام .
كتابي براي نخواندن ! قرآني كه تو به آن معتقدي به چه كار ما مي آيد ؟ من نمي دانم در آن چه هست و تو خودت هم نمي داني تويش چيست ؟ از اين جهت من كافر توي مومن هر دويمان هم درس هستيم ، منتهي من با آن كار ندارم – چون كتابي كه به درد خواندن نخورد به چه درد مي خورد ؟ اما تو مرتب مي چسبانيش به چشمت و سينه ات ، به پهلويت ، به قنداق بچه ات و به بازوي داداشت و به بالش مريضت تا آن جا كه من ديده ام اين كتاب براي تو فقط مصرفش هميشه اين بوده كه : وقتي كه از خانه ات بيرون مي آيي ، چند جمله از آن را به قفل در خانه ات پف كني ، من يك قفل فني و محكمي مي خرم كه اصلا احتياج به پف نداشته باشد ، با تكنيك بسته شود نه با پف ! تو براي سلامت و مصونيت جمله هايي از آن را دور خودت پف مي كني يا نسخه هايي از آن را به آستر جليقه ات مي دوزي يا به گردن گاوت مي آويزي ! من مي روم واكسن ميزنم و از دكتر متخصص نسخه دوا مي گيرم بنابراين به « قرآن تو » نيازي ندارم !
تو با آن استخاره مي كني به جاي « انتخاب » و « تصميم » ، « عمل » و « قضاوت » و « فهميدن » و « انديشيدن » ... كه كار انسان و ارزش امتياز انسان است – با كتاب يك نوع شير يا خط بازي مي كني و لاتاري و بخت آزمايي مي كني ، من - فرزند تو – با اينكه به وحي عقيده ندارم حاضر نيستم تا اين حد به قرآن اهانت كنم ، به هر حال اين يك كتاب است « قرآن تو » « كتاب هدايت » است آن را « مي خوانم » تا ، با انديشيدن و فهميدن نوشته هاي آن ، راه خوب و بد و متوسط را در زندگي پيدا كنم نه با استخاره ! چشم هايم را باز مي كنم و متنش را مي گشايم و به دنبال مطلبي مي گردم تا ببينم كه چه گفته است ، نه اينكه چشمهايم را ببندم و شانسي و تصادفي لايش را باز كنم و جمله يا كلمه ي اول بالاي صفحه راست را تماشا كنم كه چه نوشته است ؟ و بعد طبق آن در كار خودم تصميم بگيرم و درباره ي مسئله اي يا شخصي قضاوت كنم !
پدرجان ، من يك دانشجويم ، اگر كسي با جزوه درسي ام چنين بازي هايي كند اوقاتم تلخ مي شود ! پس اگر من كتابي را كه به درد خواندن نمي خورد – ولو نويسنده اش به قول تو خود خدا باشد – رها كردم و به جاي آن كتاب هايي را گرفتم كه به درد خواندن مي خورد ، اوقاتت تلخ نشود...................... ! دکترشریعتی به همه ی دوستای گلم توصیه میکنم این کتاب دکتر رو حتما ٌ بخونن
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 19 بهمن 1390, 07:32
|
|
|
درود رامون گرامی نیستی ؟
انجمن اصلا بدون شما لطف و صفایی نداره . نبود پستهاتون خیلی احساس میشه :دی
از اون لحاظ
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 1 بهمن 1390, 10:59
|
|
درود دوباره: البته رشته های مهندسی بیشتر از اینکه به جنبه ی نظری فیزیک توجه داشته باشند به جنبه ی کاربردی اهمیت می دهند.مثلا هم ما درس الکترومغناطیس داریم هم رشته های فیزیک اما ما بیشتر با محاسبات کار داریم آن ها بیشتر روی مفاهیم تاکید دارند. اما در مورد رشته ی برق باید بگویم که بسته به گرایش آن دارد.مثلا گرایش من که مخابرات هست بیشتر از فیزیک با ریاضیات سر و کار دارد به ویژه مخابرات شاخه ی سیستم که تقریبا همان ریاضی(به ویژه آمار و احتمال) هست بعضی از دروس آن چندان تفاوتی با ریاضیات ندارد.اما مثلا گرایش قدرت بیشتر با مفاهیم فیزیکی سر و کار دارد(البته تا جایی که من می دانم).برای همین بهتر است شما با کسی که رشته ی فیزیک می خواند در این باره مشورت کنید.ولی در کل می دانم که برای هر کنکوری سوالات سال های قبل خیلی خیلی مهم است.کتاب های سیاه رنگی هست که سازمان سنجش به چاپ می رساند که احتمالا خودتان دیدید پرسش های سال های پیش را به ترتیب زمان ارائه داده است.من می دانم که حل چندباره ی(!)این ها بسیار مفید است و کلا کنکور چیز خیلی مسخره ای هست که خیلی به سواد فرد ارتباطی ندارد! اما سایت هایی هست که منابع پرسش های کنکور را مشخص می کند که یک نمونه ی آن: http://www.sanjeshbartar.com/topic.aspx?id=2برای مباحث فلسفی که به فیزیک ارتباط دارد من اطلاع چندانی ندارم.اما تا آنجایی که می دانم فیزیک کوانتم دید انسان را نسبت به مسائل بسیار دگرگون می کند.خود من هم قصد دارم کمی در این باره مطالعه کنم که متاسفانه تا به امروز فرصت این کار را پیدا نکردم... من نمی دانم شما با دو کتابی که آقای ابراهیم ویکتوری نوشتند آشنایی دارید یا نه؟ولی به هر حال این کتاب ها در اینترنت برای دانلود موجود است. موفق باشید...
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 29 دی 1390, 20:22
|
|
|
درود بر شما رامون گرامی: نه من رشته ام فیزیک نیست. برق هست.این مطالبی که نوشتم را از همان کتابی که معرفی کردم خواندم و البته می دانید که راسل فیزیک دان نبود بلکه فیلسوف بود. برای فهم این مطالبی هم که من از آن کتاب نوشتم نیاز به دانش گسترده ی فیزیکی نیست بلکه هر کسی که علاقه مند باشد و تا حدودی با این مباحث آشنا باشد می تواند آن را درک کند. راستی شما رشته ی کارشناسی تان چی هست؟
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 7 دی 1390, 22:16
|
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 25 آذر 1390, 04:12
|
|
|
درود رامون.امیدوارم تو بهبوحه درسات بتونی یه گریز بزنی و به سایت سر بزنی.خوشحال میشیم اگه باشی
|
|
|
|
22 پیامک • صفحه 1 از 2 • 1, 2
|
صفحه اول
ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است
|