به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 3 خرداد 1391, 04:27

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


درحال مشاهده مشخصات peeyman

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

peeyman
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت: 16 اردیبهشت 1390, 19:10
تشکر کرده اید: 95
تشکر شده: 176 مرتبه در 84 پست
آخرين بازديد: 24 اردیبهشت 1391, 17:23
تعداد پست ها: 177
[0.66% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 0.46]
جستجو در ارسال های کاربر
امتیاز: 2
قدرت امتیازدهی: 2
بيشترين انجمن کاري: ساسانیان
[ 36 پست / 20.34% از پست هاي کاربران ]
بيشترين تاپيک کاري: وضعیت اسف انگیز «زن» در فرهنگ، دید و دین ایران قبل از اسلام
[ 11 پست / 6.21% از پست هاي کاربران ]

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM:
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت: تهران
سن: 17
شغل:
علايق:
وب سايت: http://ufolove.wordpress.com
یکتاپرست: نخیر
علاقه‎مند به تمدن: ساسانیان

14 پیامک  •  صفحه 1 از 1  

 

پیامک ها
artis
  ارسال شده در: 19 اردیبهشت 1391, 21:42  
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی.تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند. از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود..........

كوروش كياني
  ارسال شده در: 14 اردیبهشت 1391, 18:39  
نماد کاربر
به ما بپیوندید...

http://zartusht.iranokb.com

اگر خواهانید...

amirhosein
  ارسال شده در: 7 اردیبهشت 1391, 13:30  
نماد کاربر
درود بر شما
پستی که درباره بهمن جازویه در مبحث post14443.html#p14443
به دلیل توهین امیز بودن پاک نشد و فقط ویرایش شد . لطفا در ادبیات و همچنین نقل قول کردن کمی تامل کنید تا شاهد چنین پست های نباشیم
سپاس

ana
  ارسال شده در: 29 اسفند 1390, 12:47  
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

بی اجازتون دفتر ۳۶۵ برگ جدیدتونو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو براتون نقاشی کنه...به امید فردایی بهتر

نوروز ۹۱ مبارک

enikazemi
  ارسال شده در: 1 بهمن 1390, 11:15  
نماد کاربر
درود؛
دوست عزیز!
بابت ایجاد مبحث "ماجرای ما و اصغرفرهادی" به شما اخطار داده می شود؛ مبحث ارتباطی با فضای انجمن ندارد.

amirhosein
  ارسال شده در: 7 دی 1390, 21:40  
نماد کاربر
با سلام
post14672.html#p14672

Ardeshir.shah
  ارسال شده در: 30 آذر 1390, 03:25  
نماد کاربر
dorood peyman jan khoobi ?

shabe yalda ro be to va khunevadat tabrik migam va omidvaram hamishe shado salamat bashin.mehr afzoon

Ardeshir.shah
  ارسال شده در: 26 آذر 1390, 04:35  
نماد کاربر
درود بزرگوار خوشحال میشم اگه در این مباحثه شرکت کنی

post14274.html#p14274

Ardeshir.shah
  ارسال شده در: 6 آذر 1390, 08:15  
نماد کاربر
درود پیمان جان خوبی ؟

اومدم ایمیل خودمو در اختیارت بگذارم.همدیگه رو گم نکنیم خیلی بهتره

lord_4rd3shir@yahoo.com

مهر افزون دوست من

dani
  ارسال شده در: 14 آبان 1390, 00:55  
نماد کاربر
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام peeyman عزیز

از شما دعوت میکنم در تاپیک زیر شرکت کنید و مارو در بررسی جنبه های فکری مبانی سکولاریسم کمک کنید......فعلا فقط قصد نقد تفکرات سکولاریسم رو داریم و بعد از به نتیجه رسیدن بحث،در تاپیکی جداگانه وارد بعد سکولاریسم سیاسی میشیم و به نقد سمت و سویی سیاسی میدیم......انشالله

آدرس تاپیک فعلی
1-t1766.html

یاعلی

peeyman
  ارسال شده در: 9 مهر 1390, 18:50  
نماد کاربر
سلام دوست عزیز

ابتدا باید وارد نمایه ی کاربری خودت در سمت چپ سایت قسمت بالا وارد بشی بعدش در قسمت اختیارت قسمت راست صفحه گزینه ی صفحه ی شخصی رو انتخاب کن وبعد از لود شدن صفحه گزینه ی ویرایش نماد رو انتخاب کن. وادامه ی کار...

آرمین جلالی
  ارسال شده در: 9 مهر 1390, 14:21  
نماد کاربر
سلام پیمان گرامی
لطفا توضیح بدهید چطور در پست هایتان از تصاویر استفاده می کنید.من برای اینکار ، موفق نشده ام.
متشکر

peeyman
  ارسال شده در: 9 شهریور 1390, 11:10  
نماد کاربر
با درود دوست عزیز

لطفا این مقاله رو کامل وهمراه با منبع
برای من ارسال کنید.
با تشکر

فدایی سرورم کوروش بزرگ
  ارسال شده در: 7 شهریور 1390, 01:31  
نماد کاربر
پیمان عزیز درود بر تو:
به تاربخ ساسانی علاقه داری بذار درباره نامه محمد به خسرو پرویز برات حقیقت را بگم:
اصل نامه:(از محمد فرستاده خدا برای یکتا پرستی در جهان به خسرو شاه ایران.من به تو امر میکنم که به دین ما بپیوندی و......)
وچرا خسرو پرویز ان را پاره کرد:
من خسرو شاه ایران که کشورم از 1300 سال پیش یکتا پرست بودیم حالا یک پاپتی بادیه نشین به من امر میکنند وای بر کشوری که زیر سلطه دینی که مورج ان بادیه نشینان عرب باشنند ......
در 1300 سال پیش (عرب در بیابان ملخ میخورد ولی سگهایه ما پارسیان در اصفهان اب یخ میخورنند)
وهمین اعراب به سرکردگی محمد کشورم را تا به امروز به نابودی کشانده ....
محمد اول خدیجه پیر را برای پولهاش گرفت..وبعد به ابوسفیان گفت با من بیعت کن و تا اخر عمر تو واجدادت از این خانه خدا پول پارو کن وحالا تمام چاههایه نفت سعودی ها بسته و 10برابر از حاجیان پول در میاره...
اخه خونه خدا را ابراهیم یک یهودی ساخت نمیدونم چه ربطی به مسلمانان داره و هزار حیله اسلامی دیگر....
نظرت چیه؟
بدرود دوست من...نیما

ارسال پیامک

14 پیامک  •  صفحه 1 از 1


ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.