به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 3 خرداد 1391, 07:48

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


درحال مشاهده مشخصات artiston

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

artiston
تازه وارد
تازه وارد
آفلاين
تاريخ عضويت: 3 بهمن 1390, 01:12
تشکر کرده اید: 1
تشکر شده: 0 مرتبه در 0 پست
آخرين بازديد: 15 اردیبهشت 1391, 10:12
تعداد پست ها: 0
[0.00% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 0.00]
جستجو در ارسال های کاربر
امتیاز: 0
قدرت امتیازدهی: 0
بيشترين انجمن کاري: -
بيشترين تاپيک کاري: -

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM:
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت:
سن: 97
شغل:
علايق:
وب سايت:
نام: artiston
یکتاپرست: آری
دین یا مذهب: اسلام
علاقه‎مند به تمدن: زرتشت
شعار: فقط سرزمین آریایی

59 پیامک  •  صفحه 1 از 31, 2, 3  

 

پیامک ها
afshin.z1
  ارسال شده در: 24 فروردین 1391, 15:24  
نماد کاربر
تولدت مبارک

ana
  ارسال شده در: 18 اسفند 1390, 19:12  
زندگی با همه وسعت خویش محمل ساکت غم خوردن نیست


حاصلش تن به قضا دادن و پزمردن نیست

زندگی رفتن و راهی شدن است

زندگی جنبش راهی شدن است.

از سر آغاز وجود تا جایی که خدا می داند

ana
  ارسال شده در: 18 اسفند 1390, 19:11  
گفتم مادر!گفت:جانم گفتم درد دارم!گفت:بجانم گفتم خسته ام!گفت:پریشانم گفتم گرسنه ام!گفت:بخور نانم گفتم کجا بخوابم!گفت:روی چشمانم اما یک بار نگفتم مادر من خوبم شادم همیشه از درد گفتم واز رنج

ana
  ارسال شده در: 18 اسفند 1390, 19:07  
غروبا تو چشم مردم
‚ كه دارن می رن به خونه
یه ترانه هست كه هیچوقت ‚ كسی اون رو نمی خونه
غروبا تو دل مردم پر از حرف نگفته
قصه ی
این همه دیو و این همه زیبای خفته
بگو به جز تو چه كسی رفیق بغض لحظه هاس ؟
میون این همه سكوت ‚ آوازه خون ما كجاس؟
چه بی حیا می چرخن ‚ عقربه های ساعت
پشت چراغ قرمز‚ پیر می شن این جماعت
غروبا تو راه خونه ‚ آدما رو خوب نگاه كن
واسه دلتنگی این شهر ‚ یه ترانه دست
و پا كن
كی باید غزل بخونه ‚ توی بن بستای بسته ؟
كی باید آینه باشه ‚ واسه این دلای خسته ؟
بگو به جز تو چه كسی رفیق بغض لحظه هاس ؟
میون این همه سكوت ‚ آوازه خون ما كجاس؟
چه بی حیا می چرخن ‚ عقربه های ساعت
پشت چراغ قرمز‚ پیر می شن این جماعت

یغما گلروبی

ana
  ارسال شده در: 18 اسفند 1390, 16:26  
سلام..ممنون

DARIUSH2000
  ارسال شده در: 17 اسفند 1390, 04:22  
نماد کاربر
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست



كه هر چه بر سر ما ميرود ارادت اوست



نثار روي تو هر برگ گل كه در چمن است



فداي قد تو هر سرو بن كه بر لب جوست



حافظ

DARIUSH2000
  ارسال شده در: 17 اسفند 1390, 04:20  
نماد کاربر
کاش اون لحظه اي که يکي ازت ميپرسه حالت چطوره و تو ميگي خوبم کسي باشه که محکم بغلت کنه وآروم بگه ميدونم خوب نيستي !ا

DARIUSH2000
  ارسال شده در: 17 اسفند 1390, 04:12  
نماد کاربر
کافرعشقم ولى از بت پرستان نيستم تا گلى مثل تو دارم محتاج گلستان نيستم.

DARIUSH2000
  ارسال شده در: 17 اسفند 1390, 04:03  
نماد کاربر
چه معادله ی نا برابری وقتی که من برای دیدن او چشمهایم را می بندم و او برای ندیدنم.....

ana
  ارسال شده در: 15 اسفند 1390, 17:59  
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!

حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه

اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!

خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!

برمیگردم چـون

دلـتنـگـت مــی شــوم!!!

ana
  ارسال شده در: 15 اسفند 1390, 15:06  
سلام دوست عزیز ممنون بابت پیامای زیباتون متاسفانه سرعت اینترنتم اومده پایین و از طرفی کلی کار دارم و زیاد تو انجمن نیستم که براتون پیام بفرستم..
خواستم تشکر کنم..

ana
  ارسال شده در: 8 اسفند 1390, 20:21  
سلام. یه مدتی نبودی؟ کجا بودی؟
راستی شما بچه کجایین که گفتین همشهری هستیم؟

ana
  ارسال شده در: 8 اسفند 1390, 20:20  
-چه تلخ است

با بغض بنویسی

با بیتوجهی بخوانند ..

ana
  ارسال شده در: 26 بهمن 1390, 22:27  
ی

آدم چقدر میتونه از زندگی خسته و سیر بشه

که حتی از اشکای روی گونه اش هم سیر بشه

دیگه حوصله و نای گریه کردن هم نداشته باشه

دیگه حال دعا کردن هم نداشته باشه

یعنی وقتی که اشکاش جلوی همه شادیاشو بگیرن

حتی جلوی مرور خاطره های شادشو بگیرن

چقدر سخته همه چی رو رنگ غم ، رنگ ستم ببینی

چقدر سخته همه رو رنگ سیاه ، رنگ ریا ببینی

میگن"کاش" و"اگر" فایده نداره

ولی من به همین کاش و اڌ

اینست زندگی رؤیایی من با من

دیگر کسی پا به کوی غم من نمی گذارد

میدونی ، آخه غم من نحسه از نوع سیزده!

آره ، اون قسم خورده که منو تنها نذاره

ana
  ارسال شده در: 26 بهمن 1390, 22:20  
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

پشت سر هر آنچه که دوستش می داری

و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی

بهتر است بالاتر را نگاه نکنی

زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد

و او آنقدر بزرگ است

که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند




پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح

خدا چندان کاری به کارَت ندارد

اجازه می دهد که عاشقی کنی

تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .




اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی

خدا با تو سختگیرتر می شود

هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر

و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر

بیشتر باید از خدا بترسی

زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد

مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند




پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است

و هر گامی که تو در عشق برمی داری

خدا هم گامی در غیرت برمی دارد

تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است

و وصل چه ممکن و عشق چه آسان




خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد

و معشوقت را درهم می کوبد

معشوقت ، هر کس که باشد

و هر جا که باشد و هر قدر که باشد

خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی

و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است

ناامیدی ازاینجا و آنجا

ناامیدی از این کس و آن کس

ناامیدی از این چیز و آن چیز




تو ناامید می شوی و گمان می کنی

که عشق بیهوده ترین کارهاست

و برآنی که شکست خورده ای

و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق

و آن همه عشق را تلف کرده ای

اما خوب که نگاه کنی

می بینی حتی قطره ای از عشقت

حتی قطره ای هم هدر نرفته است

خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته

و به حساب خود گذاشته است




خدا به تو می گوید:

مگر نمی دانستی

که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟

تو برای من بود که این همه راه آمده ای

و برای من بود که این همه رنج برده ای

و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای

پس به پاس این ؛

قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم

و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.

و این ثروتی است که هیچ کس ندارد

تا به تو ارزانی اش کند




فردا اما تو باز عاشق می شوی

تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر

تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر




راستی :

اما چه زیباست

و چه باشکوه و چه شورانگیز

که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!




عرفان نظرآهاری

ana
  ارسال شده در: 26 بهمن 1390, 22:19  
مادر ، تک‌واژه‌ای‌ست زیبا

مادر ، عین زیبایی‌ست و البته که زیباتر از زیبایی چیزی نیست

قلب بزرگ خدا در سینه‌ی مادران می‌تپد

مادر ، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا

آن‌گاه که مادر، گهواره را تکان می‌دهد

عرش خدا به لرزه درمی‌آید

و همه‌ی فرشتگان سکوت می‌کنند

تا زیباترین سمفونی ِ هستی را بشنوند: « لالایی مادر را »

هیچ سنگی به آن سنگینی نیست

که بتوان آن را در یک کفه‌ی ترازو نهاد

و در کفه‌ی دیگر آن ، وزن مهر و قدر و قیمت مادرانه را سنجید




پدر ، باران است و مادر ، خاک حاصلخیز !

و زندگی با وجود این دو موجود ِ همزاد است

که سبز ِ سبز و آبی ِ آبی ست




مادر ، عنوان عاشقانه‌ترین شعر خداست

شعری که مضمون آن جز عشق نیست

مادر ، همان عشقی‌‌ست که در هیأت آدمی بر خاک گام برمی‌دارد

مادر ، چیزی‌ست شبیه خودش

هیچ‌چیز شبیه مادر نیست

مادر ، فقط مادر است . . .




و امّا ، پدر:

پدر ، می‌بخشد بی‌دریغ و دوست‌می‌دارد بی‌چشمداشت

پدر ، کار می‌کند آن‌گونه که شمع می‌‌سوزد

او در تب و تاب ، خود را آب می‌کند

تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد

تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد

تنها خداست که می‌داند پدران چه می‌کشند و چه‌ها در دل دارند

پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمی‌آیند

و آن‌گاه که دیگر نیستند ، جای‌شان چه‌قدر خالی‌ست . . .

جای خالی پدران را با هیچ‌چیز نمی‌توان پرکرد

پدر ، همان روحی‌ست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است

زندگی اگر زنده است ، دلیل آن پدران‌اند

این ابر باران‌زای حضور پدران بر سر ِ زندگی

و سرزندگی‌تان هماره سایه‌گستر باد

ana
  ارسال شده در: 25 بهمن 1390, 23:21  
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست
تنهايي را دوست دارم زيرا
در کلبه تنهاييم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

ana
  ارسال شده در: 25 بهمن 1390, 23:18  
يادمان باشد هميشه:

ذره اي حقيقت پشت هر "فقط يه شوخي بود"

کمي کنجکاوي پشت "همينطوري پرسيدم"

قدري احساسات پشت "به من چه اصلا... "

مقداري خرد پشت "چه ميدونم"

واندکي درد پشت "اشکال نداره" وجود دارد

ana
  ارسال شده در: 25 بهمن 1390, 23:17  
خدا هم که باشد
دلش میخواهد صدایش کنی
قدرش را بدانی
گاهی وقت ها دستت را برایش تکان بدهی و بگویی "مرسی"
... ...
من که ادعای خدایی هم نکردم
من فقط یک انسانم، مثلِ تو ...

بی معرفتی های خودت را پایِ پرتوقعی من نگذار

ana
  ارسال شده در: 25 بهمن 1390, 23:16  
دنبال بهانه نباش عزيزکم

چشم که گذاشتم

برو و هر وقـت خواستـي برگرد. .....

من تا بي نهايــــــــــت شمردن را بلدم

ارسال پیامک

59 پیامک  •  صفحه 1 از 31, 2, 3


ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.