به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 3 خرداد 1391, 07:04

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


درحال مشاهده مشخصات alip2

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

alip2
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت: 3 بهمن 1390, 02:21
تشکر کرده اید: 1268
تشکر شده: 633 مرتبه در 281 پست
آخرين بازديد: 26 اردیبهشت 1391, 01:55
تعداد پست ها: 402
[1.52% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 3.35]
جستجو در ارسال های کاربر
امتیاز: 19
قدرت امتیازدهی: 5
بيشترين انجمن کاري: مباحث خودمانی تر
[ 128 پست / 31.84% از پست هاي کاربران ]
بيشترين تاپيک کاري: صندلی داغ
[ 62 پست / 15.42% از پست هاي کاربران ]

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM: MSNM/WLM
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت: hamedan
سن: 19
شغل:
علايق: freedom-Iran-money-shn
وب سايت:
نام: alip2
یکتاپرست: آری
دین یا مذهب: تشیع ناشناخته
علاقه‎مند به تمدن: اروپای کنونی
وبلاگ: http://baava.vcp.ir http://aliparsi.blogfa.com http://baava.blogfa.com
شعار: اندیشه ها برخلاف دلها همیشه مانندهم نیستند

امضا

مشت می کوبم بر در- پنجه می سايم بر پنجره ها - من دچار خفقانم خفقان - من به تنگ آمده ام از همه چيز - بگذاريد هواري بزنم - هان با شما هستم درها را باز کنيد - من به دنبال فضايي می گردم - لب بامی، سر کوهی، دل صحرايي
که در آنجا نفسی تازه کنم - می خواهم فرياد بلند ی بکشم - که صدايم به شما هم برسد - من هوارم را سر خواهم داد - چاره درد مرا بايد اين داد کند - از شما خفته چند - چه کسی می آيد با من فرياد کند؟
ای خشم به جان تاخته ، طوفان شرر شو ای بغض پر انداخته ، فریاد خطر شو ای روی بر افروخته، خود پرچم ره باش ای مشت بر افراخته ، افراخته تر شو ای حافظ جان وطن از خانه برون آی از خانه برون چیست؟ کز خویش به در شو
گر شعله فروریزد، بشتاب و میندیش ور تیغ فروبارد ، ای سینه سپر شو خاک پدران است که دست دگران است هان ای پسرم خانه نگه دار پدر شو دیوار مصیبتکده حوصله بشکن شرم آیدم از اینهمه صبر تو ظفر شو
تا خود جگر روبهکان را بدرانی چون شیر در این بیشه سرپای جگر شو فریاد به فریاد بیفزای که وقت است در یک نفس تازه اثر باز اثر شو ایرانی آزاده جهان چشم به راه است ایران کهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند به یک شعله بسوزان بر ظلمت این شام سیه فام سحر شو

437 پیامک  •  صفحه 1 از 221, 2, 3, 4, 5 ... 22  

 

پیامک ها
amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 15:14  
نماد کاربر
انجام شد

amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 15:03  
نماد کاربر
توی این فضای فعلی نباید عقل رو فدای احساسات کرد . امروز و دیروز تو همین چت باکس دیدی اینا چکار کردن؟؟
میخواستم در ملاقات های دیگه حضور پیدا کنم اما امروز منصرف شدم و فقط در ملاقات ها وِیژه سعی شرکت میکنم . شما هم مراقب باش پشیمونی به بار نیاد
عکسه پروفایل منو دیدی؟؟مجیدتوکلی(شرف جنبش دانشجویی)

amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 14:54  
نماد کاربر
کدوم قضیه؟؟؟ قضیه ای نیست

amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 14:52  
نماد کاربر
یه چیزی بهت میگم حواست باشه . فعلا هیچ نوع حرکتی نکن که بخوای سره خودت رو به باد بدی . در همین حد امروز و این روزا کفایت میکنه . این نرم افزار ها هم کاری فکر نمیکنم از پیش ببره .

amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 14:41  
نماد کاربر
درباره ای پی ها زیاد سررشته ندارم اما میدونم همشون در انجمن در بخش مدیریت مرکزی ثبت میشن . چطورمگه؟؟

amirhosein
  ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 14:32  
نماد کاربر
دروووووووووووووود علی اقای گل خودم . چطوری داداش؟؟
اقا ببخشید خبری نمیگیریم هااااااا.
چه خبر؟؟؟
چه میکنی؟؟
راستی افشین کجاست؟؟؟

كوروش كياني
  ارسال شده در: 27 اردیبهشت 1391, 11:08  
نماد کاربر
غسل خانه بفته تکه ترشان...

اونم بستن دیه...

شی بگم آخه؟؟؟

كوروش كياني
  ارسال شده در: 25 اردیبهشت 1391, 22:22  
نماد کاربر
د نشد برم دیه...

برام مشکل ملان پیش آمد ندانستم برم...


تو شی؟ پچا تو نرفتی؟

نرفتی خانه ی داییت؟

artis
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 22:26  
درسکوت دادگاه سرنوشت

عشق برما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

artis
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 22:14  
درود دوست عزیز
خواهش میکنم،انشاالله که هرچه زودتر سرتون خلوت میشه،
سپاس

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:21  
سلام داداشی...ایشالله سرت خلوت شه...
افتخار بدی یه گپی بزنیم باهم..
موفق باشی

Son of wiSdom
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:03  
نماد کاربر
سلام.داستان چیه علی؟
چه پدری ازت درآوردن؟:دی
من هیچ وقت کنار دو نفر وای نمیسم!!!

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:51  
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!

ویکتور هوگو

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:35  
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
است که با درد موافق شده است تلخ
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:34  
کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:32  
گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم

من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم

شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم ؟

این واژه ها صراحت ِ تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم

از : محمد علی بهمنی

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:31  
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:29  
میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

artis
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:26  
تا خدا .. . خداست

الوسلام

این منم مزاحمی که آشناست



هزاردفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست



شماکه گفته اید پاسخ سلام واجب است

به ما که می رسد، حساب بنده هایتان جداست؟



الو.. ...



دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟!؟



چراصدایتان نمی رسد ... کمی بلندتر

صدای من چطور؟خوب وصاف و واضح و رساست؟؟؟



اگر اجازه می دهی برایت درد و دل کنم

شنیده ام که گریه بر همه ی درد ها شفاست...



دل مرا بخوان بسوی خود تا سبک شوم

پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست



الو

مراببخش،باز هم مزاحمت شدم



دوباره زنگ می زنم

دوباره



تا خدا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست

دوباره

.

.

.

تا خدا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:09  
به پایان فکرنکن ..... اندیشیدن به پایان هر چیز شیرین ، حضورش را تلخ می کند ..... بگذارپایان تو را غافلگیر کند درست مثل آغاز .

ارسال پیامک

437 پیامک  •  صفحه 1 از 221, 2, 3, 4, 5 ... 22


ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.