به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید


تابلو اعلانات انجمن

توهین و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد

امروز 3 خرداد 1391, 06:30

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


درحال مشاهده مشخصات against

اطلاعات حضور

اطلاعات کاربر

against
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر
آفلاين
تاريخ عضويت: 26 بهمن 1390, 21:09
تشکر کرده اید: 4
تشکر شده: 191 مرتبه در 97 پست
آخرين بازديد: 1 خرداد 1391, 18:57
تعداد پست ها: 143
[0.54% از همه پستها / میانگین ارسال در روز : 1.47]
جستجو در ارسال های کاربر
امتیاز: 0
قدرت امتیازدهی: 2
بيشترين انجمن کاري: مباحث خودمانی تر
[ 113 پست / 79.02% از پست هاي کاربران ]
بيشترين تاپيک کاري: صندلی داغ
[ 68 پست / 47.55% از پست هاي کاربران ]

ارتباط با

مشخصات

آدرس ايميل: E-mail
پیام خصوصی: ارسال پيغام خصوصي
MSNM/WLM:
YIM:
AIM:
ICQ:
Jabber:
گروه کاربري:
محل سکونت:
سن: 19
شغل: مخالفت
علايق: خودم ، آبی ، کتاب ، چارلی چاپلین
وب سايت:
نام: نگار
یکتاپرست: آری
دین یا مذهب: اسلام
علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان
وبلاگ: Tarikhema ir
شعار: حقیقت

59 پیامک  •  صفحه 1 از 31, 2, 3  

 

پیامک ها
artis
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 23:12  
ديوانگيست ... كه از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينكه خار يكي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...
و اين نیز ديوانگيست ... كه همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها كنيم

artis
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 23:11  
تک تک ما سرانجام روزی داوری خواهیم شد. مهم این است که
چقدر زندگی کرده ایم, نه چقدر زنده بوده ایم.
چقدر بخشیده ایم, نه چقدر داشته ایم.
چقدر خوب- صرفاً خوب- بوده ایم, نه چقدر عظیم جلوه کرده ایم

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:33  
نیومد جون تو ..دوباره بفرست...پوزش تقصیر من نیست

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:27  
نه...

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:25  
نه نیومد پوزش

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:24  
بلهههههههههههههههههههههههه
الان ج میدم

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:19  
هنوز که نیومده اومد چشم...اره حیف شد

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 21:15  
سلام...خوبم ...خوبی...
نه نرفتم ...میگن خیلی خوش گذشت حیف شد

ana
  ارسال شده در: 23 اردیبهشت 1391, 19:22  
سلام نگار جون ..خوبی؟
چه خبر عسیسم؟

ana
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 19:49  
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!

ویکتور هوگو

artis
  ارسال شده در: 22 اردیبهشت 1391, 10:38  
دلمان خوش است که مینویسم

و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند

یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شــود

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم

و چــه ســــاده می شـکــنیم

همــــه چیـــز را

artis
  ارسال شده در: 20 اردیبهشت 1391, 22:35  
ما نسل بوسه هاى خیابانى هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل درد و دل با غریبه هاى مجازى
نسل جمله هاى کوروش و دکتر شریعتى
نسل کادوهاى یواشکى
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس
نسل درگیر فیسبوک،تیوترو....
نسل سوخته
نسل من ،نسل تو...
یادمان باشد هنگامى که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوییم یادش بخیر، دنیاى ما هم همینطور بود!

artis
  ارسال شده در: 20 اردیبهشت 1391, 22:25  
این آینــــــده کـــــدام بود که بهـــــترین روزهــــای عمـــــر را حــــرامِ دیـدارش کــــــردم...؟
حسین پنـــــاهی

artis
  ارسال شده در: 20 اردیبهشت 1391, 22:25  
خواهش می کنم دوست عزیز،
نظر لطفته...

artis
  ارسال شده در: 19 اردیبهشت 1391, 21:44  
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی.تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند. از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود..........

artis
  ارسال شده در: 16 اردیبهشت 1391, 22:57  
دهان مردم دروازه ایست که بستن آن دشوار است

ولی می توانی با ادامه ی کاری که موجب گشودن دهانشان شده آنها را بسوزانی...

enikazemi
  ارسال شده در: 16 اردیبهشت 1391, 22:43  
نماد کاربر
ممنونم..

artis
  ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 22:03  
وقتی نگاهت غمگین است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست………………بگذار حداقل غم غمگینی نگاه تو را به دوش باران بکشم……….می دانم نمی خواهی ولی بگذار سهیم غمگینی نگاهت باشم……………صدای نگاهم که برای غم چشمانت می گرید پیشکش نداشتن من در دل بی انتهایت…………….

Andia
  ارسال شده در: 11 اردیبهشت 1391, 11:58  
نماد کاربر
به نقل از تبیان، با توجه به اینکه وب‌سایت "فیس بوک" در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟
متن استفتاء و پاسخ مقام معظم رهبری درباره "فیس ‌بوک" در ذیل آمده است.

متن سؤال:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آیت‌الله خامنه‌ای
با سلام و احترام

با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟با تشکر

باسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.

موفق و مؤید باشید.

توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی بیان شده است؛ تشخیص اینکه آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق می باشد یا خیر به عهده مکلفین گذاشته شده است.

نکته‌ای که در حکم بالا مشخص است این است که در صورتی که این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی که ماهیت شبکه‌های مجازی بر پایه جمع‌آوری اطلاعات می‌باشد و هر‌چه استفاده‌کنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت کمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبکه‌های اطلاعاتی فراهم می‌کنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.

به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حکم به عهده ی خود شماست.

alip2
  ارسال شده در: 14 فروردین 1391, 02:57  
نماد کاربر
لینک عکسمو کجا دیدی؟چون من دوتا عکس گذاشتم یکی جدید یکی قدیم
شبت خوش باد

ارسال پیامک

59 پیامک  •  صفحه 1 از 31, 2, 3


ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


انتقال به:  

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB Ver: 3.0.10
Developed by ArmanPC | Persian by Maghsad

تمامي حقوق اين تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاريخ ما" مي باشد

استفاده از نگاره هاي "تاريخ ما" تنها با پيوست لينک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است.