| پیامک ها |
|
|
ارسال شده در: ديروز, 10:44
|
|
|
سلام ممنون از پیامتون حق باشماست هرچند نوشته همون بنده خدا خیلی زیبا بود .
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 31 اردیبهشت 1391, 21:10
|
|
|
سلام دلیل اینکه نوشتید جعلی چیه ؟اصلا از کجا انقد با اطمینان نوشتیدکه جعلی !
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 28 اردیبهشت 1391, 14:46
|
|
|
درود وهاب جان رفتیجشن نفس من که سرکار بودم نتونستم به امید خدا فردا میرم
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 20 اردیبهشت 1391, 11:08
|
|
|
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،دروغ و خیانت، جاهطلبی و ... هر کس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد. بعضیها تکهای از قلبشان را میدادند و بعضی پارهای از روحشان را. بعضیها ایمانشان را میدادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان میخندید و دهانش بوی گند جهنم میداد. حالم را به هم میزد. دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،فقط گوشهای بساطم را پهن کردهام و آرام نجوا میکنم. نه قیل و قال میکنم و نه کسی را مجبور میکنم چیزی از من بخرد. میبینی! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق میکنی.تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات میدهد. اینها سادهاند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب میخورند. از شیطان بدم میآمد. حرفهایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعتها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبهای عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشتهام. تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. میخواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغیاش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشکهایم که تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بیدلیام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و همانجا بیاختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود...
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 15 اردیبهشت 1391, 19:59
|
|
|
قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟
به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟
اشتباه نکنید
نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.
عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.
به دنبال چه می گردید؟
عشق؟
چرا عشق؟
چرا محبت نه؟
عشق دروغ است
حسی است وسوسه انگیز
عشق بیماریست دردی است بی درمان.
مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.
عشق جنون است
دیوانه گیست
چرا میخواهید عاشق شوید؟
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 23:21
|
|
|
در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند∙ يکي از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا آنرا در زير زمين مدفون کن∙ فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده∙ و سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار بده∙ ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حالي که من مي خواهم راز زندگي در دسترس همه بندگانم باشد∙ در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجاهي خداي مهربان راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچ کس به اين فکر نمي افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند∙ و خداوند اين فکر را پسنديد.....
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 12:57
|
|
 کل ملت به این آقا آلرژی دارن که با هیچ آنتی هیستامینی رفع نمیشه جز مرگش!
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 13 اردیبهشت 1391, 12:56
|
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 12 اردیبهشت 1391, 14:05
|
|
|
درود؛ دلیل من برای ارسال این فتوی به تعدادی از دوستان این بود که بگویم نام این آقا رهبر است،اماحرفش پشیزی ارزش ندارد و اجرا نمی شود. درضمن از پیامک تند قبلی پوزش می طلبم.
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 11 اردیبهشت 1391, 21:32
|
|
|
ببخشید مزاحمتون شدم حضرت آقا! ازرفتار دوستانه تون خرسند شدم!
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 11 اردیبهشت 1391, 12:04
|
|
|
به نقل از تبیان، با توجه به اینکه وبسایت "فیس بوک" در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟ متن استفتاء و پاسخ مقام معظم رهبری درباره "فیس بوک" در ذیل آمده است.
متن سؤال:
بسمالله الرحمن الرحیم آیتالله خامنهای با سلام و احترام
با توجه به اینکه وبسایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟با تشکر
باسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته بهطور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.
موفق و مؤید باشید.
توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی بیان شده است؛ تشخیص اینکه آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق می باشد یا خیر به عهده مکلفین گذاشته شده است.
نکتهای که در حکم بالا مشخص است این است که در صورتی که این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی که ماهیت شبکههای مجازی بر پایه جمعآوری اطلاعات میباشد و هرچه استفادهکنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت کمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبکههای اطلاعاتی فراهم میکنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.
به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حکم به عهده ی خود شماست.
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 1 فروردین 1391, 20:28
|
|
|
سال 3750 زرتشتی و سال 1391 هجری قمری را شادباش میگویم سالی پر از شادی و نیکی را برای شما ارزومدیم اگر اذیتی از بنده دیدید تا اکنون پوزش میخواهم بلکه فقط از روی نادانی بوده و هیچ قصدی نداشته ام امیدوارم در کنار هم سالی گرم و خوبی داشته باشیم به امید فردایی بهتر اهورا مزدا نگهدارتان باد
بدرود
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 22 اسفند 1390, 01:05
|
|
|
وهاب جان سلام من توي بخش دانستنيها شرح حال مختصري در رابطه با فراماسونري نوشتم . ميتونيم از همون جا شروع كنيم .نتونستم لينكشو برات بفرستم ،يه سري بهش بزن .موفق باشي
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 17 دی 1390, 00:38
|
|
|
درود وهاب جان
آقا مبارک باشه.خیلی خیلی خوشحال شدم که داری ازدواج میکنی . امیدوارم زود به هدفت برسی و واقعا خوشحال میشم وقتی یه جوونی به این مرحله میرسه که میتونه ازدواج کنه و در این شرایط مسئولیت قبول میکنه.بهت تبریک میگم داداشی
خبر به این خوبی رو آخه الان به ما میدی ؟ اگه گیر و گرفتاری داشتی میتونی رو کمک من حساب کنی بی تعارف میگم.امیدوارم زندگی خوبی پیش رو باشه.مهر افزون
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 17 دی 1390, 07:20
|
|
|
درود وهاب جان خوبی ؟ چند مدته که نیستی و ما هم دلتنگت شدیم.نبودت در انجمن احساس میشه . امیدوارم زودتر به جمعمون برگردی و خوشحالمون کنی وهاب جان
موفق باشی . مهر افزون
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 6 دی 1390, 00:34
|
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 30 آذر 1390, 03:17
|
|
|
dorood vahab jan khoobi ?
shabe yalda ro be to va khunevadat tabrik migam va omidvaram hamishe shado salamat bashin.mehr afzoon
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 12 آذر 1390, 14:39
|
|
|
سلام وهاب عزیز حضور لمست رو طبیعت خجستگی گرفته امیدوارم همیشه ایام سلامت ببینیمت تولدت مبارک عزیزی
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 6 آذر 1390, 08:27
|
|
درود وهاب جان خوبی ؟ این ایمیل منه lord_4rd3shir@yahoo.comفکر میکنم همدیگه رو گم نکنیم بهتره.البته اگه من رو لایق دوستی خودت بدونی
|
|
|
|
|
|
ارسال شده در: 1 آذر 1390, 12:42
|
|
|
سلام وهاب جان در خصوص سوالتان باید بگویم ، حدود 8 سال است که در زمینه NLP و تکنیک های موفقیت هم تحقیق می کنم هم تدریس.گاهی سمیناری ، همایشی یا کارگاهی ( هر چند کار اصلی ام این نیست ). نمی دانم نامش را می توان تخصص گذاشت یا نه. خودم ترجیح می دهم آن را دغدغه بدانم.
|
|
|
|
25 پیامک • صفحه 1 از 2 • 1, 2
|
صفحه اول
ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است
|